English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (1 milliseconds)
English Persian
registration of player نامنویسی بازیگران
Other Matches
registration ثبت
registration ثبت نام
registration ثبت تیر
registration ثبت کردن
registration ثبت تیر کردن
registration اسم نویسی موضوع ثبت شده
registration نام نویسی
registration fees حق الثبت
registration code قانون ثبت اسناد
registration of documents ثبت اسناد
Registration . Enrollment. اسم نویسی ( ثبت نام )
registration form فرم ثبت نام
impact registration ثبت مرکز اصابت
graves registration ثبت قبور عملیات ثبت و ضبط قبور
image registration ترام تصویر
impact registration ثبت تیر بروش مرکز اصابت
registration fire تیر ثبت تیر
registration of marriage ثبت ازدواج
registration of fire نقطه ثبت تیر
registration number تعداد دفعات ثبت تیر
registration number شماره نقطه ثبت تیر
registration numbers تعداد دفعات ثبت تیر
registration numbers شماره نقطه ثبت تیر
registration fire اجرای تیر دقیق برای ثبت تیر کردن
image registration ثبت تصویر
Here are my car registration papers. بفرمائید این مدارک مالکیت اتومبیل من است.
registration of documents and lands اداره ثبت اسناد و املاک
center of impact registration ثبت مرکز اصابت
vehicle registration office اداره راهنمایی و رانندگی
player بازیکن
player نوازنده
player بازیکن
player هنرپیشه بازیکن ورزشی
player بازیگر
Would you mind filling in this registration form? آیا ممکن است این فرم را پر کنید؟
tennis player بازیکنتنیس
cricket player بازیکنگریکت
player [American E] مردلاس زن
player's stick چوببازیکنهاکی
to be sidelined [player] از بازی یا معرکه خارج شدن [ورزشکار]
He is an excellent player. عالی بازی می کند ( ورزش )
player [American E] مرد زن پرست
player [American E] زن دنبال کن
player [American E] مشتاق زن
CD/ROM player محلقرارگرفتنسیدی
money player ارائه کننده بهترین بازی درموقعیتهای دشوار
player coach مربی
piano player پیانوزن
piano player اسباب پیانو زنی
offensive player شطرنجباز حملهای
defensive player شطرنج باز دفاعی
Media Player برنامه ویندوز که به کاربر امکان نصب سخت افزار چندرسانهای از قبیل صدا و تصویر متحرک و فایلهای ویدیو
hunch player شرطبند از روی حدس و گمان
field player بازیگران جز دروازه بان بازیگر ثابت
player piano پیانو خودکار
player's number شماره بازیگر
record player گرامافون
ball player بازیگر با توپ
volleyball player والیبالیست
club player بازیگر باشگاهی
combi player درایو سخت افزاری که دو یا چند فرمت ROM-CD مختلف را می خواند
protect a player معاف از انتقال
exempt player بازیگر معاف از انجام مراحل مقدماتی به علت سوابق او
back line player بازیگر خط عقب والیبال
american football player بازیکنفوتبالآمریکایی
cassette player controls کنترلکنندهاینوار
wireless record player گرام پخش کننده
compact disc player دستگاهدیسکفشرده
ice hockey player بازیکنهاکیروییخ
compact disc player controls دکمههایکنترلکنندهدیسک
personal radio cassette player رادیووضبطصوتشخصی
attacking [style of play, player] <adj.> حمله
attacking [style of play, player] <adj.> مهاجم
attacking [style of play, player] <adj.> تهاجمی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com