English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 52 (4 milliseconds)
English Persian
proxy server کامپیوتری که کپی داده ها و فایلهای ذخیره شده روی سرور را ذخیره میکند تا به کاربران امکان دهد به سرعت به فایلها و داده دستیابی داشته باشند, اغلب حد وسط ی بین اینترنت یک شرکت و اینترنت عمومی است
Other Matches
proxy وکیل
as a proxy وکالتا"
proxy نمایندگی وکالت وکالتنامه
proxy نماینده صاحب سهم در مجمع عمومی صاحبان سهام وکیل
proxy وکالتنامه
proxy بنمایندگی دیگری رای دادن
proxy وکالت وکالتنامه
proxy نماینده
oppoint him as one's proxy به کسی وکالت دادن
he voted by proxy کسی را از جانب خودوکیل کردکه رای دهد
i made him my proxy او را وکیل خود نمودم
proxy agent نرم افزاری که دستورات مدیریت شبکه را ترجمه میکند تا به نرم افزار مدیریتی امکان دهد تا وسیلهای که از پروتکل دیگر استفاده میکند را کنترل کند
i made him my proxy او رااز جانب خود وکیل کردم
proxy variables متغیرهای نماینده متغیرهای تقریبی
he voted by proxy بوسیله وکیل یا نماینده رای داد
server که به کاربر امکان دستیابی به فایلهای کامپیوتر دیگر و وسایل جانبی روی شبکه میدهد به صورتی که گویی منابع محلی هستند
server مشخصه مخصوص در وب سرور که به صفحات وب و متن ها و برنامه ها امکان تواناییهای خاص میدهد. مثل شمارش مراجعه کنندگان به یک سایت
server بازیکنی که توپ را میزند
server نوکر
server برنامه کاربردی ذخیره شده روی دیسک سخت سرور که قابل دستیابی
server توسط کاربران متعدد در یک زمان است
server ول مدیریت صف چاپ و چاپگرهاست
server سیستم عامل شبکه برای PC سافت IBM
server کامپیوتر مخصوص و امکان حافظه پشتیبان در ترمینال ها و عملگرهای شبکه محلی
server کامپیوتر متصل به شبکه که نرم افزار سیستم عامل شبکه را اجرا میکند تا کاربر دیگر واشتراک فایل و چاپگر را کنترل کند
server کامپیوتر مخصوص که کاری را برای شبکه انجام میدهد
server خدمتگزار
server کمک کننده
server خدمتکار
server خدمتگذار
server سیستم
time server بوجارلنجان
time server ابن الوقت
a dedicated server [رایانه] خدمتگذار اختصاصی
communications server سرویس دهنده مخابراتی
file server سرور فایل
file server خدمتگزار فایل
mail server کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
network server خدمتگزار شبکه
non dedicated server کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را در پس زمینه اجرا میکند و نیز برای اجرای برنامههای کاربردی نرمال در همان زمان قابل استفاده است
LAN Server سیستم عامل شبکه برای PC سافت IBM
process server مامور ابلاغ برگهای قانونی
Web server کامپیوتری که صفحات وب را که یک وب سایت تشکیل می دهند ذخیره میکند
An opportunist. A time -server. آدم استفاده جو ( استفاده گر )
server based application برنامه کاربرد شبکه
back end server کامپیوتر متصل به شبکه که امور مربوط به ایستگاههای کاری مشتری را انجام میدهد
client server network شبکه خدمتگزار- مشتری
dedicated file server خدمتگذار فایل اختصاصی
To be a time server . To sail with the wind . ابن الوقت بودن
What should I do when I get the following message: The connection to the server has failed چکاری لازم هست انجام بدهم وقتی که پیغام زیر را دریافت کردم: ارتباط با سرور میسر نمیباشد؟
To be a time -server . To sail with the wind . To be unprincipled. نان را به نرخ روز خوردن ( ابن الوقت بودن )
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com