English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
public morals اخلاق حسنه
Search result with all words
offences against public morals جرائم بر علیه اخلاق عمومی
Other Matches
morals اخلاقیات
Her morals are corruted . اخلاقش فاسد شده است
public a وکیل عمومی
public رمز گشایی که از کلید عمومی برای رمز گذاری پیام استفاده میکند و از یک کلید خصوص برای رمز گشایی آن .
public متن یا برنامهای که حق کپی ندارد و توسط هر کسی قابل کپی کردن است
public سرویس ارسال داده برای عموم . مثل سیستم تلفن اصلی در یک کشور
public آزاد برای استفاده همگانی , ساخته شده برای استفاده همگانی
in public علنا"
in public علنی
the public عامه
the public عموم مردم
public d. زمین خالصه
public روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
public ملت
public عمومی
public همگانی ملی
public اجتماعی
public عموم
public عامه اشکار
public همگان
public مردم
public ملی
public عامه
public همگانی
public monopoly انحصار دولتی
public ownership مالکیت عمومی
public order نظم عمومی
public mischief جرم علیه جامعه
public network شبکه عمومی
public meeting اجتماع
public mischief جرمی که مضر به حال جامعه باشد
public ownership مالکیت دولتی
public servant مستخدم عمومی
public servant خادم ملت
public servant مستخدم دولت
public sale مزایده
public sale حراج
public road شارع عام
public property مال عمومی
public policy سیاست عمومی
public place مکان عمومی
public place محل عمومی
public servant کارمنددولت
public meeting تجمع
public life زندگی سیاسی
public institutions موسسات عمومی
public information اطلاعات مورد نیاز عامه مردم وافکار عمومی
public information اطلاعات عمومی
public image تاثیر علامت تجارتی روی ذهن مردم
public health بهداشت همگانی
public goods کالاهای عمومی
public good کالایی که تولید ان به نفع جامعه باشد
public finance مالیه عمومی
public facilities تسهیلات عمومی
public expenditures مخارج عمومی
public enterprises موسسات عمومی
public institutions نهادهای دولتی
public instractions تعلیمات همگانی
public instractions معارف
public life زندگی در سیاست
public image تصور عمومی
public library کتابخانه عمومی
public law حقوق بین المللی عمومی
public law حقوق عمومی
public interests مصالح عامه
public interest منافع عامه
public interest نفع عمومی
public interest منافع عمومی
public endowment وقف عام
public service خدمت بجامعه
public enterprise مدیریتومالکیتعمومی
public convenience توالتعمومی
public bar اتاقیدرمشروبقروشیبامبلمانساده
general public عامهمردم
public garden باغچهعمودی
to make public افشا کردن
to make public فاش کردن
to make public اشکار یا علنی کردن
the public voice عمومی
the public voice ارا
the public purse خزانه ملی
public holiday تعطیلیعمومیورسمی
public notice آگهی به مردم
public baths استخر عمومی
public domain مالکیت دولتی
public ownership مالکیت دولتی
public domain خالصه دولتی
public ownership خالصه دولتی
public domain ملک خالصه
public ownership ملک خالصه
the public are hereby notified بدین وسیله عموم را اگهی میدهید
the american public مردم امریکا
public spiritedness خیر خواهی مردم
public spiritedly ازلحاظ خیر خواهی مردم میهن پرستانه
public spirited دارای روحیه اجتماعی
public spirit خیر خواهی برای مردم میهن پرستی
public ship کشتی حمل و نقل و مسافربر دولتی
public ship ناو دولتی
public session جلسه علنی
public services بریات عمومیه
public services خدمات عمومی
public spiritedness خیرخواهی عموم
public spiritedness میهن پرستی
public submission مناقصه رسمی
quasi public نیمه عمومی
quasi public نیمه دولتی
public warehouse انبار عمومی
public utility عام المنفعه
public utility کار عام المنفعه
public utilities برق و ...
public utilities خدمات عمومی مانند اب
public utilities تسهیلات عمومی
public trial دادرسی علنی
public treasury بیت المال
public traffic رفت و امد همگانی
public service استخدام دولتی
notary public دفتر اسناد رسمی
public works امورعام المنفعه
public works تاسیسات عام المنفعه
public school دبیرستان شبانه روزی مدرسه عمومی
public relations روابط عمومی
public opinion افکار عمومی
public works فواید عامه
public works کارهای ساختمانی همگانی
public defender وکیل تسخیری
notify the public به اطلاع عموم رساندن
in the sight of the public در ملاء عام
in the sight of the public در انظار عمومی
in the public view در ملاء عام
public servants مامورین دولتی
public welfare رفاه عمومی
for the public good برای خیر عموم
endowments to the public اوقاف عامه
public prosector مدعی العموم
public prosector دادستان
public nuisances مزاحمت عمومی
public nuisances unisance
public nuisance مزاحمت عمومی
public prosecutors مدعی العموم
public prosecutors دادستان
public prosecutor مدعی العموم
public prosecutor دادستان
public corporation شرکت سهامی عام
public company شرکت سهامی عام
public companies شرکت سهامی عام
public-spirited میهن پرست
public house کاروانسرا
public house مهمانخانه
public house میخانه
public nuisance unisance
public sector بخش دولتی
public sector بخش عمومی
public schools مدارس دولتی
public schools مدارس عمومی
public houses میخانه
public houses مهمانخانه
public houses کاروانسرا
public-spirited خیرخواه مردم
public benefits منافع عمومی
public domain خالصه دولتی
pf public utility سودمند برای همه
open to the public برملا
open to the public علنی
open to the public واضح درنظر عموم
open to the public اشکار در نزد همه
public domain ملک خالصه
public domain خط مشی عمومی
public domain زمین خالصه
public debt قرضه عمومی
public disclosure تشهیر
public assistance کمکهای دولتی
public amnsement نمایشگاه عمومی
public affairs روابط عمومی
public borrowing استقراض عمومی
public broadcasting پخش برنامه عمومی
public cost هزینه عمومی
public debt بدهی دولت
public decency عفت عمومی
public deposits سپردههای عمومی
public domain خالصه
notary public سردفتر اسناد رسمی
public building بنای همگانی
public employees کارمندان بخش عمومی کارمندان دولت
of public utility عام المنفعه
notary public دفتر ثبت
notary public صاحب محضر
pf public utility عام المنفعه
Public opinion is against the project. عقیده وآراء عمومی برضد این طرح است
In deference to public opinion. به احترام افکار عمومی
public liability insurance بیمه تعهدات عمومی
public domain software نرم افزارعمومی یا همگانی
public officer [American E] کارمند دولت
public domain software نرم افزار همگانی
the public [popular] odium تنفر مردم عمومی
traffic on public roads رفت و آمد [مثال در جاده یا خیابان]
traffic on public roads ترافیک [جاده]
public defender [American E] وکیل تسخیری
public address systems دستگاه بلندگو مخصوص اجتماعات بزرگ
public health pepartment اداره بهداری
public address system دستگاه بلندگو مخصوص اجتماعات بزرگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com