Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 159 (8 milliseconds)
English
Persian
railroad gate
درب ورودی راه اهن
Other Matches
railroad
راه اهن
railroad
با راه اهن فرستادن یا سفر کردن
railroad
سرهم بندی کردن
railroad
پاپوش درست کردن
railroad signal
علامت یا سیگنال راه اهن
railroad service
خدمات راه اهن
railroad service
سرویس راه اهن
railroad junction
دوراهی راه اهن
railroad gravel
سنگریزههای دو طرف ریلهای راه اهن
railroad system
سیستم راه اهن
railroad tariff
تعرفه راه اهن
railroad tariff
عوارض راه اهن
railroad tariff
نرخ راه اهن
railroad tranportation
حمل و نقل راه اهن
railroad tranportation
بارکشی راه اهن باربری راه اهن
elevated railroad
خط اهن هوایی
railroad accident
سانحه راه آهن
railroad engineering
مهندسی یا تکنیک راه اهن
railroad coupling
پیوست یا تزویج راه اهن
railroad rail
ریل راه اهن
elevated railroad
ترن هوایی
railroad carriage
واگن باری
railroad bridge
پل راه اهن
railroad car
واگن راه اهن
railroad carriage
اطاق کالسکهای راه اهن
railroad construction
ساختمان راه اهن
railroad engineer
[American E]
راننده قطار
railroad tie plate
بالشتک ریل راه اهن
saw gate
چارچوب اره
gate
فرمان استفاده ازموشک و راکت در جنگ هوایی
Gate
ورودی به باند
down gate
راهگاه پایین دست
not gate
دریچه نقیض
take out gate
دریچه ابگیر ابیاری
not and gate
دریچه نا- و
not gate
دریچه نا
or gate
دریچه OR
or gate
دریچه یا
not or gate
دریچه نا- یا
nor gate
دریچه نقیض یا
nor gate
دریچه نایا
gate
دروازه
gate
گیت
gate
راه تغذیه لشعلث
gate
قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
gate
تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
gate
مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد
gate
مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد
gate
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
gate
پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND
gate
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
gate
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
gate
دروازهای که عمل AND منط قی را انجام میدهد
gate
قسمت فنری قلاب کوهنوردی
gate
دروازه شروع اسکی
gate
در بزرگ
gate
مدخل دریجه سد
gate
وسایل ورود ورودیه
gate
دریچه تنظیم اب در مخزن سد
gate
فرمان پرواز هواپیما باحداکثر سرعت در درگیری هوایی
gate
دریچه
gate
محل سوار شدن مسافرین هواپیما در فرودگاه
gate
دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
gate
مدخل
gate
سوزن اتصال به یک FET
and gate
دریچه و
gate
یچ الکترونیکی منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت ورودی ها و نحوه پیاده سازی توابع منط قی دارد
and gate
مدار AND
gate
زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
and gate
دریچه و دریچه ضرب منطقی
He was approaching the gate.
او
[مرد]
به دروازه نزدیک شد.
gate money
پولبلیطورودیه
wicket gate
دهانهدریچه
lich-gate
راهرو سرپوشیده
proselte of the gate
کسی که به دین یهود درایدولی ختنه نکند
pouring gate
تغذیه قالب
crash the gate
<idiom>
بی دعوت رفتن ،پابرهنه وسط پریدن
sluice gate
ابگیره
upper gate
دروازهبالایی
spillway gate
درخروجآبسطحسد
roller gate
دریچه غلطان
sluice gate
اب بند
sluice gate
دریچه
tainter gate
دریچه قطائی
tainter gate
دریچه لولادار
threshold gate
دریچه استانهای
waste gate
مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
starting gate
دروازه شروع
xor gate
دریچه یای ضمنی
gate-leg
پایهدروازهایشکل
gate keeper
دروازه بان
lower gate
دروازهپائینی
ring gate
دهانهحلقوی
pouring gate
دریچه ریزش
exclusive or gate
دریچه یای انحصاری
bifurcation gate
دریچهای که با دو مجراجریان را از خود عبور میدهد
exjunction gate
دریچه یای انحصاری
flap gate
دریچه یک طرفه
flood gate
ابگیره
flood gate
بندسیلگیر
flood gate
سد دریچهای
complement gate
دریچه متمم ساز
gate crasher
میهمان ناخوانده
gate electrode
الکترود دریچهای
gate hanger
التی که دریچه سد را باز نگه میدارد
gate leaf
بدنه دریچه سد
exclusive nor gate
دریچه نقیض یای انحصاری
equivalence gate
دریچه معادل
equivalence gate
دریچه هم ارزی
blind gate
دروازههای مسیر که دیده نمیشوند
burst gate
لامپ پیام گذار
caterpillar gate
دریچه چرخ زنجیری
check gate
دریچه تنظیم
color gate
دریچه پیام رنگی
cow gate
چراگاه گاو
discharge gate
دریچه تخلیه
elementary gate
دریچه مقدماتی
elementary gate
دریچه ابتدایی
equal gate
دریچه برابری
equality gate
برابر سازی
gate meeting
انجمنی که بادادن ورودیه بدان درایند
lich gate
راهرو
nand gate
دریچه نقیض و
head gate
دریچه فوقانی کانال
head gate
دریچه بالادست سد
inclusive or gate
دریچه یای شامل
indicator gate
دریچه شاخص
majority gate
دریجه اکثریت
logic gate
دروازه منطقی
lich gate
سرپوشیده گورستان کلیساکه مرده رادران می گذاشتندتاکشیش بیاید
nand gate
دریچه ناو
golden gate
پرتابی در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 راباقی می گذارد
nonequality gate
دریچه نابرابری
gate post
تیرچارچوب دروازه باهویابازوی در
gate transition
شیر فلکه تبدیل
gate tube
لامپ دریچهای
gate valve
شیر قطع جریان
gate valve
شیر کشویی
gate vessel
شناور درب حوض تعمیرات ناو
gate chamber wall
جایگاه حرکت دریچه
The crowd was pressing against the gate .
جمعیت به درورودی فشار می دادند
gate operating deck
سکوی مانور دریچه ها
jet flow gate
فشاراین دریچه زیاداست
fixed wheel gate
دریچه قرقرهای با محورثابت
gate operating ring
حلقهورودیعملکننده
master gate valve
مدخلدریچهاصلی
gate operating platform
سکوی مانور دریچه ها
mitre gate recess
دریچهتنفسشمار
gate-leg table
میزپایهدروازهای
jet flow gate
دریچه با سرلوله
fixed roller gate
دریچه چرخ قرقرهای ثابت
bear tape shutter gate
دریچه شیروانی شکل
memory controller gate array
ارایه درگاه کنترل حافظه
maximum gate trigger voltage
ولتاژ احتراق حداکثر
maximum gate trigger current
جریان احتراق حداکثر
Fortune Knocks at least once at everymans gate.
<proverb>
خوشبختى بالاخره یکبار در خانه هر کس را مى زند.
A creaking gate hang long.
<proverb>
یک دروازه شکسته مدتها سرپا می ایستد.
insulated gate field effect transistor
ترانزیستور اف ای تی باگیت عایق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com