English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
public opinion افکار عمومی
Search result with all words
public opinion polling استخراج عقاید و اراء عمومی رفراندوم
In deference to public opinion. به احترام افکار عمومی
Public opinion is against the project. عقیده وآراء عمومی برضد این طرح است
Other Matches
opinion نظر فکر
opinion عقیده
He's of another opinion. نظر او [مرد] فرق دارد.
opinion نظر
opinion رای اندیشه
opinion فکر
opinion رای
opinion گمان
his f. opinion عقیده ایی که پرورده وموردپسنداوست
outside opinion عقیده مردم
outside opinion رای مردم
p you if that is your opinion جای تاسف است اگرعقیده شمااین باشد
opinion نظریه
to be of the opinion that ... به این عقیده باشند که ...
in your [my] opinion به نظر تو [من]
in my opinion بعقیده من
in my opinion بنظر من
I intend to . . . I am of the opinion that … . بر آنم که …
adopting the opinion matter religious a in ajurist of
adopting the opinion تقلید در مسائل شرعی
what's your view [of it] [or opinion [on it] ] ? و نظر شما [در آن مورد] چیست ؟
It smell of opinion. بوی پیاز می دهد
to have a different view of [ opinion about] something در باره موضوی عقیده دیگری داشتن
separate opinion رای جداگانه
asking for a religious opinion استفتاء
consensus of opinion اتفاق اراء
to venture an opinion جسارتاافهار عقیده کردن
religious opinion فتوی
juristic opinion فتوی
john's own opinion عقیده خود جان
to a to a proposal or opinion باپیشنهادیاعقیدهای موافقت کردن
in my poor opinion بعقل ناقص من
in my poor opinion بعقیده ناقص من
iam of the opinion that من براین عقیده ام که
iam of the opinion that نظر من اینست که
to be wedded to an opinion بعقیدهای چسبیدن یاجداطرفداران بودن
to cherish an opinion عقیده ایی را در مغزخودپروراندن
to give an opinion افهارعقیده کردن
pass an opinion افهار عقیده کردن
express an opinion افهار عقیده کردن
experts opinion رای کارشتاس
to state one's opinion افهارعقیده کردن
to i. person with an opinion عقیدهای رابه کسی تلقین کردن
dissenting opinion نظر مخالف
separate opinion رایی که نافربه مسائل مختلف باشد
differences of opinion اختلاف عقیده [نظر]
concurring opinion رای موافق مشروط
to agree in opinion هم عقیده بودن
opinion poll نظرسنجی
opinion polls نظرسنجی
Difference of opinion (in taste). اختلا ف عقیده ( سلیقه )
To express an opinion. To comment. اظهار نظر کردن
to be of [or share] the same view [or opinion] هم عقیده بودن
I don't think it wise to publicly proffer a political opinion. من فکر نمی کنم عاقلانه باشد بطور علنی عقیده سیاسی شخصی خود را بیان کرد.
in public علنا"
in public علنی
public ملی
public ملت
public روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
public رمز گشایی که از کلید عمومی برای رمز گذاری پیام استفاده میکند و از یک کلید خصوص برای رمز گشایی آن .
public عامه
public d. زمین خالصه
public a وکیل عمومی
public عمومی
public همگانی ملی
public عموم
public عامه اشکار
public مردم
public اجتماعی
the public عامه
the public عموم مردم
public همگانی
public متن یا برنامهای که حق کپی ندارد و توسط هر کسی قابل کپی کردن است
public سرویس ارسال داده برای عموم . مثل سیستم تلفن اصلی در یک کشور
public همگان
public آزاد برای استفاده همگانی , ساخته شده برای استفاده همگانی
public place محل عمومی
public servant خادم ملت
public servant مستخدم دولت
public sale مزایده
public sale حراج
public property مال عمومی
public policy سیاست عمومی
public place مکان عمومی
public road شارع عام
public servant مستخدم عمومی
public ship ناو دولتی
public notice آگهی به مردم
public session جلسه علنی
public services بریات عمومیه
public services خدمات عمومی
public service استخدام دولتی
public service خدمت بجامعه
public servant کارمنددولت
public ownership مالکیت دولتی
public life زندگی سیاسی
public life زندگی در سیاست
public library کتابخانه عمومی
public law حقوق بین المللی عمومی
public law حقوق عمومی
public interests مصالح عامه
public interest منافع عامه
public meeting تجمع
public meeting اجتماع
public ownership مالکیت عمومی
public order نظم عمومی
public network شبکه عمومی
public morals اخلاق حسنه
public monopoly انحصار دولتی
public mischief جرمی که مضر به حال جامعه باشد
public mischief جرم علیه جامعه
public interest نفع عمومی
public ship کشتی حمل و نقل و مسافربر دولتی
public holiday تعطیلیعمومیورسمی
public convenience توالتعمومی
the public purse خزانه ملی
the public are hereby notified بدین وسیله عموم را اگهی میدهید
public enterprise مدیریتومالکیتعمومی
public baths استخر عمومی
the american public مردم امریکا
public domain مالکیت دولتی
public ownership مالکیت دولتی
quasi public نیمه عمومی
public bar اتاقیدرمشروبقروشیبامبلمانساده
the public voice ارا
to make public اشکار یا علنی کردن
to make public فاش کردن
to make public افشا کردن
public garden باغچهعمودی
general public عامهمردم
the public voice عمومی
quasi public نیمه دولتی
public warehouse انبار عمومی
public spiritedness خیرخواهی عموم
public spiritedness خیر خواهی مردم
public spiritedly ازلحاظ خیر خواهی مردم میهن پرستانه
public domain ملک خالصه
public utility عام المنفعه
public ownership ملک خالصه
public spirited دارای روحیه اجتماعی
public spiritedness میهن پرستی
public submission مناقصه رسمی
public domain خالصه دولتی
public ownership خالصه دولتی
public utility کار عام المنفعه
public utilities برق و ...
public utilities خدمات عمومی مانند اب
public utilities تسهیلات عمومی
public trial دادرسی علنی
public treasury بیت المال
public traffic رفت و امد همگانی
public spirit خیر خواهی برای مردم میهن پرستی
open to the public برملا
notary public دفتر اسناد رسمی
public house مهمانخانه
notify the public به اطلاع عموم رساندن
public house میخانه
public houses کاروانسرا
public houses مهمانخانه
public houses میخانه
in the sight of the public در ملاء عام
in the sight of the public در انظار عمومی
in the public view در ملاء عام
notary public صاحب محضر
public house کاروانسرا
public prosecutors مدعی العموم
open to the public علنی
open to the public واضح درنظر عموم
open to the public اشکار در نزد همه
public prosecutor مدعی العموم
public prosecutors دادستان
of public utility عام المنفعه
notary public سردفتر اسناد رسمی
notary public دفتر ثبت
public servants مامورین دولتی
public welfare رفاه عمومی
for the public good برای خیر عموم
public works امورعام المنفعه
public works تاسیسات عام المنفعه
public school دبیرستان شبانه روزی مدرسه عمومی
public nuisance unisance
public relations روابط عمومی
public nuisances مزاحمت عمومی
public nuisances unisance
public works فواید عامه
public works کارهای ساختمانی همگانی
endowments to the public اوقاف عامه
public schools مدارس عمومی
public prosector مدعی العموم
public prosector دادستان
public schools مدارس دولتی
public sector بخش عمومی
public defender وکیل تسخیری
public sector بخش دولتی
public prosecutor دادستان
public nuisance مزاحمت عمومی
pf public utility سودمند برای همه
public instractions معارف
public facilities تسهیلات عمومی
public expenditures مخارج عمومی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com