Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 183 (2 milliseconds)
English
Persian
propagation constant
ثابت انتشار
Other Matches
propagation
پخش امواج یا اعلامیه
propagation
تبلیغ کردن
propagation
اشاعه
propagation
شایع کردن
propagation
تبلیغ
propagation
ترویج
propagation
گسترش
propagation
تکثیر تبلیغ
propagation
انتشار
propagation
رواج
propagation
پراکنی
propagation
پخش
velocity of propagation
سرعت انتشار
wave propagation
انتشار موج
wave propagation
حرکت موج
carry propagation
پخش رقم نقلی
sound propagation
انتشار صوت
propagation sequence
مرحله انتشار
error propagation
انتشار خطا
[ریاضی]
propagation delay
1-زمان لازم برای فاهر شدن خروجی در دروازه منط قی پس از اعمال ورودی . 2-زمانی که بیت داده روی شبکه از مبدا به مقصد می رود
guided propagation
تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار
propagation delay
تاخیر پخش
propagation delay
تاخیر انتشار
propagation sequence
تسلسل انتشار
rate of flame propagation
سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
image propagation factor
ضریب انتقال
rate of flame propagation
سرعت انتشار شعله
constant
مقدار ثابت
constant
دادهای که مقدارش ثابت است
constant
آنچه تغییر نمیکند
constant
عدد ثابت
constant
ثابت
constant
دائمی
constant
وفادار
constant
ثابت دایمی
constant
فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
constant
همیشگی
constant
پایا
constant
سرویس انتقال داده که بخشی از ATM است و برای تضمین نرخهای مشخص ارسال داده روی شبکه حتی شبکههای شلوغ است
constant
فیلد داده که همواره همان تعداد حروف را دارد
constant
کد نمایش حروف که حاوی یک عدد ثابت دودویی در هر طول کلمه است
constant
باثبات استوار
constant
ROM-DC که با سرعت مشخصی می چرخد اندازه هر یک از فریمهای داده روی دیسک برای بدست آوردن یک داده با قاعده برای خارج شدن یک فریم در ثانیه تغییر میکند
constant
ثابت قدم
constant
مداوم
constant
پایدار
hubble constant
ثابت هابل
inertia constant
ثابت اینرسی
gravitational constant
ثابت جاذبه
instability constant
ثابت ناپایداری
ionization constant
ثابت یون
planck's constant
کوانتوم کنش
lattice constant
ثابت شبکه
madelung constant
ثابت مادلونگ
physical constant
ثابتهای فیزیکی
numeric constant
ثابت عددی
newton constant
ثابت نیوتون
overall formation constant
ثابت تشکیل کلی
multiplying constant
مضرب ثابت
magnetic constant
ثابت مغناطیسی
magnetic constant
پرمئابیلیته ی در خلاء
gravitational constant
ثابت گرانش
velocity constant
ضریب سرعت
stefan's constant
ثابت استفان
time constant
ثابت زمانی
velocity constant
ثابت سرعت
Napier's constant
عدد
[ ایی ]
[حرف لاتین]
[ریاضی]
Napier's constant
عدد نپر
[ریاضی]
weiss constant
ثابت وایس
A constant guest is never welcome .
<proverb>
به همیشه میهمان خوشامد گفته نمى شود .
Constant of integration
ثابت انتگرال گیری
[ریاضی]
stability constant
ثابت پایداری
spring constant
ضریب فنریت
proportionality constant
ثابت تناسب
rate constant
ثابت سرعت
real constant
ثابت حقیقی
rydberg constant
ثابت ریدبرگ
screening constant
ثابت پوشش
shielding constant
ثابت حفافتی
solar constant
ثابت خورشیدی
physical constant
ثابت فیزیکی
[فیزیک]
constant factors
عوامل ثابت
constant cost
هزینه ثابت معادل cost fixed
constant voltage
ولتاژ ثابت
constant voltage
فشار الکتریکی ثابت
planck's constant
ثابت پلانک
cosmological constant
ثابت کیهان شناختی
coupling constant
ثابت جفت شدن
cryoscopic constant
ثابت انجماد سنجی
curie constant
ثابت کوری
decay constant
ثابت تباهی
constant cost
قیمت ثابت
declination constant
زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
constant current
جریان دائم
constant current
جریان مستقیم جریان ثابت باطری
absorption constant
ضریب جذب
constant luminance
روشنایی ثابت
constant of motion
ثابت حرکت
constant of the cone
زاویه کجی مخروق نقشه برداری لامبر ضریب مخروط لامبر
constant potential
اختلاف پتانسیل ثابت
constant error
خطای ثابت
constant power
توان ثابت
constant power
توان دائمی
constant pressure
فشار ثابت
constant return
بازده ثابت
constant speed
سرعت ثابت
dielectric constant
ثابت دی الکتریک
figurative constant
ثابت تلویحی
calibration constant
ثابت درجه بندی
boltzmann constant
ثابت بولتزمن
force constant
ثابت نیرو
attenuation constant
ثابت تضعیف
frequency constant
ثابت فرکانس
formation constant
ثابت تشکیل
gas constant
ثابت گازها
gas constant
ثابت گاز
boltzmann constant
ثابت بولتزمان
field constant
ثابت میدان
dissociation constant
ثابت تفکیک
equilibrium constant
ثابت تعادل
ebullioscopy constant
ثابت غلیان نمایی
electric constant
ثابت الکتریکی
disintegration constant
ثابت تلاشی
constant current
شدت ثابت
constant capital
سرمایه ثابت
constant amperage regulation
تنظیم با امپر ثابت
constant displacement pump
پمپی با خروجی ثابت که درهر دور گردش مقدار ثابتی سیال جابجا میکند و مقدارجریان تنها بستگی به سرعت گردش ان دارد
constant current distribution
توزیع با شدت ثابت
specific rate constant
ثابت ویژه سرعت
stepwise formation constant
ثابت تشکیل مرحلهای
thermodynamic equilibruim constant
ثابت تعادل ترمودینامیکی
constant current transformer
مبدل با شدت ثابت
constant current motor
موتور با امپر ثابت
constant cost industry
صنعت هزینههای ثابت
A steadfast (constant) friend.
دوست ثابت وپابر جا
constant current regulator
تنظیم با امپر ثابت
to be exposed to a constant stream of something
در معرض چیزی به طور مداوم بودن
[بدون اینکه مستقیمآ به آن چیز توجه شود]
constant current charge
شارژ با جریان ثابت
capacitive time constant
ثابت زمانی فرفیت
near-constant state of flux
تغییر همیشگی
universal gas constant
ثابت گازها
constant current generator
مولد با امپر ثابت
solubility product constant
ثابت حاصلضرب انحلال پذیری
solubility product constant
ثابت حاصلضرب انحلال
constant speed unit
گاورنری که توسط موتور کارمیکند و ملخ را کنترل مینماید
constant stimulus method
روش محرک ثابت
constant temperature pressure
welding combustion جوشکاری فشاری در دمای ثابت جوشکاری گازی
constant velocity joint
تویی چرخ
polaron coupling constant
ثابت جفت شدن پولارونها
constant voltage charge
شارژ با ولتاژ ثابت
gas law constant
قانون ثابت گازها
low time constant
ثابت زمانی کوچک
law of constant proportions
قانون نسبتهای ثابت
ion product constant
ثابت حاصلضرب یونی
floating point constant
ثابت ممیز شناور
input time constant
ثابت زمانی اولیه
inductive time constant
ثابت زمانی القا
image transfer constant
ثابت انتقال تصویر
constant speed regulation
تنظیم با سرعت ثابت
constant speed propeller
ملخی که سیستم کنترل ان دارای یک گاورنر و یک فیدبک بوده و گام ملخ را به منظورثابت نگه داشتن سرعت دوران تنظیم میکند
constant helm plan
نقشه زیگزاگ
relative dielectric constant
ثابت دی الکتریک نسبی
constant potential distribution
توزیع با ولت ثابت
reaction rate of constant
ثابت سرعت واکنش
constant potential generator
مولد با ولت ثابت
image phase constant
ضریب فازی چهار قطبی ضریب ثابت فازی تصویر ثابت فازی چهار قطبی
constant potential rectifier
یکسو کننده با ولت ثابت
constant potential regulator
ولتپای
constant voltage regulator
ولتپای
constant potential transformer
مبدل با ولت ثابت
constant speed motor
موتور با سرعت ثابت
constant pressure combustion
احتراق در فشار ثابت
constant speed drive
چرخدندهای با ضریبهای متغیر که برای ثابت نگه داشتن دور قسمت گردنده بین دو سیستم گرداننده و گردنده قرار میگیرد
constant return to scale
بازده ثابت نسبت به مقیاس
boiling point elevation constant
ثابت صعود نقطه جوش
time constant of an exponential quantity
ثابت زمانی یک کمیت نمایی
Constant dripping wear away the stone .
<proverb>
قطرات مداوم آب سنگ را مى ساید.
law of constant heat sumation
قانون ثابت بودن جمع گرماها
law of constant heat sumation
قانون هس
constant dripping wears away the stone
<proverb>
اگر که خواهی شوی خوشنویس، بنویس و بنویس و بنویس
constant angle arch dam
بند قوسی با زاویه یکسان سد کمانی با زاویه یکسان
spherical coordinate system
[with constant radius]
دستگاه مختصات کروی
[با شعاع ثابت]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com