English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 189 (2 milliseconds)
English Persian
puzzle lock قفل رمزی
Other Matches
puzzle گیچ کردن
it is a puzzle to me برای من معما است
puzzle چیستان جدول معما
puzzle معما
puzzle لغز
puzzle متحیرشدن
puzzle اشفته کردن
Chinese puzzle معما
puzzle head که دارای افکارمغشوش و خیالات درهم برهم است
crossword puzzle جدول معمایی
crossword puzzle جدول کلمات متقاطع
Chinese puzzle معمای چینی
jigsaw puzzle نوعی بازی معمایی که بازیکنان باید قطعات متلاشی و مختلف یک شکل یا نقشه رابا هم جفت کرده و شکل مخصوص با ان بسازند
puzzle box جعبه معما
Chinese puzzle مسئلهی غامض
cross word puzzle جدول معمایی
lock up وضعیت عملیات خطا که بدون قط ع برق قابل ترمیم نیست
lock out بسته شدن کارخانه
lock up در محلی محصور کردن
lock out قفل کردن
lock out حبس کردن تحریم کردن
lock up زیر قفل نگه داشتن
lock up وضعیتی که در ان امکان انجام عمل دیگری نمیباشد
lock out تعطیل کارخانه
lock away درجای قفل شده نگه داشتن
lock in از بیرون در را روی کسی بستن
lock out تحریم کردن مستخدمین رااز مزایای استخدامی محروم کردن
lock on باعلائم مخابراتی و رادارچیزی را تعقیب کردن
lock on قفل کردن توپ روی هدف هنگام تعقیب ادامه مستمرتعقیب هدف
lock out حبس کردن
to lock off جدا کردن
to lock out پشت در
to lock out نگاه داشتن
lock out درتنگنا قراردادن یا بمحل کار راه ندادن
lock up حبس کردن
lock up بازداشتگاه
lock up حبس
lock قفل
lock قفل شدن گیره دریچههای کانال ناو
lock چفت شدن
lock قفل گلنگدن
lock چفت
lock بوسیله قفل بسته ومحکم شدن محبوس شدن
lock قفل شدن
lock راکدگذاردن
lock بغل گرفتن
lock محل پرچ یااتصال دویاچند ورق فلزی قفل کردن
lock سدبالابر چشمه پل
lock سد متحرک
lock چفت و بست مانع
lock قفل چخماق تفنگ
lock دسته پشم
lock طره گیسو
lock محکم نگهداشتن
lock قفل کردن بستن قفل
lock قفل کردن
to lock somebody [yourself] out [of something] در را روی [خود] کسی قفل کردن [و دیگر نتوانند داخل شوند چونکه کلید در آنجا فراموش شده]
lock up <idiom> اطمینال کامل از موفقیت
lock up توقیف بازداشت کردن حبس کردن
lock مانع دستیابی به سیستم یا فایل شدن
lock عمل جلوگیری از نوشتن روی فایل
lock همسان کردن ساعت درونی با سیگنال دریافتی
putlog or lock زیرتختهای
putlog or lock چوب بست
pollack or lock یکجور ماهی روغن
lock washer واشر پشت گیر
lock washer واشر قفلی
percussion lock ماشه تفنگ
net lock سیم بند چهارراه
net lock قفل چهارراه
putlog or lock تیر افقی
retraction lock وسیله مکانیکی برای جلوگیری از جمع شدن غیرعمدی ارابه فرود
column lock قفلپایه
cycle lock قفلدوچرخه
drawbar lock قفلمیلهکشنده
equipment lock قفلتجهیزات
key lock قفلرمزی
lock dial تنظیمقفل
lock rail ریلقفلشده
lock switch کلیدقفل
lock-chamber منفذقفل
switch lock دکمهقفل
swivel lock قفلچرخان
tape lock قفلنوار
tubular lock قفلمیلهای
canal lock سرمتحرککانال
arm lock قفلبازو
rim lock سیم بند دو راه
rim lock قفل دو راه
safety lock قفل بی خطر مخصوص حفظ محلی از خطر دستبرد
safety lock ضامن اسلحه
safety lock قفل ضامن
safety lock چفت ضامن سلاح
scalp lock کاکل
time lock قفل ساعتی
time lock گاه قفل
two bolt lock قفل دو زبانه
under lock and key زیر قفل
vapor lock قطع کامل جریان سیال
lock ring حلقهقفل
lock-up garage صندوقامانات
mortise lock قفل و بست
control lock وسیلهای برای قفل کردن سطوح فرامین و جلوگیری ازحرکت انها وقتیکه هواپیمامتوقف است
dead lock مانع
die lock گیره حدیده
door lock قفل در
door lock کلید خانه
door lock قفل
double lock دوبارکلیدگردانیدن در
elf lock موی درهم برهم
elf lock زلف ژولیده
elf lock گیس جنی
firing lock قفل اتش
flint lock تفنگ
dead lock گیر کردن گیر
dead lock اشکال
dead lock کوچه بن بست
combination lock قفل حروفی
letter lock قفل حروفی
advisory lock قفلی که فرآیند روی یک قسمت از فایل می گذارد تا سایر فرآیندها به آن داده دستیابی نداشته باشند
air lock راهروی فشار
air lock اطاقک فشارهواپیما
air lock دریچه هوابند
ankle lock فیتیله پیچ
bail lock قفل قرقره ماهیگیری
check lock ساعت امتحان کننده
check lock مهره پشت گیر
cylinder lock قفل میلهای
dead lock وقفه
flint lock چخماقی
lock forward هرکدام از دو نفر خط تهاجم در طرفین ردکننده توپ
lock hospital بیمارستان ناخوشیهای مقاربتی
lock nut مهره قفلی
lock nut مهره پشت گیر
lock option اختیار کاربرد قفل
light lock درب نوربند
lock step محدود
lock spit شیاری که مسیر راه را نشان میدهد
lock spring قاب ساعت فنری
lock code رمز قفل
lock chain زنجیربرای بستن چرخ
light lock نوربند
lock torque قفل پیچش
lock step غیر قابل انعطاف
goldie lock فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
gust lock قفل داخلی سطوح فرامین که از حرکت انها در اثر باد شدیدجلوگیری میکند
hydraulic lock قفل هیدرولیکی
ignition lock قفل موتور
keep under lock and key مهر و موم کردن
lock step گیردار
Luer-Lock tip نوکلاک
lock, stock, and barrel با همه چیز
horizontal motion lock دستهتنظیمافقی
Luer-Lock tip لوئر
rip fence lock قفلشکافنردهای
shift lock key دکمهقفل
side-tilt lock قفلکنندهکناری
air lock caisson صندوقه تحت فشار
mortise dead lock قفل داخل کار قفل داخل درب
mortise dead lock قفل توکار
lock with wooden bolt کلیدان
To insert the key in the lock. کلید را به قفل زدن
To lock horns with someone. To take issue with someone. با کسی سر شاخ ( شاخ بشاخ ) شدن
caps lock key کلید Lock Caps
num lock key کلیدی که کارایی قسمت عددی صفحه کلید را از کنترل نشانه گر به ورودی عددی تط بیق میدهد
lock in base tube لامپ قفلی
side wall of a lock بدنه سد دریچهای
outside hook and overan lock لنگ تندر
scroll lock key کلید Lock Scroll
blade tilting lock قفلتیغهواژگون
laboratory air lock آزمایشگاهحبسهوا
lift cord lock قفلطناببالابر
num lock key کلید Lock Num
lock emptying system قفلسیستمتخلیه
steering wheel lock قفل غربالک
steering column lock قفل فرمان اتومبیل
lock filling intake قفلمکش
lock filling opening قفلبازکنندهمکش
camera platform lock محلقفلدوربینبهپایه
The key stuck in the door lock . کلید درقفل گیر کرد
external tooth lock washer قفلواشوندهدندانهای
interior door lock button دکمهقفلدستگیرهداخلیدر
internal tooth lock washer واشرداخلدندانهای
lock filling and emptying opening قفلبازوبستهکردنوتخلیهوپرکردن
lock filling and emptying system دستگاهتخلیهوپرکردن
Be sure to lock ( shut , close ) the door . مبادا در راباز بگذاری
lock the barn door after the horse is stolen <idiom> نوشدارو پس از مرگ سهراب
it is too late to lock the stable when the horse has been stolen <proverb> کنون باید این مرغ را پای بست نه آن دم که سررشته بردت ز دست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com