English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 34 (3 milliseconds)
English Persian
punched مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
punched کوتاه قطور
punched مشت
punched ضربت مشت قوت
punched استامپ
punched مهر
punched مشت زدن بر
punched منگنه
punched منگنه کردن سوراخ کردن
punched پهلوان کچل
punched سوراخ کردن
punched مهر کردن سوراخ
punched در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد
punched توپ را با مشت زدن
punched ضربه با مشت
punched سوراخ کن
punched پانچ
punched وسیلهای که داده را روی پاچ منتقل میکند به صورتی که کامپیوتر قابل تشخیص باشد
punched کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
punched قطعه کارت کوچکی که حاوی سوراخهایی برای نمایش دستورات و داده مختلف است
punched بخشی از نوار کاغذی که حاوی سوراخهایی برای نمایش داده است
punched وسیله تولید سوراخ در پانچ کارت
punched سوراخ ایجاد کردن
Other Matches
punched tape نوار پانچ
punched tape نوار منگنه شده
punched hole سوراخ منگنه
punched card کارت منگنه
punched card کارت پانچ شده
punched card کارت منگنه شده
punched card کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند
punched card control کنترل کارت پانچ
punched paper tape نوار کاغذی منگنه شده
edge punched card کارت لب منگنه شده
punched tape control کنترل نوار پانچ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com