English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 152 (8 milliseconds)
English Persian
research and development تحقیق و توسعه
research and development تحقیق و توسعه یا بهبودوسایل
Other Matches
research پژوهش
research توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
research توسعه محصول جدید, کشفیات و فناوری
research تحقیق کردن
research تحقیق تحقیق کردن بررسی کردن
research تحقیقات علمی
research تجسس تحقیق
research جستجو
research تتبع
research کاوش پژوهیدن
research پژوهش کردن
research تحقیق
research cost هزینه تحقیق
chemical research پژوهش شیمیایی
research design طرح پژوهش
research method روش تحقیق
basic research تحقیقات مقدماتی
research method روش پژوهش
research method شیوه پژوهش
research network شبکه پژوهشی
applied research تحقیق عملی
applied research تحقیقات عملی
research project طرح پژوهشی
consumer research مطالعه وضعیت مصرف کنندگان
consumer research تحقیق درخصوص احتیاجات و نحوه خریدمصرف کنندگان
research and analysis تحقیق وبررسی
operation research پژوهش عملیاتی
operation research تحقیق درعملیات
operational research تحقیق عملیاتی
operational research تحقیق درخصوص بهره برداری
operations research تحقیقات از نظر کار و عملیات یک قسمت یا دستگاه
operations research تحقیق در عملیات
psychical research پژوهش فراروانی
purchasing research تحقیق در خصوص خرید
pure research پژوهش محض
research and analysis تجزیه و تحلیل
digital research inc یک شرکت نرم افزاری که محصولات زیادی دارد
action research پژوهش عمل نگر
pure research علم پایه
fundamental research علم پایه
basic research علم بنیادی
pure research علم بنیادی
market research بررسی بازار
fundamental research علم بنیادی
basic research علم پایه
survey research پژوهش زمینه یاب
market research تحقیقات درخصوص بازار مطالعه وضعیت بازار
market research بازارپژوهی
market research تحقیقات علمی در بازار ودادوستد کالا
Scientific research. تحقیقات ( پژوهش های ) علمی
supplies research تحقیق درخصوص مواد
tools of research وسایل تحقیقات
column research council شورای تحقیق بر ستونها
to revisit a subject of research سوژه پژوهشی را دوباره بازدید کردن
He devoted a lifetime to scientific research. یک عمر به پژوهشهای علمی پرداخت
european academic research network شبکه پژوهشی دانشگاهی اروپا
under development دردست توسعه
well development توسعه و شستشوی چاه
self development پیشرفت نفس خود پیش برد
self development توسعه نفس
development کامپایل و رفع عیب نرم افزار جدید را میدهد
development رشد پیشرفت
development توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
development زمان لازم برای توسعه محصول جدید
development مجموعه برنامه هایی که به برنامه نویس امکان نوشتن ویرایش
development برنامه ریزی تولید محصول جدید
development فهور
development ترقی نمو
development ایجاد
development رشد
development رشد و توسعه اقتصادی ارایش دادن زمین توسعه وضعیت
development گسترش
development گسترش دادن یکانها توسعه دادن نمو
development بسط
development توسعه
development تکامل یافتن
development پیشرفت
base development تهیه پایگاه
base development ساختن پایگاه
development bank بانک توسعه
child development رشد کودک
combat development توسعه رزمی
development policy سیاست توسعه
combat development پیشرفت اموزش رزمی
cultural development توسعه فرهنگی
curriculum development برنامه ریزی درسی
bank development گسترش شبکه بانکی
rural development توسعه روستائی
design development آماده سازی و تکمیل نقشه فرش
internal development رشد داخلی
housing development محوطهایکهبهتازگیدرآنخانهتاسیسشدهاست
top down development توسعه از بالا به پایین
technical development توسعه فنی
uneven development توسعه نامتوازن
software development توسعه نرم افزاری
social development توسعه اجتماعی
sexual development رشد جنسی
development time زمان توسعه
internal development توسعه داخلی
inward looking development policies درکشورهای در حال توسعه تاکید دارد
land development احیای اراضی
inward looking development policies سیاستهای توسعه "درون نگر " سیاست هائی است که بر خود اتکائی اقتصادی
manpower development پرورش نیروی انسانی
mental development رشد ذهنی
motor development رشد حرکتی
development planning برنامه ریزی توسعه
historical development سیر تاریخی
historical development توسعه تاریخی
force development برنامه تشکیل یکانها
development tools ابزار توسعه
development system سیستم توسعه یافته
eco development بوم گسترش
eco development بوم گسترد
economic development توسعه اقتصادی
ecosystem development گسترش بوم سازگان سازگان بوم گسترد
flank development گسترش جناحی
force development برنامه تامین یا بسیج یکانها
development plan طرح ارایش زمین
development plan طرح گسترش
development plan برنامه توسعه
phasess of development مراحل توسعه
pole of development قطب توسعه
pattern of development الگوی توسعه
development budget بودجه عمرانی
personnel development برنامه ریزی استخدامی
recent development بسط تازه
recent development بسط جدید
development cost هزینه توسعه در تولیدمحصول
regional development توسعه ناحیهای
development order دستوربهبود اماد
regional development توسعه منطقهای
development order دستور ساخت اماد
development countries کشورهای قابل توسعه
recent development فهورتازه
development support library امکانات خودکار که با ان یک منشی برنامه نویسی فایلهای توسعه برنامه را که شامل نسخههای اصلی مجموعههای تست داده واسناد گزارش میباشدنگهداری میکند
desired rate of development نرخ مطلوب توسعه
program development tools ابزار توسعه برنامه
program development cycle چرخه ایجاد برنامه
anti development policy سیاست ضد توسعه
spike [in a curve/development etc.] پالس بسیار بلند و ناگهانی [در نمودار تکاملی و غیره]
microcomputer development system سیستم توسعه ریزکامپیوتر
development aid worker دستیار مدد کار [برای توسعه دادن کشوری]
development aid volunteer دستیار مدد کار [برای توسعه دادن کشوری]
development aid worker دستیار داوطلب [برای توسعه دادن کشوری]
development aid volunteer دستیار داوطلب [برای توسعه دادن کشوری]
international development association مجمع بین المللی توسعه مجمعی است وابسته به بانک جهانی که به منظور کمک به کشورهای توسعه نیافته ایجاد شده است
bayley scale of infant development مقیاس بیلی برای رشدکودکان
big push theory of development نظریه فشار شدید توسعه
lincoln oseretsky development scale رشد سنج لینکلن- اوزرتسکی
Economic expert [A person who is a member of the Advisory Council on the Assessment of Overall Economic Development in Germany] حکیم اقتصادی [ کسی که عضو شورای کارشناسان برای سنجش توسعه کلی اقتصادی در آلمان است]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com