English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
range section قسمت مسئول مسافت یاب یاکار با دستگاه مسافت یاب دریک اتشبار
Other Matches
t section پروفیل " T "
section نیمرخ
section شعبه
section رسدتوپخانه
section قبضه توپ
section رسددریایی یا هوایی
section بره
section بخشی از برنامه اصلی که مستقل اجرا میشود وبدون نیاز به اجرای بقیه برنامه
z section پروفیل "زد"
t section عضو " T "
section رسد
section out شکستن موج بطور ناهموار
section برش
section مقطع
section برشگاه
section بخش قسمت
section قطعه
section دسته
section گروه دایره
section جوخه
section بخش
section قسمت
section قسمت قسمت کردن برش دادن
base section بخش اماد لجستیکی منطقه جلو
main section قسمتاصلی
base section رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
beaded section شیار برجسته روی گچ وچوب
box section مقطع قوسی سکل
built up section مقاطع مرکب
section of a bulb قسمتهایمختلفپیاز
sagittal section قسمتهایزیرشکم
rail section بخشریل
center section بال میانی
coil section مقطع بوبین
pipe section قسمتلوله
radio section بخشرادیو
axial section برش محوری
auxiliary section برش کومکی
section of a hazelnut قسمتهایمختلففندوق
black section گروهیغیراداریدرداخلیکحزبسیاسیکهمدافعحقوقسیاهپوستاناست
wallet section قسمتکیفپول
tip section قسمتنوک
section of a walnut قسمتهایمختلفگردو
section of a strawberry قسمتهایمختلفتوتفرنگی
cross-section سطح متقاطع
accessory of section قسمتی از موتور که متعلقات روی ان نصب شود
advance section قسمت مقدم در منطقه مواصلات
advance section قسمت جلویی
air section رسد هوایی
aircraft section قسمت هواپیمایی
aircraft section رسدهواپیمایی
section of a raspberry قسمتهایمختلفتمشک
section of a log قسمتهایمختلفکندهدرخت
golden section برش زرین
half section نیم مقطع
compact section مقطع فشرده
crown section برش در کلید قوس
data section بخش داده ها
economic section انتخاب سطح مقطع مناسب ازنظر اقتصادی
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
extruded section پروفیل اشترانق پرس
butt section قسمتهدف
gun section رسدتوپ
gun section یک قبضه توپ با نفرات
working section قسمتی از تونل باد که مدل یاجسم مورد ازمایش در ان قرار میگیرد
weaving section منطقه همبری
full section برش کامل
gauging section مقطعی از کانال یا رودخانه که عمق اب یا سرعت اب اندازه گیری میشود
cross section سطح مقطع عرضی
cross section رویه برش
honeycomb section شانهعسل
conic section مقطع مخروطی
control section بخش کنترل
control section قسمت کنترل
flotation section بخششناور
dining section قسمتغذاخوری
cross section مقطع عرضی
cross section برش متقاطع نمونه یا حد وسط
cross section برش عرضی
cross section سطح مقطع موثر
cross section سطح مقطع
cross section نیمرخ عرضی
cross section نیمرخ پهنا مقطع موثر
cross section مقطع
half section نیم برش
gauging section برش اندازه گیری
personnel section کارگزینی
staff section بخش ستادی
radial section برش شعاعی
staff section قسمت ستادی دسته سمبه
staff section قطعات سمبه
section crew دسته کارگران مسئول یک قسمت از راه اهن
section chief فرمانده رسد فرمانده قبضه
standard section پروفیل استاندارد
section chief رئیس قبضه
structural section مقطع سازهای
section charge خرج جزء جزء
longitudinal section نیمرخ طولی
properties of section خواص مقاطع تیرها
project section بخش تهیه طرحها
project section بخش تهیه پروژه ها
overflow section قسمت سر ریز سد
personnel section قسمت پرسنلی
phantom section خط نقطهای که جهت رسم تصاویر نامرئی کشیده میشود
section hand کارگرعضو دسته معینی ازکارگران راه اهن
section gang دسته کارگران مسئول یک قسمت از راه اهن
program section بخش برنامه ها
oblique section مقطع مایل
oblique section برش اریب
oblique section مقطعی که بوسیله صفحه اریب جسم رابرش بدهد
oblique section مقطع اریب
section of dike نیمرخ راه
section of valley نیمرخ عرضی دره
longitudinal section برش طولی
transversal section برش عرضی
rolled section مقاطع نوردشده
root section مقطع ریشه
section leader فرمانده رسد یا جوخه
regular section پروفیل نرمال
rectangular section مقطع مستطیلی
horizontal section برش افقی
program section بخش تهیه برنامه ها
longitudinal section برش طولی
weaving section منطقه تقاطع
build up section مقاطع مرکب
ground section بدنه و پیکر اصلی فرش [که از در هم رفتگی نخ های تار و پود بدست می آید و اسکلت فرش را بوجود می آورد.]
wing section بخش مرکزی یا پانل خارجی بال
in the non-smoking section در قسمت غیر سیگاری ها
trenched section زیرگاه صندوقهای
transverse section برش متقاطع
section charge خرج چند قسمتی
trenched section فرم صندوقهای تو گود
transition section مقطع تبدیل
trough section مقطع ناودانی
transverse section مقطع عرضی
winding crodd section سطح مقطع سیم پیچی
cross section of an airbrush بخشعرضیرنگپاش
cross section of a road بخشعرضیجاده
data control section بخش کنترل داده
cross section of a molar قسمتهایمختلفدندانآسیا
cross section area سطح مقطع
formwork at cirved section قالب بندی در سطوح منحنی
egg shaped section مقطع تخم مرغی
cross section of a trunk بخشعرضیتنهدرخت
section of a capsule: poppy قسمتهایمختلفکیسه
absorption cross section مقطع جذب
box section leg ساق یا پایه بخشی از جعبه
box section bed جعبه ماشینهای ابزار
section of a grain of wheat قسمتهایتخممرغ
horseshoe shaped section مقطع نعل اسبی
air ground section قسمت عملیات مشترک زمینی و هوایی
air movement section قسمت حرکات هوایی
air movement section قسمت کنترل عبور و مرور هوایی
inelastic cross section مقطع برخورد ناکشسان
air traffic section قسمت کنترل عبور و مرورهوایی
section of a silique: mustard قسمتهایمختلفخردل
intermediate frequency section مقطع فرکانس میانی
section of a legume: pea قسمتهایمختلفبتولات
He works in the production section . درقسمت تولید کار می کند
Could we have a table in the non-smoking section? آیا ممکن است میز ما در قسمت غیر سیگاری ها باشد؟
valley cross section نیمرخ عرضی دره
wall stack section بخشدودکشدیواری
shape of cross section نیمرخ عرضی
circular cross section مقطع گرد
standard egg section مقطع تخم مرغی شکل معمولی
section of a berry: grape قسمتهایمختلفانگورحبهای
cross section of a buttress dam قسمتحایلموربسر
gravity dam of triangular section سد وزنی با نیمرخ مثلثی
cross section of a gravity dam قسمت
cross section of an embankment dam گودالکنندهشده
section of a stone fruit: peach قسمتهایمختلفمیوههایهستهدار
cross section of an electron microscope بخشعرضیالکترودمغناطیسیمیکروسکوپ
cross section of an arch dam بخشعرضیهلالیسر
cross section of a refracting telescope بخشعرضیبازتابتلسکوب
cross section of a reflex camera قسمتعرضیبازتابتلسکوپ
section of a pome fruit: apple قسمتهایمختلفمیوههایکرویشکل
effective collision cross section سطح مقطع برخورد موثر
section of a follicle: star anise قسمتهایمختلفبرگه
cross section of a reflecting telescope قسمتمورببازتابتلسکوپ
cross section of a power plant قسمتعرضینیروگاه
cross section of a liquid compass قسمتموربقطبنمایمایع
multi section type rotary switch سوئیچ گردان نوع چند مقطعی
cross section of a muzzle-loading cannon قسمتموربدهانهتوپ
cross section of a hydroelectric power station قسمتعبورایستگاهقدرتانرژیآبی
total effective collision cross section سطح مقطع موثر کل
range k ضریب تصحیح کای برد
range k ضریب تصحیح برد
out of range دور از تیر رس یا صدارس
range name نام دامنه
out of range که خارج از حد سیستم باشد
in range with درخط
in range with در امتداد
range طبقه
range به نظم وترتیب واداشتن
range ردیف
range به خط کردن
range دامنه [ریاضی]
range دسته
range صف
range حدودجذر و مد دریا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com