Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
query language
زبان پرس و جو
Search result with all words
nonprocedural query language
زبان غیر رویهای
structured query language
زبان پرس و جوی ساختاری
Other Matches
query
تحقیق و باز جویی کردن
query
پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست
query
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
query
پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است
query
پرس و جو
query
جستجو
query by example
سئوال از طریق مثال
query
زبانی در سیستم مدیریت پایگاه داده ها که امکان جستجو و پرسش و پاسخ در پایگاه داده ها فراهم میکند
query
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
query
که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
query
پرسیدن
query
استنطاق کردن
query
پرسش
query
پرس و جو سوال
query
تردید
query
جستار استفسار
query
ایراد
query
تردید کردن
query
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
query
برنامه
interactive query
پرس و جو محاورهای
language
سیستم کلمات و نشانه ها که امکان ارتباط با کامپیوترها را فراهم میکند.
language
ابزارهای سخت افزاری و نرم افزاری برای کمک به نوشتن برنامه هایی به زبان خاص توسط برنامه نویس
language
زبان اصلی که برنامه با آن نوشته میشود تا توسط کامپیوتر پردازش شود
language
زبان در سیستم هدایت پایگاه داده ها که امکان میدهد در پایگاه داده ها به راحتی جستجو شود و پرسش شود
I am here for a language course
من برای برای یک دوره زبان به اینجا آمدم.
language
زبان
for a language course
برای یک دوره زبان
second language
زباندوم
first language
زبانیکهازهمهبهآنبیشترتسلطدارید
pl. language
زبان پی ال وان
language
نرم افزاری که به کاربر امکان وارد کردن برنامه به زبان خاص و سپس اجرای آن میدهد
language
زبان برنامه نویسی که حاوی دستورات کد دولویی است و مستقیما توسط CPU قابل فهم است
language
زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
language
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
language
بصورت لسانی بیان کردن
language
زبان
language
لسان
language
سخنگویی تکلم
language
کلام
language
تبدیل و اجرا میکند
language
برنامهای که به عنوان مترجم
language
هر برنامهای که هر خط برنامه را به زبان دیگری ترجمه میکند.
language
زبان برنامه نویسی ساخته شده از توابع برای کارهای مختلف که توسط مجموعه دستوراتی فراخوانی میشود
language
زبان برنامه نویسی که از نشانه هایی استفاده میکند تا دستورات ای که باید به کد ماشین تبدیل شوند را کد کند
language
دستوراتی که منابع لازم برای یک کار که باید توسط کامپیوتر انجام شود را مشخص می کنند
language
زبان برنامه نویسی کامپیوتر با دستورات تو کار که برای نمایش گرافیک مفید هستند
language
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
language
قالب و فرمت دستورات و داده ها در یک زبان مشخص
language
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
language
در زمان اجرا
programming language
زبان برنامه نویسی
parliamentary language
زبان مودبانه
program language
زبان برنامه نویسی
procedural language
زبان رویهای
parliamentary language
اصطلاخات پارلمانی
pascal language
زبان پاسکال
object language
زبان مقصود
rpg language
زبان ار پی جی
reference language
زبان مرجع
redundant language
سخن زائد یازیادی حشووزوائد
program language
زبان برنامه
quary language
زبان پرس و جو
publication language
زبان انتشارات
publication language
زبان نشری
parliamentary language
زبان مجلسی
original language
زبان اصلی
native language
زبان بومی
mute language
زبان بیزبانی
mute language
زبان حال
musical language
زبان موسیقی
mnemonic language
زبان یادمان
mechanical language
زبان ماشینی
maternal language
زبان مادری
native language
زبان طبیعی
official language
زبان رسمی
objective language
زبان مقصود
object language
زبان مقصد
non procedural language
بلکه یک مجموعه قواعدی وضع میکند که اعمال می شوند
non procedural language
زبان برنامه سازی که دستورات را پشت سرهم اجرا نمیکند و نه توابع فراخوان را
native language
زبان اختصاصی
natural language
زبان طبیعی
machine language
زبان ماشین
semitic language
زبان سامی
to talk the same language
<idiom>
به یک سبک فکر کردن
[اصطلاح مجازی]
What foreign language do you know?
کدام زبان خارجی رامی دانید ؟
language lab
زبان
language lab
آزمایشگاه
language laboratory
آزمایشگاه زبان
language laboratories
آزمایشگاه زبان
written language
زبان نوشتاری
use foul language
فحاشی کردن
use bad language
فحش دادن
A crash language course .
دوره فشرده آموزش زبان
It is better to know each others mind than to know each others language.
<proverb>
همدلى از همزبانى بهتر است .
to pick up a language.
<idiom>
زبانی را مثل آب خوردن یاد گرفتن.
[از روش های غیر رسمی مثل گوش کردن به حرف بومی های آن زبان]
to talk the same language
<idiom>
همدیگر را فهمیدن
[اصطلاح مجازی]
to translate something
[from/into a language]
ترجمه
[نوشتنی]
کردن چیزی
[از یک زبان یا به زبانی]
to translate something
[from/into a language]
برگرداندن
[نوشتنی]
چیزی
[از یک زبان یا به زبانی]
to interpret
[for somebody]
[from/into a language]
ترجمه شفاهی کردن
[برای کسی]
[از یک زبان به دیگری]
a dead language
<idiom>
زبان مرده و منقرض شده
[زبانی که دیگر آموزش داده نمی شود اما شاید برخی از کارشناسان از آن استفاده کنند.]
universal language
زبان فراگیر
standard language
زبان متعارف
source language
زبان اصلی
source language
1-زبانی که برنامه در ابتدا به آن نوشته شده است .2-زبان برنامه پیش از ترجمه
source language
زبان منبع
snobol language
زبان اسنوبول
simulation language
زبان شبیه سازی
simula language
زبان سیمیولا
tongue
[language]
زبان
symbolic language
زبان نمادی
syntax language
زبان تشریح نحو
tone language
زبانهای اهنگی
to fix a language
زبانی که ازتغییریارشدبازداشتن
the turkish language
زبان ترکی
the persian language
زبان فارسی
technical language
زبان تخصصی
technical language
زبان فنی
target language
زبان مقصود
target language
زبان هدف
simscript language
زبان سیمسکریپت
lisp language
زبان لیسپ
fabricated language
زبان ساختگی
computer language
زبان کامپیوتر
computer language
زبان کامپیوتری
compiler language
زبان همگردانی
common language
زبان مشترک
common language
زبان عمومی
commerical language
زبان تجاری
command language
زبان دستوری
command language
زبان فرمان
control language
زبان کنترل
conversational language
زبان محاورهای
dancing language
زبان رقص
extensible language
زبان توسعه پذیر
enquiry language
زبان پرس و جو
dumb language
زبان بی زبانی
dumb language
زبان حال
declarative language
زبان تشریحی
declarative language
زبان اعلانی
declarative language
زبان برنامه سازی در برنامههای کاربردی پایگاه داده ها که آنچه می خواهید بدست آورید وارد می کنید و نه دستورالعمل را
compile language
زبان کامپایل
command language
زبان فرماندهی
comit language
زبان کامیت
apl language
زبان ای پی ال
algorithmic language
یک زبان که برای بیان الگوریتم ها طراحی شده است
algorithmic language
AL
algorithmic language
زبان الگوریتمی
algebraic language
زبان با مفاد آزاد
algebraic language
زبان جبری
sign language
زبان اشاره
sign language
مکالمه با اشاره
sign language
زبان مخصوص کرها
appropriation language
شرح جزئیات بودجه و منظوراز تخصیص ان
apt language
زبان ای پی تی
artificial language
زبان مصنوعی
basic language
زبان بیسیک
bad language
فحش
bad language
دشنام
author language
زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
body language
زبان بدن
assembly language
زبان اسمبلی
assembly language
زبان همگذاری
sign language
زبان علامات
formal language
زبان صوری
graphic language
زبان نگارهای
language processor
زبان پرداز
grss language
زبان جی پی اس اس
indelicate language
سخن زشت
halophrastic language
زبان تک واژهای
language master
زبان اموز
language master
اموزگار زبان
host language
زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
intelligent language
زبان هوشمند
design language
زبان طراحی
knowledge of a language
دانستن زبانی
indelicate language
سخن خارج از نزاکت
ambiguous language
زبان مبهم
formmal language
زبان صوری
foul language
فحش
foul language
دشنام
indecent language
سخن ناشایسته
human language
زبان بشری
indecent language
سخن زشت
language translator
مترجم زبان
language subset
زیر مجموعه زبان
language processor
پردازشگر زبان
onion skin language
زبان عملیات پایگاه داده ها که میتواند ساختار داده سلسله مراتبی را پردازش کند
What foreign language do you speak ?
با کدام زبان خارجی آشناهستید ؟
language display button
دکمهنمایشگر
natural language processing
پردازش زبان طبیعی
low level language
زبان سطح پایین
English is not a hard language .
انگلیسی زبان سختی نیست
machine oriented language
زبان ماشین گرا
to provide interpretation
[for somebody]
[from/into a language]
ترجمه شفاهی کردن
[برای کسی]
[از یک زبان به دیگری]
job control language
زبان کنترل کار
application oriented language
زبان کاربردی
to act as interpreter
[for somebody]
[from/into a language]
ترجمه شفاهی کردن
[برای کسی]
[از یک زبان به دیگری]
job control language
جی سی ال
assembly language instruction
دستورالعمل زبان اسمبلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com