English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 134 (7 milliseconds)
English Persian
pure procedure رویه جامع
Other Matches
pure خالص
pure پاکیزه یا ترکیب نشده با سایر چیزها
pure کدی که در حین اجرا خود را تغییر ندهد
pure مطلق
pure پاک
pure تمیز
pure محض ناب
pure ژاو
pure اصیل خالص کردن
pure پالایش کردن بیغش
pure competition رقابت کامل
pure interest منافع خالص
pure interest سود ویژه منافعی که پس از کسر کلیه استهلاکات به سرمایه گذارپرداخت میشود
pure lime اهک خالص
pure mathematics ریاضیات نظری
pure mathematics ریاضیات خالص
pure monopoly انحصار خالص
pure monopoly انحصارمطلق
pure profit سود خالص
chemically pure شیمناب
pure competition رقابت محض
pure of guilt بی گناه
pure of guilt بی تقصیر
pure interest بهره خالص
out of pure mischief تنها از روی بدجنسی
commercial pure خلوص تجارتی
pure bending خمش خالص
pure bending حالت خمشی که در ان نیروهای محوری وتلاش بتنی و لنگ خمشی برابر صفرست
pure binary دودویی محض
pure chemistry شیمی محض
pure competition رقابت خالص
pure research پژوهش محض
pure shear برش خالص
pure color رنگ اصلی
pure wool پشم خالص
pure wool پشم صد در صد
pure mathematics ریاضیات محض
pure color رنگ مایه
pure research علم پایه
pure research علم بنیادی
pure color رنگ خالص
pure alcohol الکلخالص
simon pure راست حسینی
pure strategy استراتژی خالص
pure strategy استراتژی مطلق در تئوری بازیها
pure substance جسم ناب
pure tones صداهای خالص
simon pure پاک وخالص
simon pure خالص
simon pure بی غل وغش
simon pure صحیح
procedure پردازه
procedure رویه طریقه فرایند
procedure روش وطرز عمل
procedure اقدام
procedure طرز
procedure فرابرش
procedure ایین کار روش کار
procedure نحوه عمل
procedure پروسه
procedure طرزکار
procedure روش کار
procedure زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان برنامه نویسی تابعی را فراهم میکند
procedure بخش کوچک کد دستورات کامپیوتری که حاوی تابع مکرر است و از برنامه اصلی قابل فراخوانی است
procedure روش یا مسیر مورد استفاده در حل مشکل
procedure رویه
procedure روش شیوه
procedure روال
procedure دستورالعمل
procedure روند
procedure ایین دادرسی
procedure روش
procedure طرز عمل
procedure شیوه
pure color response پاسخ خالص رنگ
This is treason, pure and simple. خیانت که دیگه شاخ ودم ندارد
pure rate of interest نرخ بهره خالص
There's pure jealousy in his every word. هر کلمه ای که از زبان او [مرد] در می آید حسادت را بیان می کند.
pure nitric acid تیزاب خالص یا تیز کرده
pure monetary policy سیاست پولی خالص
acetyl pure yellow زرد خالص استیلی
bottom pure ladle پاتیل ریخته گری
pure fiscal policy سیاست مالی خالص
regular procedure اقدام قانونی
procedure division یکی از چهار قسمت اصلی برنامه کوبول
recovery procedure رویه ترمیمی
recursive procedure رویه بازگشتی
rules of procedure قوانین مربوط به روش جاری
rules of procedure نظامنامه داخلی
[procedure of] solution راه حل
rules of procedure روش جاری
procedure checklist ایجادکنندهلیستتنظیم
procedure sign علایم ارسالی در شبکه قبل ازشروع مکالمات
procedure message پیام عادی
procedure manual کتاب راهنمای رویهای
control procedure رویه کنترل
procedure declaration اعلان رویه
court procedure محاکمه
in stream procedure رویه با مسیل
legal procedure محاکمه
legal procedure دادرسی
law of procedure قانون اصول محاکمات قانون شکلی
law of procedure قانون ائین دادرسی
it was an incorrect procedure جریانش درست نبود
it was an incorrect procedure یک اقدام غلطی بود
inquisitorial procedure دادرسی با شکنجه و سخت گیری
procedure message پیام معمولی
procedure turn دور زدن برای برگشتن در مسیر
code of procedure قانون اصول محاکمات
procedure word کلماتی که قبل از شروع مکالمه مخابره می شوند
civil procedure ایین دادرسی مدنی
codress procedure روش ذکر گیرندگان به صورت رمزی روش رمز کردن کلیه پیام
civil procedure اصول محاکمات حقوقی
procedure turn دور زدن برای تغییر مسیرهواپیما
cataloged procedure رویه فهرست بندی شده
endorcement procedure شیوه اجرا
illegal procedure خطای تیم مهاجم
procedure oriented رویه گرا
code of procedure قانون ایین دادرسی
These tablets make water pure. این قرص ها آب را پاکسازی می کند.
the low of criminal procedure قانون اصول محاکمات جزایی
law of criminal procedure ائین دادرسی کیفری
law of civil procedure ائین دادرسی مدنی
root canal procedure درمان ریشه [دندان پزشکی]
root canal procedure روت کانال تراپی [دندان پزشکی]
procedure oriented language زبان رویه گرا
Act according to the previous procedure. بترتیب گذشته عمل کنید
input output procedure رویه ورودی- خروجی
civil procedure code قانون ایین دادرسی مدنی
principle of criminal procedure ایین دادرسی کیفری
principle of criminal procedure اصول محاکمات جزائی
root canal procedure عصب کشی [روت کانال] [دندان پزشکی]
Either be a pure Ethiopian or a full - blooded Roman. <proverb> یا زنگى زنگ باش یا رومى روم .
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com