Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 163 (8 milliseconds)
English
Persian
quotation marks (French)
علائمنقلقول
Other Matches
quotation marks
کاماس برعکس , که در ابتدا و انتهای متن چاپ گرفتنی ایجاد میشود تا مشخس شود از منبع دیگر جدا شده است
single quotation marks
علامتنقلقولتکی
quotation
قیمت جاری مظنه شده سهام اوراق بهادار ...
quotation
بخشی از متن که از متن دیگر قرض گرفته شده است
quotation
قیمت
quotation
سهمیه بندی
quotation
مظنه
quotation
اقتباس عبارت
quotation
ایراد
quotation
بیان
quotation
نقل قول
request for quotation
استعلام بها
indirect quotation
نقل قول غیر مستقیم
request for quotation
تقاضا برای اعلام قیمت
quotation mark
نشان نقل قول
quotation mark
علامت نقل قول
request for price quotation
درخواست مظنه قیمت
Is your price offer ( quotation ) stI'll open ( valid ) ?
آیا پیشنهاد قیمت شما کماکان بقوت خود با قی است ؟
marks
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
marks
بل گی_ری خوب
marks
01امتیاز کامل بولینگ مهارک_ردن ح_ریف
marks
نشان کردن نشان
marks
نشانه کردن حریف
marks
علامت
marks
پایه
marks
اثر
marks
علامت نشانه هدف
marks
مارک
marks
علامت گذاری روی چیزی
marks
سیگنال ارسالی که نشان دهنده یک منط قی یا درست است
marks
علامت روی صفحه که نشان دهنده چیزی است
marks
وسیلهای که داده را کارتهای مخصوص که حاوی علامت هدایت یا مغناطیسی است می خواند
marks
نشان
marks
کارت از پیش چاپ شده با فضایی برای حروف علامتدار
marks
نوشتن حروف با جوهر مغناطیسی یا هادی که بعدا توسط ماشین قابل خواندن باشند
marks
قرار دادن نشانه بلاک در ابتدا و انتهای بلاک متن
marks
بعنوان سیگنال استفاده میکند
marks
کد ارسالی در وضعیته که از علامت و فضای خالی
marks
ایه
marks
علامت گذاری کردن
marks
داغ
marks
نشان علامت
marks
نشانه
marks
نمره
marks
ارزه
on your marks
فرمان بجای خود
marks
توجه کردن
marks
هدف
marks
پایه نقطه
marks
درجه
marks
مرز
marks
حد
marks
علامت گذاشتن
marks
علامت گذاری
marks
نمره گذاری کردن علامت
fiducial marks
علایم پوشاننده
erection marks
علائم نصب
draught marks
علایم ابخور
draft marks
علامت ابخور
diacritical marks
نشان تشخیص
cardinal marks
علائماساسی
black marks
سابقهی بد
full marks
پاسخدرستبهتمام سوالات
shipping marks
علامتهای روی بسته بندی
sea marks
علامات دریایی
marks man
تیرانداز درجه 3 تفنگ تیرانداز نیمه ماهر
leading marks
نشانههای هدایت
good marks
نمرههای خوب
fiducial marks
علایم منطبق شونده در صفحه رادار
case marks
علامتهای روی جعبه یا بسته بندی
punctuation marks
نشانه چاپ که قابل بیان نیست وی در درک متن کمک میکند
question marks
علامت سوال
punctuation marks
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
question marks
" که نشان دهنده این است که یک حرفی در این محل تط ابق ایجاد میکند
question marks
پرسش نشان
strawberry marks
لکه برامده و قرمز رنگ مادرزادی در بدن شخص
to take french
بی خبر رفتن جیم شدن
keep up your french
زبان فرانسه راهمانقدرکه میدانیدنگاه دارید
My French is not up to much.
فرانسه ام چندان تعریفی ندارد
to take french
بی بدردو رفتن
he does not know french
او زبان فرانسه نمیداند فرانسه بلد نیست
French
مقشر کردن
French
:خلال کردن
the french
فرانسوی ها
to take french
بی خداحافظی رفتن
French
فرانسوی کردن
French
: فرانسوی
French
فرانسه زبان فرانسه
high-water marks
بالاترین داغ اب
I got good marks in the exams .
نمرات خوبی درامتحان آوردم
I give you full marks for that .
نمره ات بیست است ! ( آفرین و مرحبا )
French polish
روغن جلا
to talk french
فرانسه حرف زدن
to take french leave
جیم شدن
to take french leave
بی بدرودرفتن
to take french leave
بی خداحافظی رفتن
French window
اقشقشه
He took French leave.
<idiom>
او کار رو پیچوند.
French fries
سیب زمینی سرخ کرده
French Guiana
گیانای فرانسه
French Guiana
گویان فرانسه
French Order
سبک معماری فرانسوی
He took French leave.
<idiom>
او جیم شد.
french beans
لوبیا سبز
french dressing
سس سالاد
To take French leave .
یواشکی مر خص شدن
French door
درب دارای دولنگه
He is ahead of me in french.
درزبان فرانسه از من جلواست
French stick
قرصدراز نازک نان
French door
دری که تخته میانیش شیشه مستطیلی دارد
French doors
درب دارای دولنگه
French cut
تراشفرانسوی
French cuff
سردستپیراهنمردانهفرانسوی
French doors
دری که تخته میانیش شیشه مستطیلی دارد
French Polynesia
پولینزی فرانسه
French window
پنجره لولادار
French windows
اقشقشه
french grass
اسپرس
french fry
برش سیب زمینی سرخ کردن
french fry
برشهای سیب زمینی رادرروغن سرخ کردن
french defence
دفاع فرانسوی شطرنج
french curve
پیستوله
french chop
گوشت دنده
french chalk
پودر خشک کن
french chalk
گچ درزیگران گچ خیاطی
french chalk
گچ فرانسوی
french drain
زهکش خشکه چینی
French dressing
چاشنی سالاد فرانسوی
French window
درپنجرهای
french wheat
گندم سیاه
french wheat
دیلار
French windows
درپنجرهای
french heel
پاشنه کفش زنانه بلند وخمیده بجلو
french leave
مرخصی بدون اطلاع قبلی جیم شدن
French beans
لوبیا
french revolution
انقلاب فرانسه
French bean
لوبیای سبز
french revolution
انقلابی که درسال 9871 در فرانسه اتفاق افتاد و باعث امحاء سیستم فئودالی و انتقال قدرت حاکمه به طبقه بورژوا شد
french telephone
تلفن دارای گوشی ودهانی نصب بر روی یک دسته
french toast
نوعی نان شیر مال سرخ کرده
law french
اصطلاحات امیخته با فرانسه که در زبان حقوقی بکارمیرود
French horn
نوعی شیپور
pedlar french
زبان ویژه دزدان
French beans
لوبیای سبز
French bean
لوبیا
french master
اموزگار
french pastry
شیرینی اردینه فرانسوی
french mustard
خردل با سرکه
french master
فرانسه
french marigold
گل جعفری
operational pattern of marks by night
نقشیازعلائممشخصبرایشب
French knot stitch
گرهفرانسوی
French roulette wheel
چرخهقمارفرانسوی
french onion soup
سوپ پیاز فرانسوی
French Renaissance Revival
احیای سبک رنسانس
french or haricot bean
لوبیا
To speake broken French.
فرانسه دست وپ؟ شکسته صحبت کردن
French betting layout
صفحهشرطبندیفرانسوی
By
[In]
comparison with the French, the British eat far less fish.
در مقایسه با فرانسوی ها، انگلیسی ها به مراتب کمتر ماهی می خورند.
She speaks French as if it were her mother tongue . She speaks Frinch like a native .
فرانسه را آنقدر قشنگ صحبت می کند گویی زبان مادریش است
He is giving her French lessons in exchange for English lessons
به اودرس فرانسه می دهد ودرعوض انگیسی می گیرد
She is French on her fathers on her fathers side.
از طرف پدر فرانسوی است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com