Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 122 (7 milliseconds)
English
Persian
radar silence
خاموش کردن موقتی رادارها
radar silence
سکوت راداری
Other Matches
silence
خاموش اتش قطع
silence
قطع اتش جنگ افزار
Silence!
<idiom>
ساکت باش!
to keep silence
خاموش شدن
to keep silence
خاموش بودن
silence
ایست بی حرکت
silence
خاموش شدن
silence
خموشی
silence
خاموشی
silence
سکوت ارامش
silence
فروگذاری
silence
ساکت کردن
silence
ارام کردن
One must suffer in silence.
باید سوخت وساخت
Quiet!silence!
خاموش ( ساکت ) !
listening silence
سکوت رادیویی
listening silence
به گوش بودن از نظر رادیویی بدون ارسال پیام
tower of silence
دخمه
to stare any one into silence
کسیرا با نگاه خیره از روبردن
to pass into silence
فراموش شدن
radio silence
سکوت رادیویی
silence gives consent
سکوت موجب رضایت است عدم اعتراض کاشف از اذن است
to bribe to silence
حق سکوت دادن
silence prevailed
سکوت حکم فرما بود
Silence prevailed every where.
سکوت همه جا را فرا گرفته بود
Silence is golden .
<proverb>
سکوت علامت رضا است.
observe silence
رعایت سکوت
bribe to silence
حق السکوت دادن
cone of silence
منطقه کور
observe silence
سکوت را رعایت کنید
cone of silence
مخروط سکوت رادیویی فضای مخروطی خلاء رادیویی بالای برج مراقبت
to pass into silence
مسکوت عنه ماندن
consent presumed from silence
رضای مستنبط از سکوت
silence signifies consent
سکوت علامت رضاست
consent cannot be inferred from silence
سکوت علامت رضا نیست
consensus evidenced by silence
اجماع سکوت
The answer to fools is silence.
<proverb>
جوب ابلهان خاموشى است .
radar
رادار
radar
دستگاه رادار
surveillance radar
رادار تجسس هدف
radar screen
indicator position plain :syn display radar
radar screen
صفحه تصویر رادار
radar scope
صفحه دید رادار
radar scope
صفحه رادار
radar scan
تجسس بوسیله رادار میدان مراقبت رادار
radar scan
مراقبت بوسیله رادار
radar return
انعکاس امواج در روی صفحه رادار علایم صفحه رادار
radar ranging
میدان رادار
radar ranging
تنظیم تیر به وسیله رادار
radar trap
وسیلهسرعتسنجموتور
weather radar
رادارآبوهوا
radar trace
علامت رادار
warning radar
رادار هشدار دهنده
radar mast
دکلرادار
radar reflector
انعکاسرادار
radar unit
مرکزرادار
search radar
رادار تجسسی
surveillance radar
رادار مراقبتی
radar trapping
اختلال پیدا کردن رادار
radar trapping
اختلال رادار
radar tracking
تعقیب به وسیله رادار ردیابی هدفها به وسیله رادار
radar quardship
دیدبانی بارادار
acquisition radar
رادار هدفیابی
radar beacon
راهنمای رادار
radar beam
پرتو رادار
radar boresight
محوریابی رادار
radar boresight
تطابق خط دید رادار
radar clutter
منطقه کور رادار
radar clutter
منطقه پوشیده از دید رادار
radar comouflage
استتار کردن از دید رادار استتار در مقابل رادار
radar correlation
درک وابستگی اطلاعات یاهدفهای موجود درروی صفحه رادار با اطلاعات وهدفهای مورد نظر
radar countermeasures
اقدامات ضد رادار
radar beacon
برج مراقبت رادار
radar beacon
برج دیدبانی رادار
radar antenna
انتن دار
acquisition radar
رادار هدفیاب
acquisition radar
رادار اکتشاف هدف
aerial radar
رادار هوایی
doppler radar
رادار داپلر
doppler radar
رادار تعیین کننده اشیاء ثابت و متحرک
doppler radar
رادار دوپلر
radar alimeter
فرازیاب رادار
radar altimetry
ارتفاع سنجی به وسیله رادار
radar altitude
ارتفاعی که بوسیله راداربطور خودکار به هواپیماداده میشود ارتفاع راداری هواپیما
radar countermeasures
پیش گیریهای ضد رادار
radar danning
ناوبری به وسیله رادار برای احتراز از برخورد به مین
radar discrimination
قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
radar man
متصدی رادار
radar measurement
اندازه گیری رادار
radar mile
زمان لازم برای رسیدن امواج به هدف
radar netting
تشکیل شبکه اتصالی رادارها تشکیل حلقه زنجیر ازرادارها در یک شبکه
radar network
شبکه ی رادار
radar operator
متصدی رادار
radar picket
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
radar prediction
کسب اطلاعات به وسیله رادار
radar prediction
بررسی به وسیله رادار تجزیه و تحلیل اطلاعات به وسیله رادار
radar quardship
نگهبانی رادار
radar location
موقعیت رادار
radar echo
علایم روی صفحه رادار
radar locating
تعیین محل نقاط یا هدفها به وسیله رادار تعیین محل توپهای دشمن به وسیله رادار
radar installation
تاسیسات رادار
radar imagery
عکاسی به وسیله امواج رادار
radar engineering
مهندسی رادار
radar equipment
تجهیزات رادار
air search radar
رادارردیابهوایی
surface surveillance radar
رادارمراقبسطحی
radar picket cap
هواپیمای گشتی هوایی حامل رادار
sidelooking airborne radar
رادارجانبی نصب شده روی هواپیما
sidelooking airborne radar
رادار جانبی
sidelooking airborne radar
رادارجانبی
radar range mark
فاصله یاب راداری
directional radar prediction
تجزیه و تحلیل سمتی رادار پیش بینی سمتی رادار
sidelooking airborne radar
رادار با دید جانبی
fire control radar
رادار کنترل اتش
target detection radar
رادارحمایتکنندههدف
air control radar
رادارکنترلهوایی
anti-radar missile
گلولهموشکضدرادار
battery integration end radar display
equipment
air traffic control radar system
راداری کمکی در سیستم کنترلی ترافیک هوایی
battery integration end radar display
وسایل توزیع اتش الکترونیکی پدافند هوایی و رادارهای مربوطه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com