English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 198 (9 milliseconds)
English Persian
radio antenna آنتنرادیویی
Other Matches
AM antenna آنتنموجAm
FM antenna آنتنافام
l antenna انتن معمولی رادیو
antenna موج گیر انتن
antenna شاخک
V?F antenna آنتنVHF
antenna انتن
broadband antenna انتن با باند گسترده
yagi antenna انتن یاگی
cartwheel antenna انتن شعاعی
coil antenna انتن حلقوی به شکل سیم پیچ
collective antenna انتن جامع
antenna mine مین مجاورتی انتن دار
antenna pattern انتشار انتن
adjustable antenna آنتن قابل تنظیم
dummy antenna انتن کمکی
artificial antenna انتن کمکی
antenna pattern طرح انتشارامواج انتن
antenna wavelength طول موج انتن
aperiodic antenna انتن با باند گسترده
cone antenna انتن مخروطی
dish antenna انتن بشقابی
emergency antenna انتن اضطراری
elevated antenna انتن بالارونده
elevated antenna انتن کشویی
double antenna انتن دوگانه
transmitting antenna انتن فرستنده
stacked antenna انتن ردیفی
directional antenna انتن جهت دار
dipole antenna انتن دو قطبی
rhombic antenna انتن لوزی شکل
diamond antenna انتن لوزی شکل
conical antenna انتن مخروطی
fan antenna انتن بادبزنی
antenna mine مین شاخک دار دریایی
antenna inductance القاء گری انتن
receiving antenna انتن گیرنده
indoor antenna انتن داخلی
inductive antenna انتن القائی
inverted l antenna انتن معمولی رادیو
loop antenna انتن حلقوی
loop antenna انتن حلقهای
mains antenna انتن شبکه
vertical antenna انتن عمودی
telecommunication antenna آنتنارتباطراهدور
outdoor antenna انتن مرتفع
outdoor antenna انتن بلند
polyrod antenna انتن میله پلاستیکی
radar antenna انتن دار
frame antenna انتن چارگوش
parabolic antenna آنتنشلجمیشکل
antenna impedance ناگذرایی انتن
ground antenna انتن زمینی
earth antenna انتن زمینی
antenna ground انتن زمینی
antenna gain بهره انتن
antenna coil پیچک انتن
antenna capacity فرفیت انتن
all wave antenna انتن تمام موج
antenna switch کلید انتن
aerial antenna آنتن
communication antenna آنتنمرتبط
flat top antenna انتن سفرهای
rotary beam antenna انتن گردان
corner reflector antenna انتن با بازتابنده گوشه دار
fan shaped antenna انتن بادبزنی
noise reducing antenna system انتن ضد همهمه
radio رادیو
a radio رادیو
radio رادیویی
radio با رادیومخابره کردن
radio پیام رادیویی فرستادن
radio بی سیم
radio با بی سیم مخابره کردن
radio countermeasures اقدامات ضد فرستندههای دشمن پیشگیریهای ضد پخش رادیویی دشمن
radio day یک روز کار بی سیم یارادیویی
radio deception گول زدن دشمن با بی سیم فریب رادیویی دشمن
radio detection اکتشاف رادیویی
radio detection در معرض اکتشاف به وسیله بی سیم
radio dicipline انضباط رادیویی
radio dicipline انضباط مکالمه بی سیم
radio engineering تکنیک رادیو
radio engineering مهندسی رادیو
radio ferquency بسامد رادیویی
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
radio control دستگاه کنترل بی سیم
radio control فرمان رادیویی
radio button دکمه رادیو
radio button شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
radio broadcasting پخش رادیویی
radio carpal وابسته به زندبالاومچ
radio bearing زاویه بین جهت فاهری ایستگاه ثابت و جهت مرجع
radio carpal زندی مچی
radio centeral مرکز بی سیم
radio beacon برج بی سیم انتن فرستنده بی سیم
radio beacon انتن بی سیم
radio compass قطبنمای رادیویی
radio fix تعیین محل فرستنده دشمن یاخودی بااستفاده از دو یا چندایستگاه به گوش
radio fix تعیین محل هواپیما یا ناو با استفاده ازگوش دادن به دو یا چندایستگاه فرستنده
radio ulnar وابسته به زندبالاوزندپائین
radio wave امواج الکترو مغناطیسی رادیو موج رادیو
radio-controlled وسیلهایکهبوسیلهسیگنالهایرادیوییکارکند
pirate radio خبرپراکنیغیرقانونی
radio wave موج رادیویی
radio waves امواج رادیویی
radio section بخشرادیو
radio mast بخشرادیو
to tune in TV [radio] روی کانال مشخصی تلویزیون [رادیو] را تنظیم کردن
radio tube لامپ رادیو
radio frequencies فرکانسهای رادیویی
radio set دستگاه رادیو
radio sextant سکستانت رادیویی
radio sextant گیرنده امواج کیهانی
radio sheck یک سازنده و توزیع کننده تجهیزات الکترونیکی شامل سیستمهای ریزکامپیوتر
radio silence سکوت رادیویی
radio sonobuoy بویه دریایی شناور بی سیم دار مخصوص تعیین محل زیردریاییها
radio star اختر رادیو
radio telegraphy تلگراف بیسیم
radio telephony تلفن بیسیم
wired radio پخش با سیم
radio telescope رادیوی نجومی
directional radio رادیوی جهت دار
field radio بی سیم صحرایی
field radio رادیوی قابل حمل صحرایی
radio beacon بیکن رادیویی
main radio اطاق اصلی بی سیم ناو
radio source چشمه اخترواره
radio source چشمه شبه اختری
radio frequency فرکانس رادیویی
radio frequency فرکانس بالا
radio frequency قطعه الکترومغناطیسی با محدوده فرکانس بین کیلوهرتز و گیگا هرتز
radio guard نگهبان بی سیم
radio guard نگهبان اطاق بی سیم کشتی یا هواپیمای مامور استراق سمع
auto radio گیرنده اتومبیل
auto radio رادیوی اتومبیل
radio-telephones رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
radio telescope رادیو تلسکوپ
radio telescope تلسکوپ رادیویی
radio telescope رادیوتلسکوپ
radio telescopes رادیوی نجومی
radio telescopes رادیو تلسکوپ
radio telescopes تلسکوپ رادیویی
radio telescopes رادیوتلسکوپ
radio telephone تلفن بی سیم
radio telephone رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
radio-telephone تلفن بی سیم
radio-telephone رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
radio-telephones تلفن بی سیم
radio horizon افق رادیویی
radio interference پارازیت رادیویی
radio interference تداخل امواج رادیویی انترفرنس رادیویی
radio approach دستگاه تقرب رادیویی
radio activity خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون دهد
radio active دارای تشعشع اتمی
radio procedures روشهای مخابره با بی سیم روش مکالمات رادیویی
radio prospecting کشف معادن با رادیو
radio active رادیواکتیو
radio relay رله بی سیم تقویت ارسال پیام رادیویی
radio relay رادیو رله
radio receiver گیرنده رادیویی
radio range ایستگاه ناوبری رادیویی یاتعیین محل هدفها به وسیله بی سیم
radio operator متصدی بی سیم
radio alimeter فرازیاب رادیویی
radio altimeter ارتفاع سنج راداری یاتشعشعی
radio link پیوند رادیویی
radio match رویارویی رادیویی
radio operator بی سیم چی
radio astronomy اختر شناسی رادیویی
radio approach دستگاه هدایت فرود هواپیما بوسیله بی سیم
radio navigation ناوبری بااستفاده از امواج بی سیم
radio navigation ناوبری رادیویی
radio call sign معرف رادیویی
To turn on the light(radio, T. V). چراغ ( رادیو ؟تلویزیون وغیره ) راروشن کردن
radio call sign معرف ایستگاه رادیویی
To turn off the lights. (T. V. ,radio). چراغ ( تلویزیون ؟ رادیو وغیره ) راخاموش کردن
airborne radio relay سیستم رادیو رله هوابرد
radio range station ایستگاه ناوبری رادیویی هواپیماها
radio frequency transformer مبدل بسامد رادیویی
radio frequency interference تداخل فرکانس رادیویی
radio frequency choke چوک رادیو
radio frequency amplifier فزون ساز بسامد رادیویی
radio telephone transmitter فرستنده تلفن بیسیم
radio direction finding پیدا کردن جهت بی سیم دشمن
radio direction finding جهت یابی بی سیم
radio frequency biasing بایاسینگ فرکانس بالا
radio position finding روش تعیین محل ایستگاه فرستنده به روش تقاطع
automobile radio equipment رادیوی اتومبیل
radio data link ارتباط کامپیوتری با بی سیم ارسال اطلاعات با بی سیم
radio metal locator فلزیاب رادیویی
high power radio station ایستگاه رادیویی بزرگ
tuned radio frequency receiver رادیو با بسامد میزان شده
personal radio cassette player رادیووضبطصوتشخصی
portable CD radio cassette recorder ضبطورادیو
portable CD radio cassette recorder جایگاهCD
high frequency radio station ایستگاه رادیویی فرکانس بالا
We finally succeed in making a radio contact. عاقبت توانستیم یک تماس رادیویی برقرار کنیم
high frequency radio direction finding جهت یابی رادیویی فرکانس بالا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com