Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 144 (7 milliseconds)
English
Persian
report writer
گزارش نویسی
report writer
نویسنده گزارش
Other Matches
writer
مولف
writer
نویسنده
writer
مصنف
writer
راقم نگارنده
writer
نگارنده
type writer
ماشین تحرر
ink writer
در تلگراف مرکب نویس
writer's cramp
دست گرفتگی
type writer
حرف نگار
type writer
ماشین تحریر
writer to the signet
مشاور حقوقی اسکاتلندی
black writer
چاپگری که در آن تونر به نقاط گرم شده توسط اشعه لیزر می چسبد برای اسکن کردن تصویر
gather writer
تمرکز اطلاعات در داخل یک رکورد فیزیکی
letter writer
کتاب
letter writer
نامه نگاری
letter writer
نامه نویس
ghost writer
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost-writer
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
sign writer
تابلو نویس
sign writer
لوحه نویس
stroke writer
ترمینال گرافیکی برداری که اشیاء را روی صفحه بوسیله یک سری خطوط نمایش میدهد
technical writer
نویسنده فنی
the present writer
نویسنده
news writer
خبرنگار
manifold writer
ماشینی که چندین نسخه باکاغذ برگردان بر میدارد
the present writer
مولف
the present writer
این بنده این جانب
letter writer
کاغذ نویس
console type writer
ماشین تحریر میز فرمان
to make good as a writer
نویسنده موفقی شدن
band street writer
یک برنامه پردازش کلمه که توسط شرکت BUNDSOFTWARE BROADER ساخته شده است
He fabcies himself as a writer (author).
به خیال خودش نویسنده است
the report goes
چنین گویند
report
گواهی
report
مدرک
report
خبردادن
report
گزارش دادن
report
خبر
report
گزارش
report
صدا
report
شایعه
report
اطلاع دادن
report
شهرت
report
انتشار
report
معرفی کردن خود
report
گزارش دادن به
report
گزارش دیدبانی
report
صدای شلیک
report
گزارش تفصیلی وتاریخی جریان محاکمات که متضمن کلیه استدلالات وکلای طرفین و ادله ابرازیه است ودر CL از اهم منابع حقوق محسوب میشود
technical report
گزارش فنی
survey report
گزارش بازرسی
submit a report
گزارش دادن
report generator
گزارش زایی گزارش گیری
report of survey
گزارش تحقیقات یا بررسیها
schedule report
گزارش زمانبندی شده
school report
گزارش اموزشگاه
self report inventories
پرسشنامههای خودسنجی
shelling report
گزارش تیراندازی دشمن گزارش تیراندازی توپخانه دشمن
situation report
گزارش وضعیت
snap report
گزارش فوری یا انی
spot report
گزارش مشاهدات یا گزارش فوری از تحقیقات محلی
status report
گزارش وضعیت
subemit a report
گزارش دادن
report generator
تولیدگزارش
press report
گزارش خبری
to write up a report
به تفصیل نوشتن گزارشی
to write out a report
به تفصیل نوشتن گزارشی
to make out a report
به تفصیل نوشتن گزارشی
to report to the police
خود را به پلیس معرفی کردن
[بخاطر خلافی]
this report is incredible
این گزارش را نمیتوان باورکرد
to report for duty
برای کار حاضر شدن وخود رامعرفی کردن
to report oneself
حاضر شدن وخود را معرفی کردن
viva report
گزارش شفاهی
to report
[to a body]
گزارش دادن
[به اداره ای]
to draw up a report
به تفصیل نوشتن گزارشی
report card
کارنامه
error report
گزارش خطا
evaluation report
گزارش ارزیابی وضعیت
feeder report
گزارشات تکمیلی
feeder report
گزارشات بعدی
final report
گزارش نهایی
fitness report
گزارش ارزیابی از نحوه خدمتی
fitness report
تعرفه خدمتی
flash report
گزارش انی
flash report
گزارش برق اسا
hot report
گزارش مهم
hot report
اطلاعات مهم کسب شده از روی تفسیرعکس هوایی
i saw the report in the rough
من پیش نویس این گزارش رادیدم
interim report
گزارش پیشرفت کار
draft report
گزارش نیمه نهایی
docking report
گزارش عملیات تعمیراتی در حوضچه
docking report
گزارش تعمیر ناو
report cards
کارنامه
action report
گزارش عملیات جنگی گزارش درگیری با دشمن
amplifying report
گزارش تماس با دشمن گزارش تکمیلی اخذ تماس بادشمن
an incomprehensive report
گزارش کوتاه
annual report
گزارش سالانه
annual report
گزارش سالیانه
command report
گزارش فرماندهی
contact report
گزارش اخذ تماس
contact report
گزارش تماس با هواپیمای دشمن
critic report
گزارش نتیجه جلسه انتقاد
demand report
گزارشی که به هنگام نیازتولید میشود
departure report
گزارش پایان تعمیرات گزارش عزیمت ناو گزارش حرکت
detailed report
گزارش مشروح
internal report
گزارش داخلی
management report
گزارش مدیریت
readiness to report
حاضر جوابی
report file
فایل گزارش
report generation
گهارش زایی
report generation
تولید گزارش
report generator
گزارش زا
report generator
مولد گزارش
report generator
نرم افزاری که امکان ادغام فایل ازپایگاه داده ها به متن را میدهد
readiness to report
امادگی برای پاسخ دادن
report generator
برای تامین گزارش کامل
report generator
گزارش ساز ایجادکننده گزارش
quarterly report
گزارش سه ماهه
report program
برنامه گزارش
mortar report
گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
neither report was correct
هیچیک از ان دو گزارش درست نبود
of good report
نیک نام
progress report
گزارش پیشرفت کار
periodic report
گزارش دورهای
project technical report
گزارش فنی طرح
project technical report
گزارش فنی پروژه
report progarm generator
تولیدبرنامه گزارش
report progarm generator
مولدبرنامه گزارش
report progarm generator
زبان ار- پی- جی
aircraft accident report
گزارش سانحه هوایی
cargo outturn report
گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
report program generator
زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
periodic intelligence report
گزارش نوبهای اطلاعاتی
a true and accurate report
گزارشی درست و دقیق
daily progress report
گزارش روزانه پیشرفت کار
weekly progress report
گزارش هفتگی کار
report tothe director
خود را حضورا نزد رئیس معرفی کنید
to report somebody
[to the police]
for breach of the peace
از کسی به خاطر مزاحمت راه انداختن
[به پلیس]
شکایت کردن
action oriented management report
گزارشی که شرایط غیرعادی رابا توجه ویژهای که نیازدارد به مدیریت هشدار میدهد
The details of the report were verified by the police.
جزییات گزارش توسط پلیس تصدیق وتأیید شد
practical extraction and report language
برای توید متنهای CGI که می توانند فرم هایی را پردازش کنند یا روی وب سرور برای بهبود وب سایت توابعی انجام دهند
practical extraction and report language
زبان برنامه نویسی مفسر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com