Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 126 (7 milliseconds)
English
Persian
reserve echelon
رده احتیاط
Other Matches
echelon
رده
echelon
ردههای تابع
echelon
ستون طبقه سلسله مراتب
echelon
درجه
echelon
مرتبه
echelon
پلکانی
echelon
ستون پله
echelon
بصورت پلکان در اوردن
echelon
پله
echelon of attack
موج حمله
advance by echelon
حرکت رده به رده
echelon of attack
رده حمله
service echelon
رده اداری و خدماتی
service echelon
ردههای سرویس
sea echelon
بخش روی دریا
forward echelon
رده جلو
forward echelon
رده جلوی نبرد
sea echelon
بخشی از ناوهای هجومی که در عملیات اب خاکی در دریاباقی می ماند
rear echelon
رده عقب
advance by echelon
پیشروی رده به رده
rear echelon
قسمت عقب جبهه عقب جبهه
assault echelon
رده هجوم
assault echelon
رده هجومی
combat , echelon
رده رزمی
combat , echelon
یکان رزمی
to have something in reserve
چیزی بطوراندوخته داشتن چیزی درپس داشتن
to have something in reserve
چیزی درچنته داشتن
reserve
پس نهاد
I'd like to reserve ...
می خواهم یک ... رزرو کنم؟
under reserve
تحت تضمین
with reserve
بقید احتیاط
reserve
کنار گذاشتن
reserve
ذخیره کردن
reserve
احتیاط
reserve
اندوخته
reserve
رزرو کردن
reserve
از پیش حفظ کردن
reserve
مدارا
reserve
توداربودن
reserve
احتیاط یدکی
reserve
ذخیره
reserve
اندوختن اندوخته
reserve
نگه داشتن اختصاص دادن
reserve
پس نهاد کردن
reserve
مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
reserve
ذخیره کردن اختصاص دادن
reserve
قید شرط
reserve
نگهداشتن
reserve
عضو علی البدل
reserve
کتمان حقیقت
reserve price
اخرین بها
reserve officer
افسر احتیاط
reserve on board
مدارک و اییننامههای طبقه بندی شده ناو
reserve mobilization
بسیج احتیاطها
reserve mobilization
بسیج نیروهای احتیاط
reserve officer
افسر وفیفه
reserve fund
وجوه ذخیره
reserve components
قسمتهای احتیاط ارتش
reserve fund
سرمایه احتیاطی
reserve force
نیروی احتیاط
reserve factor
نسبت استحکام واقعی یک سازه به کمترین استحکام لازم برای شرایط موردنظر
reserve curreny
پول ذخیره
reserve curreny
ارز ذخیره
reserve price
بهای قطعی
reserve parachute
چترذخیرهای
Could you reserve a room for me?
آیا میتوانید اتاقی برای من رزرو کنید؟
reserve price
قیمت پنهانی
[در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
I'd like to reserve a table for 5.
میخواهم برای 5 نفر یک میز رزرو کنم.
tactical reserve
نیروهای احتیاط تاکتیکی
tactical reserve
احتیاط تاکتیکی
stone reserve
ذخیره سنگ
reserve fund
وجوه اندوخته
rolling reserve
امادذخیره دم دست وهمیشه حاضر در پای کار
rolling reserve
اماد ذخیره غلطان
reserve stock
موجودی ذخیره
reserve stock
اماد ذخیره
reserve requirements
ذخائر مورد نیاز
reserve requirement
مقدار ودیعه مالی که هر بانک تجارتی در بانک مرکزی بایدداشته باشد
reserve price
قیمت پایه در حراج
reserve price
قیمت نهایی بهای قطعی
paper in reserve
کاغذذخیرهای
army reserve
احتیاط نیروی زمینی
mobile reserve
احتیاط متحرک
liability reserve
ذخیره بدهیها
gold reserve
اندوخته طلا
general reserve
احتیاط عمومی
battle reserve
احتیاط جنگی
central reserve
سکوی وسط
floating reserve
نیروی ذخیره احتیاط متحرک
floating reserve
احتیاط سیال
equipment reserve
ذخیره تجهیزاتی
central reserve
سکوی میانی
capital reserve
اندوخته سرمایه
capital reserve
ذخیره سرمایه
battle reserve
ذخیره جنگی
army reserve
قسمت احتیاط نیروی زمینی
national reserve
اندوختگاه ملی
national reserve
پاستگاه ملی
reserve center
مرکز احتیاط
reserve buoyancy
جرم اضافی برای غوطه ورساختن کامل شناورها یابدنه هواپیمای دریایی
reserve buoyancy
حجم بالاتر از خط ابخور ناو
payment under reserve
پرداخت تحت تضمین
reserve accumulator
انباره کمکی
reserve center
مرکز اموزش احتیاط
reflex reserve
پس مانده بازتاب
ready reserve
ذخیره اماده ذخایر اماده احتیاط اماده برای بسیج یااستفاده
operational reserve
احتیاط عملیاتی
nature reserve
اندوختگاه طبیعی
operational reserve
ذخیره عملیاتی
nature reserve
اندوختگاه نیادی
reserve army of unemployed
ارتش ذخیره بیکاران
industrial reserve army
ارتش ذخیره صنعتی
fuel reserve tank
مخزن ذخیره سوخت
auction sale without reserve
فروش به وسیله حراج بدون ذکر قیمت پایه
army reserve command
فرماندهی احتیاط نیروی زمینی قسمت احتیاط ارتش
fractional reserve banking
روش مبتنی بر ذخیره جبران کسری در امریکا در ازای هرصد دلاری که مشتریان دربانک می گذارد
federal reserve system
نظام فدرال رزرو
federal reserve bank
بانک فدرال رزرو
strict nature reserve
اندوختگاه طبیعی بازداشته
reserve army of unemployed
سپاه ذخیره بیکاران
federal reserve system
سیستم ذخیره فدرال
federal reserve system
سیستمی که به موجب ان
federal reserve system
ایالات متحده علیرغم تقسیم به ایالات مختلف دارای پشتوانه ارزی واحد است
fractional reserve banking
بانک باید 02دلار ذخیره قانونی داشته باشد
civil reserve air fleet
گروه هواپیماهای احتیاط کشوری گروه هواپیماهای غیرنظامی که در موقع جنگ مورد استفاده قرار می گیرند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com