Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 140 (8 milliseconds)
English
Persian
reading span
فراخنای خواندن
Other Matches
reading
نظریه شور
reading
استنباط
reading
تفسیر
reading
مطالعه
reading
خواندن
reading
قرائت
reading
یادداشت مربوط به اعداد یا درجه ها , به ویژه درجههای یک اندازه
first reading
طرح نخستین لایحه قانونی درمجلس
reading rate
سرعت خواندن
reading quotient
بهر خواندن
reading habit
عادت خواندن
first reading of a bill
شوراول لایحه
reading disability
ناتوانی در خواندن
reading age
سن خواندن
parallel reading
خواندن موازی
oral reading
بلندخوانی
lip reading
لب خوانی
lip-reading
لب خوانی
hand reading
کف بینی
reading desk
بعدا پرسیده شود
reading speed
سرعت خواندن
map reading
نقشه خوانی
mind reading
کشف افکار دیگران
mind reading
فکرخوانی
mirror reading
وارونه خوانی
direct reading
قرائت مستقیم
reading readiness
امادگی خواندن
reading station
ایستگاه خواندن
reading rooms
خوانشگاه
reading rooms
قرائت خانه
sight-reading
فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
sight-reading
بدون امادگی قبلی اجراکردن
sight-reading
بدون مطالعه قبلی خواندن
reading start
شروعخواندن
reading lamp
چراغمطالعه
She was reading the book to herself.
کتاب را آهسته ( پیش خودش) می خواند
Proof – reading.
غلط گیری (تصحیح مطا لب چاپی وغیره )
when reading a book
در حال خواندن کتابی
reading rooms
اتاق قرائت
reading room
قرائت خانه
reading room
خوانشگاه
reading room
اتاق قرائت
silent reading
بیصدا خوانی
reading wand
دستگاهی که نشان ها و کدهارا به صورت نوری درک میکند
map reading
نقشه خوانی کردن
thought reading
اندیشه خوانی
reading mirror
آینهمخصوصخواندن
light-reading scale
نورخواندنصفحه
direct reading dial
درجه بندی برای قرائت مستقیم
direct reading galvanometer
گالوانومتر بی تبدیل
direct reading instrument
دستگاه مستقیم خوانی
I stayed up reading until midnight.
تا نصف شب بیدارماندم ومطالعه کردم
gray oral reading test
ازمون بلند خوانی گری
monroe diagnostic reading test
ازمون تشخیص خواندن مونرو
mirror writing shadow reading
کامپیوتر میزبان با دو دیسک فیزیکی برای بالا بردن سرعت دسترسی
direct-reading rain gauge
اندازه مقدار بارش مستقیم
span new
کاملا تازه
span new
تروتازه
span
وجب کردن
span saw
اره قابدار
span new
خیلی تازه
span saw
اره قاب دار
span
پل بستن
span
چشمه
span
فاصله دو تکیه گاه تیر
span
باراویز
span
فاصله بین سوراخ گوی بولینگ برای شست و انگشتان دیگر
span
محدوده
span
پل زدن روی رودخانه
span
وجب
span
گستردگی
span
دهانه
span
مهار
span
اندازه گرفتن
span
فاصله معین
span
مدت معین
span
تاق بستن
span
دهنه
span
فرفیت
span
پوشش اندازه
span
افسار
span
جفت
span
دهانه نظری
span
مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
span
وجب یک وجب
lift span
پلبالارو
time span
فاصله زمان
time span
دوره زمان
time span
گذشت زمان
visual span
فراخنای دیداری
adjacent span
دهانه متصل
spick and span
کاملاتازه
spic and span
<idiom>
خیلی تمیز ومرتب
spick and span
تروتمیز
spic and span
اراسته ومرتب
spick-and-span
تروتمیز
side span
دهانهجانبی
suspended span
دهانهدروا
spick-and-span
کاملاتازه
spick-and-span
اراسته ومرتب
centre span
مرکزپل
cantilever span
گستردگیپایه
spick-and-span
نو
spick and span
اراسته ومرتب
theoretical span
دهانه نظری
the span of a bridge
چشمه یا دهانه پل
arch span
دهانه طاق
arch span
فاصله داخلی پشت بندها
attention span
فراخنای توجه
mid span
مرکزفاصله افقی بین دو پایه متوالی پل
mid span
نقطه وسط دهانه
memory span
فراخنای یاد
span of attention
فراخنای توجه
life span
عمر
interior span
دهانه داخلی
clear span
دهانه ازاد
clear span
دهانه موثر
adjacent span
دهانه متصل
effective span
دهانه موثر
spic and span
تروتمیز
spic and span
کاملاتازه
spic and span
نو
span wire
سیم بکسل
span wire
سیم مهار
span of control
حوزه نظارت
span of consciousness
فراخنای هشیاری
shear span
دهانه نیروی برشی
spick and span
نو
recognition span
فراخنای بازشناخت
spun or span
گذشته
arresting sheave span
محوطه ریل و سرسره مهارهواپیما
digit span test
ازمون فراخنای ارقام
blade span axis
محور تغییر گام ریشه تیغه
word span test
ازمون فراخنای واژه ها
multi span bridge
پل چند دهانه
multiple-span beam bridge
پلمیلهایچنددهانهای
single span deep beam
تیر تیغه یک دهانه
single-span beam bridge
پلمیلهایتکدهانهای
multi span deap beam
تیر تیغه چند دهانه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com