English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (5 milliseconds)
English Persian
recording of games ثبت بازیها
Other Matches
games بازیهای المپیک
court games بازیهای محوطهای
ball games مسابقه
ball games گوبازی
ball games ورزش یا بازی با توپ
Olympic Games مسابقههای قهرمانی که یونانیهای باستان هرچهارسال یک باربرپامی کنند
racket games بازیهای راکتدار
field games بازیهای میدانی
plympic games بازیهای المپیک
goal games بازیهای دروازه دار
maccabian games المپیک یهودیان
commonwealth games جام کشورهای مشترک المنافع
ball games هماورد
fun and games <idiom> وفیفه مشکل
games area محوطهبازی
waiting games صبور و گوش به زنگ بودن برای یافتن فرصت خوب
board games بازی روی تخته
ball games شرایط وضعیت
asian games بازیهای اسیایی
video games بازی دیدنی
power games بازی قدرتی
net games بازیهای توردار
pan american games بازیهای ملتهای امریکایی
pan african games بازی های ملت های آفریقایی
Stop your little games (tricks). ازاین بازیها (حقه وکلکها )دست بردار
to play computer games بازی های کامپیوتری کردن
recording تعداد بیتهای داده که در یک واحد مساحت روی دیسک یا نوار مغناطیسی ذخیره می شوند
self recording خودبخودثبت کننده
recording عمل ذخیره سازی سیگنال یا داده روی نواریا کامپیوتر
self recording خودنویس
recording صفحه گرامافون
recording نگارش
recording ثبت
recording ضبط
recording tape نوار ضبط
digital recording ضبط رقمی
recording thermometer دمانگار
recording density تراکم ضبط
vertical recording ضبق عمودی
digital recording ضبط دیجیتالی
data recording ضبط داده ها
data recording داده نگاری
beam recording ضبط پرتویی
recording instrument دستگاه ثبات
recording unit واحدثبتشده
tape recording دستگاهضبطصدا
recording instrument سنجه ثبت کننده
magnetic recording ضبط مغناطیسی
magnetic recording ضبط صوت مغناطیسی
recording thermometer دماسنج ثبات
disc recording ضبط روی صفحه گرامافون
recording eara ناحیه ضبط
recording error خطای ضبط
recording head نوک ضبط
recording instrument دستگاه ضبط
magnetic recording head هد ضبط صوت مغناطیسی
magnetic wire recording ضبط صوت سیمی
magnetic tape recording ضبط روی نوار مغناطیسی ضبط نوار مغناطیسی
magnetic recording tape نوار ضبط صوت مغناطیسی
surveillance video recording نگارش ویدئوی نظارتی
recording level control کنترلدرجهضبط
magneto optical recording رسانه ذخیره سازی که از دیسک نوری استفاده میکند
maximum recording attachment دستگاه ضبط کننده حداکثر
double density recording ضبط تراکم مضاعف
dye polymer recording در دیسکهای نوری روش ضبط که تغییرات در دیسک نوری پلاستیکی در لایه باریک توکار ایجاد میکند یک مزیت بزرگ این روش : داده ذخیره شده روی دیسک نوری قاب پاک شدن است
electron beam recording ضبط خروجی کامپیوتر مستقیماگ روی میکروفیلم با استفاده از اشعه الکترونی
frequecny modulation recording ثبت تلفیق فرکانس
magnetic picture recording ضبط تصویر مغناطیسی
reproduction [of a recording] [audio, video] پخش [ضبط صوتی یا تصویری]
reproduction [of a recording] [audio, video] بازنواخت
track [on a sound recording medium] تیتر موسیقی [روی محیط ضبط صوت]
track [on a sound recording medium] تیتر آهنگ
run length limited recording ثبت محدود طول اجرا
modified frequency modulation recording ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com