Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 169 (8 milliseconds)
English
Persian
radio navigation
ناوبری رادیویی
radio navigation
ناوبری بااستفاده از امواج بی سیم
Other Matches
navigation
ملاحی
navigation
دریانوردی
navigation
کشتیرانی
navigation
چند رسانهای با کلمات کلیدی
navigation
دگمه ها و واسط کاربر
navigation
هدایت کشتی یاهواپیما حرکت در روی زمین با استفاده از قطب نما
navigation
ناوبری
electronic navigation
هدایت هواپیما یا کشتی بادستگاههای الکترونیکی
electronic navigation
ناوبری الکترونیکی
celestial navigation
ناوبری بااستفاده از صور فلکی
celestial navigation
ناوبری نجومی
bathymetric navigation
ناوبری ژرفایافتی
satellite navigation
ناوبری ماهوارهای
subsurface navigation
ناوبری زیر سطحی
aids to navigation
کمکهای ناوبری
navigation light
چراغهای ناوبری
grid navigation
ناوبری از روی نقشه ناوبری از روی خطوط شبکه نقشه
navigation head
بارانداز کنار اسکله دریایی محل مبادله بار کشتیها دراسکله
inland navigation
کشتی رانی در رودخانه ها
navigation mode
روش ناوبری خودکار یاحالت ناوبری خودکارهواپیما به وسیله دستگاههای زمینی
navigation river
رودخانه قابل کشتی رانی
pseudopursuit navigation
ناوبری و هدایت موشک فقط در سمت هدف
pursuit navigation
ناوبری و هدایت موشک باامواج الکترونیکی تا هدف
inertial navigation
ناوبری لختی
inertial navigation
سیستم ناوبری خودکار روی هواپیما سیستم خود ناوبری
hyperbolic navigation
ناوبری مارپیچی با استفاده ازبی سیم
aids to navigation
وسایل کمک ناوبری
aerial navigation
هوا نوردی
aerial navigation
ناوبری هوایی
coastal navigation
coasting
coastal navigation, coasting
حمل و نقل ساحلی
tactical air navigation
رادار ناوبری تاکتیکی هوایی
air navigation device
دستگاههدایتهوایی
hyperbolic navigation system
روش ناوبری هذلولی
water supply to navigation
تامین اب کانال کشتیرانی
stellar inertial navigation
ناوبری لختی ستارهای
tactical air navigation
سیستم تاکان
inertial navigation system
سیستم ناوبری ماندی
radio
رادیویی
radio
با رادیومخابره کردن
radio
رادیو
a radio
رادیو
radio
پیام رادیویی فرستادن
radio
با بی سیم مخابره کردن
radio
بی سیم
radio control
کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
radio countermeasures
اقدامات ضد فرستندههای دشمن پیشگیریهای ضد پخش رادیویی دشمن
radio day
یک روز کار بی سیم یارادیویی
to tune in TV
[radio]
روی کانال مشخصی تلویزیون
[رادیو]
را تنظیم کردن
radio deception
گول زدن دشمن با بی سیم فریب رادیویی دشمن
radio detection
اکتشاف رادیویی
radio detection
در معرض اکتشاف به وسیله بی سیم
radio dicipline
انضباط رادیویی
radio dicipline
انضباط مکالمه بی سیم
radio engineering
تکنیک رادیو
radio control
دستگاه کنترل بی سیم
radio control
فرمان رادیویی
radio astronomy
اختر شناسی رادیویی
radio beacon
بیکن رادیویی
radio beacon
انتن بی سیم
radio beacon
برج بی سیم انتن فرستنده بی سیم
radio bearing
زاویه بین جهت فاهری ایستگاه ثابت و جهت مرجع
radio broadcasting
پخش رادیویی
radio button
شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
radio carpal
وابسته به زندبالاومچ
radio carpal
زندی مچی
radio centeral
مرکز بی سیم
radio compass
قطبنمای رادیویی
radio engineering
مهندسی رادیو
radio ferquency
بسامد رادیویی
radio ulnar
وابسته به زندبالاوزندپائین
radio section
بخشرادیو
radio star
اختر رادیو
radio waves
امواج رادیویی
radio wave
موج رادیویی
radio wave
امواج الکترو مغناطیسی رادیو موج رادیو
radio antenna
آنتنرادیویی
radio telegraphy
تلگراف بیسیم
radio telephony
تلفن بیسیم
pirate radio
خبرپراکنیغیرقانونی
radio-controlled
وسیلهایکهبوسیلهسیگنالهایرادیوییکارکند
radio mast
بخشرادیو
radio fix
تعیین محل فرستنده دشمن یاخودی بااستفاده از دو یا چندایستگاه به گوش
radio fix
تعیین محل هواپیما یا ناو با استفاده ازگوش دادن به دو یا چندایستگاه فرستنده
radio frequencies
فرکانسهای رادیویی
radio set
دستگاه رادیو
radio sextant
سکستانت رادیویی
radio sextant
گیرنده امواج کیهانی
radio sheck
یک سازنده و توزیع کننده تجهیزات الکترونیکی شامل سیستمهای ریزکامپیوتر
radio silence
سکوت رادیویی
radio sonobuoy
بویه دریایی شناور بی سیم دار مخصوص تعیین محل زیردریاییها
wired radio
پخش با سیم
radio tube
لامپ رادیو
radio approach
دستگاه هدایت فرود هواپیما بوسیله بی سیم
auto radio
گیرنده اتومبیل
radio frequency
فرکانس بالا
radio frequency
قطعه الکترومغناطیسی با محدوده فرکانس بین کیلوهرتز و گیگا هرتز
radio telephone
تلفن بی سیم
radio telescopes
رادیوتلسکوپ
radio telescopes
رادیو تلسکوپ
directional radio
رادیوی جهت دار
radio guard
نگهبان بی سیم
radio guard
نگهبان اطاق بی سیم کشتی یا هواپیمای مامور استراق سمع
radio telescopes
تلسکوپ رادیویی
radio frequency
فرکانس رادیویی
radio source
چشمه شبه اختری
radio telephone
رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
radio telescope
رادیوی نجومی
auto radio
رادیوی اتومبیل
field radio
بی سیم صحرایی
field radio
رادیوی قابل حمل صحرایی
radio-telephones
رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
radio-telephones
تلفن بی سیم
radio-telephone
رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
radio-telephone
تلفن بی سیم
main radio
اطاق اصلی بی سیم ناو
radio horizon
افق رادیویی
radio interference
پارازیت رادیویی
radio interference
تداخل امواج رادیویی انترفرنس رادیویی
radio relay
رادیو رله
radio source
چشمه اخترواره
radio telescope
تلسکوپ رادیویی
radio telescope
رادیو تلسکوپ
radio relay
رله بی سیم تقویت ارسال پیام رادیویی
radio active
رادیواکتیو
radio active
دارای تشعشع اتمی
radio activity
خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون دهد
radio alimeter
فرازیاب رادیویی
radio altimeter
ارتفاع سنج راداری یاتشعشعی
radio receiver
گیرنده رادیویی
radio telescope
رادیوتلسکوپ
radio range
ایستگاه ناوبری رادیویی یاتعیین محل هدفها به وسیله بی سیم
radio link
پیوند رادیویی
radio match
رویارویی رادیویی
radio operator
متصدی بی سیم
radio telescopes
رادیوی نجومی
radio operator
بی سیم چی
radio button
دکمه رادیو
radio procedures
روشهای مخابره با بی سیم روش مکالمات رادیویی
radio prospecting
کشف معادن با رادیو
radio approach
دستگاه تقرب رادیویی
To turn on the light(radio, T. V).
چراغ ( رادیو ؟تلویزیون وغیره ) راروشن کردن
airborne radio relay
سیستم رادیو رله هوابرد
To turn off the lights. (T. V. ,radio).
چراغ ( تلویزیون ؟ رادیو وغیره ) راخاموش کردن
automobile radio equipment
رادیوی اتومبیل
radio frequency biasing
بایاسینگ فرکانس بالا
radio frequency choke
چوک رادیو
radio frequency interference
تداخل فرکانس رادیویی
radio direction finding
پیدا کردن جهت بی سیم دشمن
radio direction finding
جهت یابی بی سیم
radio data link
ارتباط کامپیوتری با بی سیم ارسال اطلاعات با بی سیم
radio range station
ایستگاه ناوبری رادیویی هواپیماها
radio call sign
معرف رادیویی
radio position finding
روش تعیین محل ایستگاه فرستنده به روش تقاطع
radio frequency amplifier
فزون ساز بسامد رادیویی
radio call sign
معرف ایستگاه رادیویی
radio frequency transformer
مبدل بسامد رادیویی
radio metal locator
فلزیاب رادیویی
radio telephone transmitter
فرستنده تلفن بیسیم
portable CD radio cassette recorder
جایگاهCD
tuned radio frequency receiver
رادیو با بسامد میزان شده
high frequency radio station
ایستگاه رادیویی فرکانس بالا
high power radio station
ایستگاه رادیویی بزرگ
personal radio cassette player
رادیووضبطصوتشخصی
portable CD radio cassette recorder
ضبطورادیو
We finally succeed in making a radio contact.
عاقبت توانستیم یک تماس رادیویی برقرار کنیم
high frequency radio direction finding
جهت یابی رادیویی فرکانس بالا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com