Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 106 (7 milliseconds)
English
Persian
reduction into possession
از قوه به فعل دراوردن تصرف
Other Matches
possession
دارایی متصرفات
self-possession
خودداری
to have possession of
مالک بودن
self possession
متانت
self possession
ارامی
self possession
خودداری
take possession of
تصرف کردن
possession
مایملک مستملکات
possession
تصرف
possession
حیازت
possession
تصاحب توپ
possession
تملک
possession
تسخیر
possession
ثروت ید تسلط
possession
مالکیت
possession
دارایی
take possession of
متصرف شدن تصاحب کردن تملک کردن
possession
ید تصرف
to have possession of
دارا بودن
to have possession of
داشتن
possession
جن زدگی
self-possession
متانت
self-possession
خونسردی
to get possession of
داراشدن
to get possession of
تصرف کردن
be in possession of
متصرف بودن
right of possession
حق تصرف
to take possession of
تصرف کردن
possession money
حق الحفظ دستمزدی که در برای اجرای حکم تملیک یا صیانت ملک تملیک شده از طریق اجرای حکم به مامور اجراداده میشود
put in possession
متصرف کردن
prior possession
قاعده ید
prior possession
تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است مگر انکه خلاف ان ثابت شود
giving possession
تملیک
possession money
حق الاجرا
chose in possession
حق عینی
possession money
حق النسبی
chose in possession
حق بالفعل
prior possession
all against ownership titleof good a is better showa cannot who
put in possession
تصرف کردن
vested in possession
واگذاری مال تحت تصرف
vacant possession
ملک بدون مستاجر
unity of possession
تصرفات مشاعی چند تن در یک ملک واحد تصرفات فرد واحددر دو مال مختلف که ناشی از عناوین مختلفه باشد
to put in possession
اگاه کردن
to put in possession
مالکیت دادن متصدی کردن
to put in possession
دارا کردن
things in possession
اموالی که بالفعل در تصرف شخص هستند
things in possession
اموال عینی
the house is in my possession
خانه در تصرف من است خانه در دست من است
taking possession
قبض
taking possession
حیازت
vacant possession
ملک خالی
writ of possession
حکم تملیک
reduction
کاهش احیاء
reduction
تقلیل
reduction
کوچک کردن نقشه
reduction
احیاء
reduction
تخفیف
reduction
تحویل استحاله کاهش
reduction
تنزل
reduction
اختصار تبدیل
reduction
کم کردن کوچک کردن عکس
reduction
احاله
reduction
احیا
reduction
ساده سازی
reduction
تبدیل
reduction
کاهش
possession by title of ownership
تصرف به عنوان مالکیت
sight reduction
تعدیل رصد
single reduction
تقلیل سرعت تکی
speed reduction
کاهش سرعت
reduction factor
ضریب کاهش
reduction to the meridian
تعدیل به نصف النهار
reduction to absurdity
احاله به محال
reduction coefficient
ضریب کاهش استعداد ضریب دیدبانی
reduction coefficient
ضریب تبدیل
reduction coefficient
ضریب تقلیل
acid reduction
کاهش در محیط اسیدی کاهش اسیدی
clemmensen reduction
کاهش کلمنسنی
cost reduction
تقلیل قیمت تمام شده
data reduction
داده کاهی
price reduction
کاهش قیمت
data reduction
تقلیل داده ها
data reduction
تقلیل داده ها کاهش داده ها
drive reduction
کاهش سائق
give a reduction
تخفیف دادن
reduction crusher
سنگشکن مخروطی
reduction of capital
تقلیل سرمایه شرکت
reduction ratio
ضریب تقلیل
reduction of road
از بین بردن موانع جاده
reduction of armamentes
کاهش تسلیحات
reduction of armamentes
تقلیل تسلیحات
reduction to absurdity
تعلیق به محال
reduction gear
چرخ دنده کاهنده
reduction gear
جعبه دنده کاهنده سرعت
reduction gear
جعبه دنده تبدیل سرعت
reduction ratio
نسبت کاهش
oxidation reduction indicator
شناساگر اکسایش
live load reduction
کاستن از بار زنده
partial reduction coefficient
ضریب تقلیل جزئی
beam diameter reduction
میلهکاهشقطر
oxidation reduction potential
پتانسیل اکسایش- کاهش
oxidation reduction reaction
واکنش اکسایش- کاهش
reduction of shares of the heirs
عول
speed reduction gear
جعبه دنده کاهنده سرعت
roasting reduction method
روش کاهش تشویهای روش تنزل تشویهای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com