English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
refusal to accept a bill نکول اسناد تجاری
Other Matches
I accept your invitation most gratefully . I accept your invitation and regard it as a favour . دعوت شما را با منت قبول می کنم
refusal روگردانی
refusal امتناع
refusal خود داری رد
the g. or refusal of anything قبول یا ردچیزی
refusal استنکاف
refusal سرپیچی
refusal امت
refusal نکول
he would take no refusal تن درنمیدادکه تقاضایش رانپذیرن
refusal ابا امتناع
he would take no refusal هیچ حاضر نمیشد که تقاضایش رد شود
warehouse refusal اعلام عدم موجودی کالا درانبار
warehouse refusal اعلام عدم وجود درانبار
refusal of acceptance نکول
he would not accept less نکشید یا نمیکشد
he would not accept less دو روز کمتر
accept قبول کردن
he would not accept less دو روز
accept پسندیدن
accept قبول شدن
accept پذیرفتن
accept سیگنالی که یک وسیله میفرستد برای پذیرش داده
readiness to accept آمادگی برای پذیرش
accept as true باورکردن
To accept an invitation . دعوتی را قبول کردن
Please accept my condolences. به شما صمیمانه تسلیت عرض می کنم.
readiness to accept حاضرقبولی
accept as true تبصره
to accept a job کاری [شغلی] را پذیرفتن
accept as true گاهی پس از accept بمعنی پذیرفتن لفظ of می اورند
I grant you that . I accept what you say . حرف شما را قبول کنم
accept machine دستگاه پذیرنده
we are honored to accept your oders . فرمایشات شما را می پذیرم
To accept responsibility . To take the blame . بگردن گرفتن
You are free to accept or refuse it. درقبول و رد آن مختارید
Are you prepared to accept my conditions? حاضر ید شرایط مرا بپذیرید؟
Do you accept traveller's cheques? آیا شما چک های مسافرتی قبول میکنید؟
the optio to accept or reject اختیار قبول یا رد
to accept this token of my esteem پذیرفتن این یادبود قدرشناسی من
Please accept this gift as a mark of my friendship. لطفا"این هدیه رابعلامت ونشانه دوستی من بپذیرید
To bear ( assume , accept ) a responsibility undertook the age of eighty . مسئولیتی را بعهده گرفتن
May I have my bill, please? ممکن است لطفا صورتحسابم را بیاورید؟
bill منقار
bill nye صورتحساب
to f. the bill واجدشرایط بودن
bill of e. برات
got through (the bill got through the ma لایحه از مجلس گذشت
way bill بارنامه دریایی
way bill سند حمل
way bill بارنامه راه اهن
The bill, please. لطفا صورت حساب.
bill صورتحساب
way bill بارنامه
bill اسکناس
bill سند
bill برات
bill قبض صورتحساب
bill لایحه
bill نوک بنوک هم زدن
bill نوعی شمشیرپهن
bill نوک
bill صورتحساب دادن
the bill صورت حساب
bill بیجک
bill اعلامیه مربوط به حقوق عمومی و ازادیهای فردی که در مواقع غیر عادی و خاص تصویب میشود
bill سند مالی لایحه یا طرح قانونی
bill گزارش جریان دعوی
bill دادخواست
bill تهیه کردن صورتحساب
bill اسنادبازرگانی
bill حواله
bill قبض
soft bill پرنده منقار نازک حشره خوار
financial bill لایحه مالی
due bill برات پرداختنی
soft bill مرغ مگس خوار
protect a bill وجه براتی را تامین کردن
retiring a bill براتی را تسویه کردن
road bill بارنامه
sets of bill نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
sight bill حواله دیداری برات یا حواله ایکه در زمان ارائه قابل پرداخت میباشد
short bill برات کم مدت
due bill سند بدهی
show bill تابلو اعلان نمایش
dishonour a bill نکول
play bill اعلان نمایش
play bill اگهی نمایش
foreign bill برات خارجی
foreign bill برات قابل پرداخت در خارج ازکشور
foreign bill حواله ارز خارجی
hard bill پرندگان سخت منقار
hawk bill لاک پشت ابی
hawks bill لاک پشت منقار دار
fly bill اگهی دستی
fly bill اعلان دستی
first reading of a bill شوراول لایحه
sight bill برات دیداری
hook bill منقار نوک برگشته
hook bill منقارعقابی
long bill نوک دراز
member's bill طرح قانونی
members bill member
due bill در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
omnibus bill لایحه قانونی که مسائل گوناگون در بر دارد
foreign bill برات ارزی
watch bill لوحه نگهبانی ناو
wage bill لیست حقوق
victualling bill پروانه حمل کالائی که درانبار گمرکی موجود باشد
usance bill برات به وعده
twin bill دو مسابقه توام در یک برنامه
true bill اعلام جرمی که هیئت منصفه در فهر ان صحه گذارند
treasury bill اسناد خزانه
transit bill پروانه عبور
transit bill اجازه عبور
bill of health گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
bill poster کسی که کارش چسباندن پوستر و آگهی بر دیوار و تابلوهای اعلانات است
a hefty bill صورتحساب سنگینی
I think there is a mistake in the bill. من فکر میکنم اشتباهی در صورتحساب هست.
How much is my telephone bill? صورتحساب تلفنمان چقدر میشود؟
Please have my bill ready. لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
pad the bill <idiom> اضافه شدن هزینههای کاذب
foot the bill <idiom> پرداختن
fill the bill <idiom> مناسب برای همه جا
double bill مسابقهورزشی-تئاتریاسینماکهدرآندوبرنامهاجراشود
bill posters کسی که کارش چسباندن پوستر و آگهی بر دیوار و تابلوهای اعلانات است
training bill برنامه اموزشی
to veto a bill لایحه قانونی راردکردن
the bill of has come to mature وعده پرداخت برات رسیده است
the bill is undue وعده برات نرسیده است
the bill is overdraw سر رسید برات منقضی شده است
the bill has come to maturity موعد پرداخت برات منقضی شده است
the bill has come to maturity وعده پرداخت برات رسیده است
stork's bill برگ عطر
stork's bill گل عطر
stork's bill شمعدانی عطر
station bill جدول محلها
through bill of exchange بارنامه سراسری
through bill of lading بارنامه سراسری
to talk out a bill مذاکره کردن در باره لایحهای انقدرکه موکول ببعدگرد د
to rush a bill through لایحهای راباشتاب ازمجلس گذرانیدن
to protean a bill وجه براتی راتامین کردن
to dishonour a bill براتی را فکول کردن
to bill and coo باهم غنج زدن
to bill and coo بوسه بازی کردن
time bill برنامه حرکت قطار
time bill سفته مدت دار
station bill لوحه نشان دهنده محلهای پرسنل
bill of loading جواز کشتی
bill of exgchange سفته
bill of exgchange برات
bill of exchange برات
bill of exchange برات ارزی
bill of exchange حواله یا برات کتبی غیرمشروط
bill of exceptions صورت استثنائات
bill of exception اعتراض نامه
bill of entry افهارنامه ورودی
bill of entry افهارنامه ورودی افهارنامه گمرکی
bill of divorce طلاق نامه
bill of disfranchise disfranchise
bill of costs صورت هزینه دادرسی
bill of attainder لایحه قانونی مصادره اموال کسانی که به علت خیانت یاجنایت محکوم شده باشند
bill of goods صورت کالا
bill of goods فهرست تجارتی
bill of loading بارنامه کشتی
bill of lading بار نامه کشتی
bill of lading بار نامه
bill of lading ستمی کشتی
bill of lading بارنامه
bill of indictment کیفر خواست
bill of indictment ادعانامه
bill of indictment کیفرخواست
bill of indicment ادعا نامه
bill of indicment کیفر خواست
bill of guarantee ضمانتنامه
bill hook دهره
bill hook دستعاله
bill exchange برات
air bill بارنامه محموله هوایی
accommodation bill سفته دوستانه
accommodation bill براتی که جهت کمک یا ضمانت فردی تهیه میگردد
accommodation bill برات دوستانه
bill of fare هزینه سفر
bill of fare برنامه
bill of fare صورت اغذیه مهمانخانه
bill of fare صورت غذا
bill of rights منظور هرسندی است که در ان از حقوق و ازادیهای فردی و اجتماعی سخن به میان اید و معمولااین چنین سندی بعد ازانقلابات بزرگ و یا تغییررژیم و یا تغییر قانون اساسی وجود پیدا میکند
bill of rights اعلامیه حقوق
bill of rights قانون اساسی امریکا
bill of rights اعلامیه ده مادهای حقوق اتباع امریکایی
bill of health گواهی صحت مزاج
bill of health گواهی تندرستی
appropriation bill صورت ضبط اموال
bank bill برات بانک
bill exchange برات بازرگانی
bill broker واسطه تنزیل
bill broker دلال برات
bill book دفتر بروات
bill board تخته لنگر
battle bill فهرست استعداد رزمی ناو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com