English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
reactive power توان هرز
reactive power توان غیر فعال
reactive power توان واکنشی
reactive power توان راکتیو
Other Matches
reactive منعکس شونده
reactive واکنش پذیر
reactive واکنش دار راکتیو برگشت کننده
reactive واکنشی
reactive واکنش دار
reactive انفعالی
reactive epilepsy صرع واکنشی
reactive factor ضریب جریان هرز
reactive inhibition بازداری واکنشی
reactive load بار خارجی القایی
reactive mode حالت پردازش کامپیوتر که در آن هر ورودی کاربر باعث رویدادن چیزی میشود ولی پاسخ سریع داده نمیشود
reactive tendency تمایل واکنشی
brief reactive psychosis روان پریشی واکنشی کوتاه مدت
reactive psychosis روان پریشی واکنشی
reactive type سنخ واکنشی
reactive schizophrenia اسکیزوفرنی واکنشی
reactive dye رنگینه واکنش پذیر
reactive depression افسردگی واکنشی
reactive current جریان کور
non reactive load بار خارجی ناخودالقا
reactive component جریان هرز
reactive effect عکس العمل
reactive current جریان هرز
reactive current جریان غیر فعال
reactive current جریان واکنشی
reactive current جریان راکتیو
reactive volt amperes توان هرز
reactive intermediate species گونههای واسطهای واکنش پذیر
reactive volt ampere hour meter کنتور مصرف کور
reactive volt ampere hour meter کنتور ولت- امپر- ساعت- راکتیو
hunger for power [craving for power] میل شدید به قدرت
will-power اراده
will to power قدرت خواهی
will-power تصمیم
power [over somebody/something] قدرت [ بر کسی یا چیزی]
will power <idiom> قدرت
will-power قدرت اراده
will-power عزم راسخ
useful power توان مفید
useful power قدرت مفید
power down قطع برق خاموش کردن
power 0 تلاش برای سرعت بیشتر ضمن مسابقه با 02 پاروزن پی درپی
p in power to do something عدم نیروبرای کردن کاری
outside power جریان خارجی
power i طرح شماره یک بازی با سه مدافع
power saw اره ماشینی
power saw دستگاه اره
in power دارای اختیارات
in power صاحب مقام
i did all in my power انچه در توانم بود کردم
power up برق
power up روشن کردن
power down خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
power on روشن کردن
e. power نیروی اجرایی
e. power قوه مجریه
power که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
power down قطع نیرو
power زور بکاربردن
power بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
power خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
power توان
power نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
power قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
power توان از دست رفته
power جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند
power واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power توان برقی
power نیرو
power اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
power اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
power روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
power تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
power خاموش کردن یک وسیله
power دستگاه برقی
power برقی
power درشت نمایی قدرت دوربین
power قدرت نیرو
power شدت
power توانایی
power انرژی
power قوه
power راندن
power اقتدار و اختیار
power دولت
power قوه یا توان
power حذف توان کامپیوتر
power توقف منبع تغذیه الکتریکی
power منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
power مجموعه بررسیهای سخت افزاری که کامپیوتر پس از روشن شدن انجام میدهد
power حداکثر تلاش در کمترین زمان
power برتری
power توان نیرو
power قدرت دیدذره بین
power اقتدار سلطه نیروی برق
power برق
power قدرت
power زور
power نیرو بخشیدن به نیرومند کردن
power قوه [ریاضی]
power توان [ریاضی]
to the power of [three] به توان [سه] [ریاضی]
power user کاربر پیشرفته
power function تابع توانی
power volleyball والیبال قدرتی
power function این تابع در حقیقت چگونگی کارائی ازمون فرضهای اماری رابررسی مینماید
power unit پیش راننده
power turret برجک برقی
power test ازمون قدرت
power transformer مبدل تغذیه
power transformer ترانسفورماتور شبکه ترانسفورماتور قدرت
power hacksaw کمان اره
power hacksaw اره کمانهای
power transmission انتقال انرژی
power transmission انتقال قدرت
power function تابع قدرت
power traverse مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
predictive power قدرت پیش بینی
pulling power نیروی کشش
power dive شیرجه رفتن هواپیما
power dive شیرجه
power dive با استفاده از نیروی موتور طیاره
rated power هریک از چند حدود تعیین شده توان توربین گاز
power pack جعبه تغذیه
power endurance توان استقامت
power factor ضریب توان
power factor ضریب قدرت
power form تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
power forward فوروارد قوی
power forward مامورجلوگیری از نزدیک شدن حریف به سبد
power fuel سوخت
power function تابع توان
radiant power شاره تابان
r f power supply منبع توان بسامد رادیویی
tractive power نیروی کشش
power distribution پخش قدرت
power mower چمن زن یا علف چین موتوری
power play حمله دسته جمعی
power play وضع یک تیم نسبت به حریف بعلت عده بیشتر
power politics سیاست زور
power politics سیاست جبر زور طلبی
power rammer زمین کوب مکانیکی
power loss گمگشتگی قدرت
power loss تلف قدرت
power shovel ماشین خاک کش
power shovel بیل مکانیکی
power play نقشه تهاجمی
power pack دستگاه تنظیم برق
power output توان خروجی
power of production نیروی تولید
power of reservation حق اعتراض
power of reservation حق نگهداری وذخیره کردن
power of the keys اختیارات کلیسای پاپ
power meter دستگاه اندازه گیری توان توان سنج وات متر
power outege قطع قدرت
power outege قطع برق
power mains شبکه نیرو
power mains شبکه جریان قوی
power slide لغزش به کنار در پیچ مسیر
power source منبع قدرت
power loss اتلاف توان
power supply تامین کننده برق
power supply مبدل برق
power spectrum طیف توانی
power house کارخانه برق
power surge برق ناگهانی
power system شبکه نیرو
power head نوک نیزه تیراندازی به ماهی
power system سیستم قدرت سیستم انرژی
power supply منبع انرژی
power supply منبع تغذیه
power supplay منبع تغذیه
power level تراز توان
power law قانون توانی
power jack جک
power installation تاسیسات جریان قوی
power dissipation اتلاف قدرت
power steering فرمان خودکار
power stroke مرحله قدرت
power structure ساخت قدرت
power supplay منبع قدرت
power head سر موتور
power point اتصالبرق
power cut خاموشی
power blackout قطع برق
power failure قطع برق
power cut قطع برق
power blackout رفتن برق
power failure رفتن برق
power cut رفتن برق
solar power نیروی خورشیدی
power outlet پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
power failure خاموشی
power worker فردیکهدرایستگاهبرقکارمیکند
power-sharing روشحکومتیکهمردم درامورکشورشاندخالتچندانیندارند
Power of distiction. قوه تشخیص
To have power and influence. تیغ برایی داشتن
power pack باتری [مهندسی برق یا الکترونیک]
power series سری توانی [ریاضی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com