English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 142 (8 milliseconds)
English Persian
relative viscosity گرانروی نسبی
Other Matches
viscosity وشکسانی ویسکوزیته
viscosity دوسگنی چسبناکی
viscosity چسبندگی کشواری
viscosity نوچی
viscosity لزجی چسبانی
viscosity شیره داری
viscosity دوسندگی
viscosity چسبندگی
viscosity چسبناکی ناروانی
viscosity ویسکوزیته
viscosity گرانروی
viscosity قوام گران روی
viscosity ناروانی کند روانی
viscosity لزوجت
viscosity درجه غلیظی
viscosity ناروانی
viscosity چسبناکی
viscosity لزجت
viscosity چسبندگی مایعات
viscosity دوسناکی
magnetic viscosity لختی مغناطیسی
kinematic viscosity ویسکوزیته سینماتیک
magnetic viscosity چسبندگی مغناطیسی
viscosity number عدد گرانروی
viscosity ratio نسبت گرانروی
viscosity valve شیر کنترل در سیستم مایعات که توسط ویسکوزیته سیال فعال میشود
viscosity stabilizer تثبیت کننده گرانروی
kinematic viscosity چسبندگی جنبشی
inherent viscosity گرانروی درونی
absolute viscosity گرانروی مطلق
kinematic viscosity گرانروی سینماتیکی
absolute viscosity لزجت مطلق
absolute viscosity گرانروی مکانیکی
viscosity breaking گرانروی شکستی
shear viscosity گرانروی برشی
coefficient of viscosity ضریب ناروانی
coefficient of viscosity ضریب کندروانی
coefficient of viscosity ضریب دوسناکی
dielectric viscosity لختی دی الکتریکی
dynamic viscosity گرانروی مطلق
dynamic viscosity گرانروی مکانیکی
specific viscosity گرانروی ویژه
logarithmic viscosity number گرانروی درونی
coefficient of kinematic viscosity ضریب گرانروی سینماتیکی
limiting viscosity number گرانروی ذاتی
self relative نسبت بخود
self relative نسبی
relative value مقدار نسبی
relative وابسته
relative اختلاف بین یک عدد و مقدارواقعی آن
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
relative وسیله ورودی
relative اعتباری
relative اضافی
relative نسبی
relative راجع
relative خویشاوند
relative خودی نسبی
relative دادهای که اطلاعات مختصات جدید دررابط ه با مختصات قبلی میدهد
relative اطلاعات مکانی دررابط ه با یک نقط ه مرجع
relative نوشتن برنامه با استفاده ازدستورات آدرس مربوطه
relative پاسهای مرتب که به نرم افزارکامپیوترامکان محاسبه زمان حقیقی میدهد
relative آنچه با دیگری مقایسه شود
relative محل مشخص در رابط ه با یک مرجع یا آدرس مربوطه پایه
relative منسوب
relative prices قیمتهای نسبی
relative solubility انحلالپذیری نسبی
relative solvation حلالپوشی نسبی
relative precision دقت نسبی
relative plot موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
relative permittivity ضریب دی الکتریک
relative permitivity گذردهی نسبی
relative permeability نفوذپذیری نسبی
relative permeability ضریب نفوذپذیری
relative nullity بطلان نسبی
relative supersaturation ابر سیری نسبی
relative term لفظ نسبی
relative complement تفاضل [مجموعه] [ریاضی]
relative humidity رطوبت نسبی [مقدار این رطوبت در فضای کارگاه بافت حائز اهمیت بوده و کم یا زیاد بودن آن اثر مستقیم بر کار بافنده می گذارد.]
self relative address نشانی نسبی
relative conjunction حرفربط
relative clause ربطی
relative wind باد نسبی
relative clause شبهجمله
relative velocity سرعت نسبی
relative value of pieces ارزش نسبی سوارها
relative movement حرکت نسبی
relative pronoun ضمیر موصول
relative bearing سمت نسبی ناو
relative bearing گرای نسبی
relative bearing جهت نسبی
relative code کد نسبی
relative coding برنامه نویس نسبی
relative coding برنامه نویسی نسبی
relative compaction تراکم نسبی
relative deformation تغییر شکل نسبی
relative density چگالی نسبی
relative density دانسیته نسبی
relative density گرانی ویژه
relative aperture ضریب کانونی عدسی
relative aperture نسبت فاصله کانونی
relative pronouns ضمیر موصول
maternal relative خویشاوند مادری
of relative importance دارای اهمیت نسبی
of relative importance نسبتامهم
paternal relative خویشاوند پدری
paternal relative اقارب پدری
relative address نشانی نسبی
relative address آدرس نسبی
relative addressing نشانی دهی نسبی
relative addressing ادرس دهی رابطهای
relative addressing نشان دهی نسبی
relative adjective صفت موصولی
relative motion حرکت نسبی
relative importance اهمیت نسبی
relative in law خویشاوند سببی
relative income درامد نسبی
relative jurisdiction صلاحیت نسبی
relative location ترتیب نسبی
relative location قرار دادن
relative majority اکثریت نسبی
relative maximum ماکزیمم نسبی
relative maximum حداکثر نسبی
relative minimum می نیمم نسبی
relative minimum حداقل نسبی
relative impediment محظور شرعی برای عروسی
relative frequency بسامد نسبی
relative humidity رطوبت نسبی
relative humidity نم نسبی
relative error خطای نسبی
relative dispersion پراکندگی نسبی
a matter of relative importance موضوعی با اهمیت نسبی
relative harmonic content مانده نسبی
relative coordinate system دستگاه مختصات نسبی
relative income hypothesis بوده و نقش اداب و رسوم در رابطه بامصرف را نشان میدهد . این تئوری ازدیگرتئوریهای جدید درباره مصرف است
relative refractory period دوره بی پاسخی نسبی
relative income hypothesis براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
relative income hypothesis فرضیه درامد نسبی
relative cell reference ارجاع سل رابطهای
relative dielectric constant ثابت دی الکتریک نسبی
coefficient of relative efficiency organ ضریب نسبی کارایی سازمان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com