English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (2 milliseconds)
English Persian
railway track خط اهن
railway track مسیر راه اهن
Search result with all words
double track railway bridge پل راه اهن باسکوی دوبل
railway track layer ریل گذر راه اهن
Other Matches
railway وابسته به راه اهن
railway راه اهن
railway خط اهن
quayside railway راهآهناسکله
rack railway راه اهن چنگک دار مخصوص عبور از سراشیب
railway wagon واگن راه اهن
railway siding دوراهی راه اهن
railway bridge پل راه اهن
railway division قسمت عملیات راه اهن قسمت ترابری با راه اهن
railway embankment پشت خاک در دو طرف ریلهای راه اهن
railway end پل سکوی راه اهن
railway end پل سکوی بارگیری راه اهن
railway engine لکوموتیو
railway engineer مهندس راه اهن
railway freight کرایه راه اهن
marine railway ریل ابی
siding [railway] دوراهی راه آهن [برای بیرون بودن از ترافیک]
electric railway راه اهن برقی
elevate railway راه اهنی که روی پایه کارگذاشته اندواز تراز جاده بلندتراست
railway station ایستگاه قطار
To the railway station به طرف ایستگاه راه آهن
Where's the railway station? ایستگاه راه آهن کجاست؟
gauge railway فاصله استاندارد دو ریل موازی راه اهن
railway line خطراهآهن
railway freight بارکشی راه اهن
marine railway ریل دریایی
at railway speed با تندی راه اهن بسرعت راه اهن
at railway speed بسیار تند
siding [railway] دوراهی راه اهن [برای بیرون بودن از ترافیک]
railway freight بار راه اهن
railway tracks خط اهن
railway system سیستم راه اهن
railway traffic امد و شد راه اهن
railway traffic عبور ومرور راه اهن حمل و نقل راه اهن
street railway خطوط تراموا
underground railway راه اهن زیرزمینی
to lay down a railway ساختمان راه اهنی را اغازکردن
cable railway ترن کابلی
cable railway تراموای
funicular railway راه اهن دوطرفه
railway tracks مسیر راه اهن
railway system شبکه راه اهن
railway superstructure روسازی راه اهن
railway motor موتور راه اهن
railway rate نرخ راه اهن
railway rate مالیات راه اهن
railway rates تعرفه یا کرایههای راه اهن
railway receipt رسید راه اهن
railway motor موتوربان
railway shop تعمیرگاه راه اهن
railway sleeper تراورس
railway station ایستگاه راه اهن
railway consignment note سند ارسال کالا با راه اهن
railway bill of lading بارنامه راه اهن
in the centre near the railway station در مرکز شهر نزدیک ایستگاه قطار
Take me to the main railway station! مرا به ایستگاه اصلی راه آهن برسانید.
suburban or local railway راه اهن ناحیهای
central railway station ایستگاه مرکزی راه اهن
car railway carriage واگن
suburban commuter railway راهآهنحومههرروزه
buffer-bar [railway] ضرب خور [قطار]
I want to leave the car in the railway station من میخواهم اتومبیل را در ایستگاه قطار تحویل بدهم.
to be on one's track رد کسیرا گرفتن
off the track ازخط پی گم کرده
to keep the track of something ردچیزیراداشتن
keep track of <idiom> نگهداری یاداشت
track off انحراف از مسیر تعقیب هدف رد شدن نقطه نشانی از روی هدف در نشانه روی
off the track بیرون
y track سه راهی در خط اهن
one track فقط در یک وهله
to be on one's track مراقب حال کسی بودن
one track یک راهه
to be on one's track زاغ سیاه کسی راچوب زدن
one track فاقد قوه ارتجاعی
one track کوتاه فکر
to keep the track of something پیوسته ازچیزی اگاهی داشتن
i followed his track ردپایش را گرفتم
off the track از موضوع پرت
track لبه
track تعقیب کردن
track در رهگیری هوایی یعنی " به نظر من هواپیمای دشمن روی مسیری است که داده شده است . "
track ایز
track ایز راه
track خط سیر
track رد
track زمین بازیهای میدانی
track ادامه گوی در مسیربولینگ
track پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
track پیدا کردن
track با طناب کشیدن راه
track جاده
track خط
track تعقیب مسیر کردن
track ردیابی کردن
track باریکه
track پیگردی کردن
track رد پا
track اثر
track خط اهن جاده
track راه
track نشان
track مسابقه دویدن
track تسلسل
track توالی ردپاراگرفتن
track پی کردن
track دنبال کردن
track مسیر
track اثار
track مسیرطی شده
track مسیر دو
track راهچه
track شیار
track down <idiom> جستجو کردن
track دنبال کردن یک مسیر به درستی
track یکی از چند حلقه هم مرکز روی دیسک مغناطیسی یا خط وط نازک روی نوار که نوک خواندن و نوشتن به آن دستیابی دارد و در امتداد آن روی سکتورهای مختلف داده ذخیره شده است
track محل شیار مشخص روی دیسک مغناطیسی
track تعداد شیارهای داده هم مرکز روی سطح دیسک در واحد اینچ
track شیار روی دیسک مغناطیسی که حاوی آدرس فایل ها و... که روی شیارهای دیگر ذخیره شده اند است
title track قطعهموسیقیکهپسازنام آلبوم میآید
off the beaten track <idiom> غیر عادی
one-track mind <idiom> تنها به یک چیز فکر کردن
yard track ریل موقت در داخل محوطه انبارها و یا باراندازها
lose track of <idiom> ازدست دادن تماس باکسی یاچیزی
cinder track زمین دو
track record سابقه
inside track <idiom> سودبردن
to lose track [of] فراموش کنند [یا دیگر ندانند] که شخصی [چیزی] کجا است
track meet مسابقاتورزشی
true track تصویر زاویه بین شمال واقعی و مسیر هواپیما روی زمین
track shoe عاج
trick track بازی تخته نردقدیمی
track per inch مقیاسی از تراکم ذخیره دیسکهای مغناطیسی
track pitch فاصله شیار
track pitch گام شیار درجه شیار
track production فهور هدف
track production شروع تعقیب هدف
track return مدار برگشت
track spacing فاصله بین تعقیبها
track telling ارتباط و مخابرات بین هواپیمای شناسایی و سیستم کنترل و ردگیری زمینی مبادله اخبار و اطلاعات ردگیری و تعقیب هدف
track tension کششی شنی
track tension تنظیم شنی تانک
training track مسیر تمرینی مسابقه اسبدوانی
one-track mind فردیکهتنهابهیکچیزعلاقمنداست
warning track منطقهجریمه
track record آمار اعمال یا موفقیت های پیشین
track idler شیارچرخ
track frame قالبشیار
running track لبهدرحالحرکت
track [American E] سکوی ایستگاه راه آهن
rotating track مسیر/خطدوار
rail track مسیرریل
locomotive track مسیرلوکوموتیو
track lighting لامپشیار
track link اتصالشیار
track record پیشینه
track records سابقه
track records آمار اعمال یا موفقیت های پیشین
track records پیشینه
music track تیتر آهنگ
bogie and track مراحللاستیکسازی
curtain track میلهپرده
exit track خروجیخطآهن
track number زمانشمار
music track تیتر موسیقی [روی محیط ضبط صوت]
rail track خطآهن
alternate track شیار جایگزین
drop track تعقیب موقوف
drop track تعقیب را قطع کنید
feed track شیار پیشبری
forklift track جرثقیل
forklift track منجنیق
forklift track بیل مکانیکی
full track شنی دار کامل
full track تمام شنی خودرو تمام شنی
ground track مسیر زمینی
half track هاف تراک
hostile track تعقیب هواپیمای دشمن ردگیری هواپیمای دشمن
hunter track مسیر اکتشافی کشتی مین یاب یا مامور کشف و خنثی کردن مین
intended track مسیر پیش بینی شده هواپیما
intended track مسیر تعیین شده هواپیما
double track خط
double track دو
cycle track راه دوچرخه رو
alternate track شیار تغییرپذیر
alternate track شیاراصلاح پذیر
banked track پیست اتومبیلرانی با انحنای برجسته پیست انحناداربرجسته دوچرخه سواری
banking track انحنای پیست دوچرخه سواری بطرف داخل
bridle track اسب رو
alternate track شیار متناوب
bridle track ایز سوارکاران
bridle track راه باریک
spur track جاده فرعی
chain track مسیر زنجیر
clock track شیار زمان سنجی
crane track جرثقیل خودکار
crane track واگن بالابر مسیر عبور کفچه بالابر
creeper track زنجیر خزشی
kite track مسیر ارابه رانی به شکل گلابی
neutralize track هدف را تعقیب نکنید دررهگیری هوایی تعقیب موقوف
track mode روش تعقیب زمینی هواپیما به طورخودکار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com