Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (3 milliseconds)
English
Persian
refresh
تازه کردن
refresh
نیروی تازه دادن به
refresh
از خستگی بیرون اوردن روشن کردن
refresh
با طراوت کردن
refresh
تجدید
refresh
نیروی تازه دادن تقویت کردن
refresh
تجدیدقوا کردن
refresh
تعداد دفعاتی که قطعه RAM پویا خوانده ونوشته میشود
refresh
مدت زمانی که کنترول محتوای قطعه RAM پویا را بهنگام میکند
refresh
قطعه RAM پویا که مدار توکار دارد برای تولید سیگنالهای تنظیم که امکان باریابی داده هنگام قط ع برق میدهد بااستفاده از باتری پشتیبان
refresh
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refresh
تعداد دفعاتی که در هر ثانیه تصویر روی CRT دوباره رسم میشود
refresh
بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده
refresh
تازه کردن یک صفحه تصویر تجدید کردن
refresh
دوباره پر کردن
refresh
روشن کردن
Other Matches
to refresh something
چیزی را باز نوساختن
[اصطلاح مجازی]
to refresh something
چیزی را نو کردن
[اصطلاح مجازی]
to refresh oneself
تغییر ذائقه دادن رفع خستگی کردن
to refresh oneself
چیزی خوردن
to refresh oneself
نیروی تازه گرفتن
static refresh
بازسازی ایستا
refresh rate
تعداد دفعات در ثانیه که یک تصویر بر روی CRT بایدمجددا" ترسیم شود تا چشمک نزند میزان دوباره سازی
refresh circuitry
مدار دوباره سازی
refresh buffer
یک مکان حافظه موقت که درهنگام تازه کردن یک صفحه تصویر اصلاعات نمایش صفحه را نگاهداری میکند
invisible refresh
نوسازی نامرئی
refresh memory
واحد حافظه با سرعت بالابرای تولید مجدد تصویر ناحیهای از حافظه کامپیوترکه مقادیری را نگهداری میکند
refresh display cycle
زمان میان پیمایش پرتوالکترونی روی یک صفحه نمایش
to refresh
[jog]
your memory
خاطره خود را تازه کردن
[ که دوباره یادشان بیاید]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com