English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
range correct برد خوب
range correct فرمان برد خوب
Other Matches
correct <adj.> مناسب
correct <adj.> درست
correct <adj.> شایسته
correct <adj.> صحیح
correct دقیق یا درست
correct پاک کردن خطا از چیزی
correct روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
correct درست کردن
correct صحیح
correct صحیح کردن تصحیح کردن
correct اصلاح کردن تادیب کردن
correct تصحیح کردن
correct تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
correct درست
A correct answer. جواب صحیح
accurate [correct] <adj.> درست
accurate [correct] <adj.> مناسب
correct response پاسخ درست
accurate [correct] <adj.> شایسته
neither report was correct هیچیک از ان دو گزارش درست نبود
accurate [correct] <adj.> صحیح
to correct yhe press چیز چاپ شده غلط گیری کردن
apply a correct holt اجرای فن صحیح کشتی
range مجموعه موضوعاتی که خریدار از بین آنها انتخاب میکند
range یک خانه یا تعدادی خانه
range تغییر کردن یا متفاوت بودن
range قرار دادن متن در یک ترتیب معین
range رشته
range سلسله ردیف
range جابجایی متن برای تظیم شدن در حاشیه چپ , انتقال محتوای کلمه به لبه سمت چپ
range برد
range میدان حدودتغییرات
range حدود وسعت
range گستره
range مجموعه مقادیر مجاز
out of range دور از تیر رس یا صدارس
range k ضریب تصحیح برد
range k ضریب تصحیح کای برد
range name نام دامنه
in range with درخط
in range with در امتداد
range مجموعه مقادیرممکن بین بیشترین حد و کمترین حد
within range در برد جنگ افزار
within range در تیررس
range دامنه [ریاضی]
out of range که خارج از حد سیستم باشد
range طبقه
range رسایی
range عبور کردن مسطح کردن
range سیر و حرکت کردن
range دامه تغییرات
range محدوده
range دامنه
range دامنه تغییرات
range سلسله
range برد سلاح
range مرتب کردن میزان کردن
range اراستن
range چشم رس
range تیررس برد
range دسترسی
range حدود محدوده
range حوزه
range منحنی مبنا
range تغییر کردن خط مبنا
range درصف اوردن
range میدان تیر
range بردهدف
range مسافت
range به نظم وترتیب واداشتن
range بر
range تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
range طیف
range رشته کوه
range فاصله
range ردیف
range گام
range حدود
range حدودجذر و مد دریا
range صف
range دسته
range ناحیه
range در طبقه قرار دادن
range به خط کردن
range حیطه
range حد فاصل
range angle زاویه بردی هواپیما
range alongside نزدیک کردن ناو به ناوی دیگر
range adjustment تنظیم مسافت
range adjustment تنظیم برد
range markers علامت تعیین کننده مسیر عملیات اب خاکی در شب
range markers چراغ شاخص مسیر
range board میز تنظیم مسافت
range board طرح تیر کارت تصحیح برد سلاح
range angle زاویه مربوط به برد مورب هدف
range meter فاصله سنج
range correction تصحیح برد تیراندازی
range correction تصحیح برد سلاح
range sensing تخمین مسافت
range component عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
range check بررسی محدوده
range card کارت تیر سلاح جدول تیر سلاح
range card کارت برد
range calibration تعیین دقت مسافت تنظیم برد سلاح
range calibration تنظیم مسافت
range marker شاخص مسافت یاب روی صفحه رادار
range marker فاصله یاب راداری
range format قالب دامنه
range flag پرچم میدان تیر
range firing تیراندازی در میدان تیر
range finding تخمین مسافت کردن
range finding مسافت یابی
range finder هدفیاب
range finder مسافت یاب
range finder مسافت سنج دریایی
range expression عبارت دامنه
range error اشتباه در تخمین دریایی اشتباه بردی اشتباه برد
range effects اثرات بردی
range house دفتر میدان تیر
range light چراغ دوم دکل ناو
range ladder تنظیم تیربه روش نردبانی با شلیک گذار و کوتاه
range ladder تنظیم با نردبان بردی
range keeper محاسب مسافت توپ
range keeper محاسب توپ
range indicator مقیاس مسافت
range of doubt گستره شک [ریاضی]
range indicator طبله مسافت
range indicator شاخص مسافت
range house اطاق انبارمیدان
range effects اثرات برد
range of adjustment ناحیه تنظیم
Range of mountains. رشته کوه ( کوهها ؟جبال )
supporting range برد پشتیبانی سلاحها
subcaliber range تیراندازی بالوله جوفی یا تیربار اثرگذارمیدان تیر تنظیم هدف
subcaliber range میدان تیر مخصوص
subcaliber range میدان تیر لوله جوفی
stress range گستره تنش
slant range برد مایل
slant range برد مورب هدف
restriction of range محدودیت دامنه
repeat range با همین مسافت تیراندازی کنید
repeat range فرمان برد از نو
supporting range شعاع عمل یکانهای پشتیبانی کننده
target range برد هدف
target range مسافت هدف میدان تیر مشقی
free-range خانگی
free-range آزادچر
visibility range شعاع عمل دیدبانی یا دید
visibility range میدان دید
visual range حیطه دید
vhf range ناحیه فرکانس خیلی بالا
tropic range دامنه استوایی
tidal range دامنه جذر و مد دریایی
the range of voice دانگ صدا
the range of a firearm تیر رس
range wind باد در برد
range wind باد بردی
range table جدول تیرتوپ
range officer افسرتیر
range officer افسر مسئول میدان تیر
range of variation ناحیه انحراف
range of variation ناحیه تغییر
range of stress دامنه تنش
range of storke ناحیه ضربه
range of music حدود یا میدان علم موسیقی
range of motion دامنه حرکت
range of instrument حد کار سنجه
range quadrant طبله تراز تیر
range quadrant طبله مقیاس درجه توپ
range rake الیداد مسافت سنج
range table جدول مسافت توپ
range spread اتش درعمق
range spread اتش درو در عمق
range spotting تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
range spotting تخمین مسافت کردن
range sensing تخمین زدن برد مسافت یابی کردن
range section قسمت مسئول مسافت یاب یاکار با دستگاه مسافت یاب دریک اتشبار
range scale طبله برد مقیاس مسافت جدول مسافت
range resolution قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
range rake دستگاه الیدادتی شکل
range scale طبله مسافت
range drum طبله بستن مسافت به توپ
fuze range بردمربوط به ماسوره
driving range علامت تعیین کننده فاصله ها
drilling range ناحیه مته کاری
discriminating range دامنه افتراق
detection range قدرت اکتشافی
cruising range شعاع عمل هواپیما یا کشتی
cruising range برد عملیاتی
criteria range دامنه ملاک
cooking range اجاق
complementary range برد مربوط به زاویه تصحیح تکمیلی تراز
close range فاصله نزدیک
close range مسافت نزدیک
capacity range حیطه فرفیت
effective range برد موثر
effective range برد موثر جنگ افزار
fuze range برد عمل کرد ماسوره
frequency range محدوده فرکانس نامی
frequency range حیطه فرکانس نامی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com