Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 163 (2 milliseconds)
English
Persian
quasi private
شبه خصوصی
quasi private
نیمه خصوصی
Other Matches
quasi
شبیه
quasi
شبه
quasi-
که نشان دهنده تعداد دستورات است
quasi
مشابه
quasi
بصورت پیشوندنیز بکار رفته و بمعنی "شبه " و "بظاهرشبیه " است
quasi need
شبه نیاز
quasi-
برچسب
quasi-
مشابه یا تقریباگ همان
quasi entail
حق عمری که به مدت عمرثالث برای متنفع و اخلاف اوبرقرار شود
quasi historical
نیم تاریخی
quasi instruction
شبه دستورالعمل
quasi commercial
شبه بازرگانی
that was a quasi war
جنگ واقعی نبود- چیزی مانندجنگ بود
quasi elliptic
شبه بیضی
quasi easement
حق شبیه به حق ارتفاق
quasi contract
شبه عقد
quasi contract
شبه قرارداد
quasi contract
عقدی را گویند که التزام طرفین به مفاد ان ناشی از تصریح خودشان نباشد بلکه به صرف وقوع عمل خارجی به حکم قانون به عمل خود ملتزم شوند
quasi money
شبه پول
quasi convex
شبه محدب
quasi concave
نیمه مقعر
quasi convex
نیمه محدب
quasi concave
شبه مقعر
quasi commercial
نیمه بازرگانی
quasi crystal
شبه بلور
quasi cyclic
شبه حلقهای
quasi deposit
شبه سپرده
quasi atom
شبه اتم
quasi adverb
صفت قیدنما
quasi predicate
شبه مسند
quasi judicial
شبه قضایی
quasi molecule
شبه مولکول
quasi particle
شبه ذره
quasi predicate
فعل غیرمسندی
quasi public
نیمه دولتی
quasi public
نیمه عمومی
quasi random
شبه تصادفی
quasi rent
شبه اجاره
quasi inverse
شبه وارون
quasi intentional
شبه عمد
quasi steady
جریان نیمه ارام
quasi stationary state
شبه حالت ایستاده
quasi linear equation
معادله شبه خطی
quasi intentional homocide
قتل شبه عمد
quasi concave function
تابع نیمه مقعر
quasi public company
شرکت نیمه دولتی
quasi convex function
تابع شبه محدب
quasi concave function
تابع شبه مقعر
quasi experimental designs
طرحهای شبه ازمایشی
quasi convex function
تابع نیمه محدب
quasi smooth flow
جریان نیمه ارام یا شبه ارام
quasi elastic force
نیروی شبه کشسان
quasi free electron theory
نظریه الکترون شبه ازاد
quasi stable elementry particle
ذره شبه پایدار
quasi stable elementry particle
ذزه نیم پایدار
private d.
کسیکه دست مزد گرفته درکارویژه ایی کاریا اگاهی میکند
he is a private
است
in private
محرمانه
private
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private
محدوده آدرس حافظه کاربر مشخص , نه برای دستیابی عمومی
private
عادی
private
محرمانه سرجوخه
private
خصوصی
private
اعضاء تناسلی
private
مستور سرباز
private
محرمانه
private
اختصاصی خصوصی
private
شخصی
private
پوشیده
private
متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
he is a private
او سرباز
private
غیر دولتی
in private
در خلوت
private sector
بخش خصوصی
private treaty
معامله خصوصی
private treaty
معامله کالا یا توافق فروشنده وخریدار
private talk
صحبت خصوصی
private talk
گفتگوی محرمانه
private siding
سایدینگ یا دوراهی ویژه راه اهن
the matter was kept private
مطلب را پوشیده نگاه داشتند
without private motive
بی غرضانه
private tuition
تدریس خصوصی
private lessons
تدریس خصوصی
copy for private use
نسخه برای استفاده شخصی
A private car.
اتوموبیل شخصی
private eyes
کارآگاه خصوصی
private eye
کارآگاه خصوصی
private session
جلسه غیر علنی
private saving
پس انداز خصوصی
deed under private
سند غیر مصدق
deed under private
سند عادی
private document
سند عادی
he wished to be private
میخواست تنهاباشد
he wished to be private
می خواست در خلوت باشد
private motive
غرض شخصی
private agreement
قرارداد خصوصی
private benefits
منافع خصوصی
private borrowing
استقراض خصوصی
private broadcasting
پخش برنامه خصوصی
private code
کد محرمانه
private code
رمز محرمانه
private company
شرکت خصوصی
private parts
شرمگاه
private investigator
کاراگاه خصوصی
private enterprise
شرکت خصوصی
private enterprise
اقتصاد بخش خصوصی
private enterprise
عمل خصوصی
private enterprise
اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
private school
مدرسه ملی
private school
اموزشگاه خصوصی
private schools
مدرسه ملی
private schools
اموزشگاه خصوصی
private detective
کاراگاه خصوصی
private detectives
کاراگاه خصوصی
private consumption
مصرف خصوصی
private corporation
شرکت خصوصی
private property
مالکیت خصوصی
private first class
سربازیکم
private first class
سرباز یکم
private road
شارع خاص
private property
دارایی شخصی بلامعارض
private property
دارایی شخصی
private law
حقوق خصوصی
private line
خط خصوصی
private property
دارائیهای خصوصی
private nuisance
هتک حرمت منازل و املاک
private ownership
مالکیت خصوصی
private finance
مالیه خصوصی
private institutions
موسسات خصوصی
private deed
سند خصوصی
private decument
درمقابل عقد رسمی یا سند که در CL اسناد مصدق یا عقودمهمور به مهر نامیده میشود
private endowment
وقف خاص
private decument
عقد عادی
private employees
کارکنان خصوصی
private decument
سند عادی
private debt
بدهی خصوصی
private cost
هزینه خصوصی
private enterprises
موسسات خصوصی
private tutoring
[American E]
تدریس خصوصی
private rate of discount
نرخ تنزیل خصوصی
private rate of return
نرخ بازده خصوصی
to have private insurance
[cover]
بیمه خصوصی داشتن
private members' bills
طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
to give private lessons
درس خصوصی دادن
private member's bills
طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private member's bill
طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private broadcasting network
شبکهپیشبینیخصوصی
private branch exchange
مبادله انشعاب خصوصی
endowments to the private individuals
اوقاف خاصه
deed under private signature
سند عادی
deed under private seal
سند غیر مصدق
based on private motives
غرض الود
based on private motives
غرض امیز
private international law
حقوق بین الملل خصوصی
deed under private seal
سند عادی
acts based on private motives
غرض ورزی
private joint stock company
شرکت سهامی خاص
marginal net private product
محصول خصوصی نهائی خالص
private automatic branch exchange
یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
private automatic branch exchange
رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
private brench exchange switchboard
مرکز سوئیچینگ فرعی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com