English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
program package بسته برنامه
Search result with all words
package program برنامه بستهای
package program برنامه فشرده
Other Matches
package بسته بندی
package مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
package بسته
package قوطی بسته بندی کردن
package توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
package گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
package برنامههای کامپیوتر و نحوه کار برای اهداف مخصوص
package عدل بندی
application package بسته کاربردی
package shows نمایشات و برنامههای تفریحی پیش بینی شده قبلی
aid package بسته کمک مالی
package holiday مسافرت بسته بندی
austerity package بسته صرفه جویی [اقتصاد] [سیاست]
package deal مقاطعه در بست و خرید یکجا
package deal معامله یکجا
accounts package نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد
package deal معامله کلی معامله چکی
package deals مقاطعه در بست و خرید یکجا
accounting package بسته پیش نوشته حسابداری
package deals معامله یکجا
package deals معامله کلی معامله چکی
accounting package نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد
software package بسته پیش نوشته نرم افزاری
package forces نیروهای پیش بینی شده نیروهای برش داده شده ازقبل
software package بسته نرم افزاری
package holiday تعطیلیکهتوسطیکشرکتمسافربریکنترلونظارتشود
package tour گشت بسته ای
package tour مسافرت بسته بندی
package holiday گشت بسته ای
integrated computer package software integrated
dual in line package بسته درون برنامهای دوواحدی نوعی پایه متداول که روی ان یک تراشه نصب میشود
slide show package بسته نمایش اسلاید
To do a package up good and tight . بسته ایی را محکم بستن
modular accounting package برنامه پیش نوشته حسابداری واحدی
integrated accounting package بسته پیش نوشته حسابداری مجتمع
program id شناسنامه برنامه
program برنامه دستور
program برنامه نوشتن
program نقشه
program روش کار پروگرام
program دستور کار
program برنامه تهیه کردن
program دستور
program برنامه ریزی کردن
program برنامه دارکردن
program برنامه
program مجموعه حرکات اسکیت باز برنامه مسابقه ها در یک روز در محل معین
program نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
program مجموعه دستورات کامل که کامپیوتر را برای کار مشخصی هدایت میکند
program برنامه دادن برنامه ریختن
program maintenance نگهداشت برنامه
program manager مدیر برنامه ها
program manager بخش اصلی ویندوز که کابر می بیند
program correctness تصحیح برنامه
program loans قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
program maintenance نگهداری برنامه
program listing لیست برنامه
program module واحد برنامه
program section بخش برنامه ها
program schema الگوی برنامه
program run رانش برنامه
program relocation جابجایی برنامه
program proving اثبات برنامه
program product فراورده برنامه
program product محصول برنامه
program priority اولویت برنامه
program overlay جایگذاشت برنامه
program of targets برنامه اماجها
program of targets برنامه هدفها
program library کتابخانه برنامه
program of instruction برنامه اموزش
program music موزیکی که نماینده یک رشته رویدادهاو منظره ها باشد
program section بخش تهیه برنامه ها
program listing سیاهه برنامه
program library کتابخانه برنامه ها
program execution اجرای برنامه
program documentation مستند سازی برنامه
program debugging اشکال زدایی برنامه
program counter شمارشگربرنامه
program counter شمارنده برنامه
program cost مخارج اجرای یک برنامه مخارج پیش بینی شده
program cost هزینه برنامه
program control کنترل برنامه
program chaining اتصال برنامه
program coding کدگذاری برنامه
program file فایل برنامه
program flow گردش برنامه
program flow روند برنامه
program language زبان برنامه
program language زبان برنامه نویسی
program interrupt قطع برنامه
program interrupt وقفه برنامه
program generator برنامه ساز
program generator مولد برنامه
program generator برنامه زا
program of instruction برنامه تدریس
program flowchart نمودارگردشی برنامه
program flowchart نمودارگردش کار برنامه
program flowchart روند نمای برنامه
program checkout وارسی برنامه
program segment قطعه برنامه
program line فرش های همگون [اصطلاحا به فرش های اطلاق می شود که از نظر نقشه مشابه بوده ولی اندازه آنها با یکدیگر متفاوت باشد.]
troop program برنامه تشکیل یکانها
transient program برنامه گذرا
training program برنامه اموزش
test program برنامه ازماینده
target program برنامه هدف
target program برنامه مقصود
systems program برنامه سیستم
system program برنامه سیستم
support program برنامه پشتیبانی
supervisory program برنامه نافر
stored program برنامه ذخیره شده
stored program برنامه انباشته
troop program برنامه تامین عدههای نظامی
tutorial program برنامه خوداموز
utilitu program برنامه کمکی
auxiliary program برنامه کمک [رایانه شناسی ]
program selector انتخابگربرنامه
wordprocessing program برنامه واژه پردازی
weight program تمرین وزنه برداری
vhsic program Circuit Integration HighSpeed Very program برنامه مدار مجتمع بسیارسریع
user program برنامه استفاده کننده
user program برنامه کاربر
utility program برنامه کاربردی
utility program برنامه مفید
utility program برنامه سودمند
stored program بابرنامه انباشته
star program بدون خطا اجرا شود
reentrable program برنامه قابل بازگذشت
proprietary program برنامه اختصاصی
program verification عمل اثبات صحت کار یک برنامه داده شده
program text متن برنامه
program testing تست برنامه
program testing ازمایش برنامه
program switch گزینه برنامه
program structure ساخت برنامه
program storage انباره برنامه
program stop توقف برنامه
program step گام برنامه
program stack پشته برنامه
program specification مشخصه برنامه
reentrant program برنامه بازگذشتی
relocatable program برنامه جابجاپذیر
star program برنامه کامل
spreadsheet program برنامه صفحه گسترده
source program برنامه مبداء
source program برنامه منبع
service program برنامه خدماتی
security program برنامه حفافتی
scatter program نمودار پراکنده
reusable program برنامه قابل استفاده مجدد
resident program برنامه مقیم
report program برنامه گزارش
program specification خصیصه برنامه
information program اگاه سازی برنامه اطلاعات
executive program برنامه اجرایی
even driven program برنامه رویدادی
drawing program نرم افزار طراحی و رسم روی صفحه توسط کاربر
draw program برنامه ترسیم
dictionary program برنامه فرهنگ لغات
diagnostic program برنامه عیب شناسی
diagnostic program برنامه تشخیصی
deflationary program برنامه ضد تورمی
debugging a program اشکال زدایی یک برنامه
control program برنامه کنترل
computer program برنامه کامپیوتر
executive program برنامه مجری
exercise program برنامه عملیات مانور برنامه تمرین
information program برنامه اگاه سازی
inference program برنامه استنباط
hardwired program برنامه کامپیوتری درون سخت افزار که قابل تغییر نیست
graphics program برنامه گرافیکی
generator program برنامه مولد
foreground program برنامهای که تقدم بالایی داشته و بنابر این بر برنامههای فعال جاری در یک سیستم کامپیوتری که ازروش چند برنامهای استفاده میکند تقدم دارد
foreground program برنامه پیش صحنی
food program رژیم تغذیه
food program برنامه غذایی
active program برنامه فعال
computer program برنامه کامپیوتری
comprehensive program برنامه اجرائی جامع
compiler program برنامه همگردانی
background program برنامهای که به هنگام عدم نیازمندیهای برنامههای باتقدم بالا به امکانات سیستم کامپیوتری چند برنامهای قابل اجرا میباشد
background program برنامه زمینهای
authorized program برنامه مجاز
assembly program برنامه اسمبلی
assembly program assembler
assembly program برنامه همگذاری
application program برنامه کاربردی
antivirus program برنامه ضد ویروس
add in program برنامه افزودنی
background program برنامه پس زمینهای
benchmark program برنامه محک
communications program برنامه ارتباطات
child program تابع یا برنامهای که توسط برنامههای دیگر فراخوانده می شوند و در حین اجرای برنامه دوم فعال می مانند
checking program برنامه مقابله کننده
capital program برنامه سرمایه گذاری برنامه تولید سرمایه
calling program برنامه فراخواننده
calling program برنامه فراخوانی
calling program برنامه فرا خواننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com