Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 134 (7 milliseconds)
English
Persian
race walking
مسابقه راهپیمایی
Other Matches
walking
گردش
walking
راه رونده
sleep walking
خوابیده روی انتقال نومی
string walking
تمرین تیراندازی با تیر وکمان
walking beam
میل لنگ
walking chair
چارچوب غلتک دار که کودکان دست خود را بدان گرفته راه رفتن می اموزند
walking delegate
نماینده سیار
walking dictionary
فرهنگ متحرک
sleep walking
خوابیده گردی
walking stick
عصا
walking stick
چوبدستی
walking stick
حشره راست بال امریکایی
walking sticks
عصا
walking sticks
چوبدستی
walking sticks
حشره راست بال امریکایی
elegant walking
راه رفتن باوقار
chinese walking
سد چین
walking library
کتابخانه متحرک
walking library
شخص دانشمند
walking on eggshells
<idiom>
[اگر شما روی پوست تخم مرغ راه می روید به این معنیست که شما تمام تلاشتان را می کنید تا کسی را ناراحت نکنید.]
at walking pace
با سرعت پیاده روی
walking papers
<idiom>
برگه اخراج
chinese walking
سد ختایی
walking leg
پاهایراهرونده
walking frame
قالبچهارپا
walking patient
مریض سرپایی
with one's back to the walking
درتنگنا عاجز شده تک مانده درجنگ
walking ticket
ورقه خاتمه خدمت
walking ring
پیست بیضی شکل برای راه بردن و گرم کردن اسب پیش از مسابقه
They were walking three abreast.
سه نفری پهلو به پهلو قدم می زدند
walking papers
ورقه خاتمه خدمت
He cannot sit up, much less walk
[ to say nothing of walking]
.
او
[مرد]
نمی تواند بنشیند چه برسد به راه برود.
He was walking with slow steps .
با قدمهای آهسته راه می رفت
You should always be careful walking alone at night.
همیشه موقع پیاده روی تنها در شب باید مراقب باشید.
race course
میدان مسابقه
race
سرسره ریل
race
مسابقه سرعت
race
قوم
race
طبق ه
race
ریل لغزنده
race
اسب دوانی
race
طوقه لغزنده
race
سینی لغزنده
race
ابراهه
race
نهر
race
جدار
race
قاب
race
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
race
جوی
race
دوران مسیر
race
دویدن
race
مسابقه دادن بسرعت رفتن
race
نسل تبار
race
دور
race
نژاد
race
گردش
race
مسابقه
race
طایفه
to ride a race
در اسب دوانی شرکت کردن
race ring
رینگ لغزنده سرسره لغزنده طوقه دوار
tide race
جذر و مد سریع اب دریا
the black race
نژاد سیاه
the white race
نژادابیض
the white race
نژادسفید
tail race
کانال هدایت اب از توربین به خارج
the hu man race
نوع بشر
the hu man race
نژادانسان
to row a race
در مسبابقه کرجی رانی شرکت کردن
to run a race
در مسابقه دویدن یاشرکت کردن
to time a race
وقت مسابقهای را نگاه داشتن
race relations
روشیکهافراددرمسابقهبایکدیگررابطهدارند
race meeting
برگزاریچنددورمسابقهاسبدوانیدریکدورمسابقه
arms race
مسابقه تسلیحاتی
A hurdle race .
مسابقه دو با مانع
rat race
<idiom>
رها کردن ،تنها گذاشتن
front race
پیشتازی
the human race
بشریت
the human race
نوع بشر
human race
بشریت
post race
مسابقهای که صاحب اسب قبلا نام اسب را ثبت میکند
stage race
مسابقه مرحلهای دوچرخه سواری
claiming race
مسابقه اسبهای هم قیمت
he has run his race
خودراپیموده
he has run his race
است
head race
تنوره اسیاب
head race
کانال هذایت اب به توربین
horse race
مسابقه اسب دوانی
hurdle race
اسب دوانی با پرش از موانع
maiden race
مسابقه بین اسبهایی که هرگز برنده نشده اند
master race
نژاد برتر
match race
مسابقه دو بین دو نفر
he has run his race
دوره
harness race
مسابقه ارابه رانی
conditional race
مسابقه مشروط با ارابه
drag race
مسابقه اتومبیلرانی سرعت
bearing race
جدار یاتاقان
endurance race
مسابقه استقامت
endurance race
مسابقه اتومبیلرانی استقامت
figure race
مسابقه اتومبیلرانی درمسیری بشکل 8 لاتین
flat race
مسیر هموار بی مانع اسبدوانی
foot race
مسابقه راهپیمایی
rat race
عملیات رقابت امیز عنیف وشتاب امیز
mill race
اب اسیاب
mill race
جوی اسیاب
nursey race
مسابقه اسبهای 2 ساله
race ring
طوقه سرسرهای
race ring
رینگ و پایه مسلسل
relay race
دو امدادی
road race
دو ماراتون
row a race
مسابقه کرجی رانی دادن
sack race
مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
selling race
مسابقه اسب دوانی که در ان اسب برنده بمعرض مزایده گذارده میشود
selling race
مسابقه فروش اسب
race glass
دوربین ویژه برای تماشای مسابقه
race ring
سینی دوار
obstacle race
مسابقه دو با پرش موانع
point race
مسابقه دوچرخه سواری طولانی چند مرحلهای
race horse
اسب مسابقه
produce race
مسابقه بین اسبهایی که هنوزکره نداشته اند
race condition
حالت نامعینی که به هنگام عملکرد همزمان ددستورالعملهای دو کامپیوتربوجود می اید و امکان شناخت این مسئله که کدام یک از انها ابتدا تمام خواهند شدوجود ندارد
race card
برنامه اسب دوانی
currency depreciation race
تجدید نظر در قیمت پول جاری
currency depreciation race
تخفیف قیمت پول رایج کشور نسبت به پول سایرممالک که باعث افزایش صادرات میشود
middle distance race
دو نیمه استقامت 008 تا0051 متر
weight for age race
مسابقه اسبها با وزنهای طبق جدول سنی
to poach a start in race
نا بهنگام پیش افتادن
optional claiming race
مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
Adegenerate ( decadent ) race .
نژاد فاسد
special weight race
مسابقهای که تعیین وزن اضافی ارتباطی با جدول وزن نسبت به سن ندارد
Slow but sure wins the race.
<proverb>
پیروزى از آن کسى است که آهسته و مطمئن مى رود .
to poach a start in race
بدون حق در مسابقه دوازدیگران جلو زدن
slow and steady wins the race
اسب تازی دوتک روبشتاب شتراهسته میرودشب وروز
To win the match(race,contest).
مسابقه رابردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com