English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 15 (3 milliseconds)
English Persian
prompted بیدرنگ
prompted سریع کردن
prompted بفعالیت واداشتن
prompted برانگیختن
prompted سریع عاجل
prompted اماده
prompted چالاک سوفلوری کردن
prompted سریع
prompted فوری
prompted نقدی
prompted نشانهای که برای بیان نیاز به یک دستور نمایش داده میشود
prompted پیام حرف نشان داده شده روی صفحه نمایش برای پیام دادن به کاربر که یک ورودی لازم است
prompted کاراکتر یا پیامی که توسط کامپیوتر ارائه میشود تامشخص کند که اماده پذیرفتن ورودی صفحه کلید است اعلان
prompted عکس العمل
Other Matches
I have prompted this . این را من مایه آمده ام
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com