English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 117 (7 milliseconds)
English Persian
response hierarchy سلسله مراتب پاسخ
Other Matches
hierarchy گروه فرشتگان نه گانه سلسله سران روحانی وشیوخ
hierarchy روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchy ساختار دادهای سلسله مراتبی
hierarchy حکومت ودرجه بندی سران روحانی
hierarchy مرتبه بندی
hierarchy سلسله مراتب
hierarchy of needs سلسله مراتب نیازها
occupational hierarchy سلسله مراتب شغلی
memory hierarchy سلسله مراتب حافظه
data hierarchy سلسه مراتب داده ها
data hierarchy سلسله مراتب داده ها
hierarchy of claims اعلام تصفیه ورشکستگی دستور پرداخت مطالبات غرماء تاجر ورشکسته
heavenly hierarchy سلسله مراتب فرشتگان
heavenly hierarchy پایه بندی فرشتگان
control hierarchy سلسله مراتب کنترل
habit family hierarchy سلسله مراتب عادتهای هم خانواده
algebraic hierarchy parenthese پرانتزهای سلسله مراتبی جبری
hierarchy plus input process output یک روش طراحی و مستندسازی برنامه که ساختارعملیاتی و گردش اطلاعات رادر سه نوع نمودار نشان میدهد
response واکنش
all or none response پاسخ همه یا هیچ
response صفحهای در سیستم ویدیوی متن که به کاربر امکان وارد کردن داده میدهد
response جواب
response پاسخ
w response پاسخ کلی
whole response پاسخ کلی
response 1-زمان بین شروع یک عمل کاربر
response و نتیجه فاهر شده روی صفحه . 2-سرعتی که یک سیستم به محرک پاسخ میدهد
response عکس العمل به دلیلی
response فضایی در فرم که برای خواندن داده با علامت نوری به کار می رود
response جوابگویی
response position مکان جواب
response latency نهفتگی پاسخ
response intensity شدت پاسخ
response generalization تعمیم پاسخ
position response پاسخ مکانی
preparatory response پاسخ مقدماتی
psychogalvanic response پاسخ گالوانیکی- روانی
reflection response پاسخ قرینه
response amplitude دامنه پاسخ
response cost جریمه
response differentiation تفکیک پاسخ
response duration مدت پاسخ
response equivalence هم ارزی پاسخ
response rate سرعت پاسخ
response set امایه پاسخ
to make a response جواب دادن
transient response واکنش گذرا
unconditioned response پاسخ غیر شرطی
vaccum response پاسخ غیابی
response [commentary] پاسخ
voice response جواب صوتی
conditioned response واکنش شرطی
response [commentary] نظر
to make a response پاسخ دادن
spectral response واکنش طیفی
shading response پاسخ سایه روشن
response strength نیرومندی پاسخ
response threshold استانه پاسخ
response time زمان واگنش
response time زمان پاسخ
response time زمان جواب زمان پاسخگویی
response time زمان واکنش
response time زمان پاسخ دهی
response [commentary] رای
anatomy response پاسخ کالبدی
frequency response واکنش بسامدی
emitted response پاسخ صدوری
electrodermal response پاسخ برقی پوست
distal response پاسخ دوربرد
discriminatory response پاسخ افتراقی
delayed response پاسخ درنگیده
correct response پاسخ درست
consultary response نظر محکمه حقوقی درباره یک دعوی خاص
content response پاسخ محتوایی
consummatory response پاسخ پایانی
conditioned response پاسخ شرطی
color response پاسخ رنگ
bass response بم پذیری
anticipatory response پاسخ انتظاری
frequency response خم دامنه- بسامد
original response پاسخ ابتکاری
image response پاسخ تصویر
impluse response رفتار در مقابل فشار ضربهای
movement response پاسخ حرکت
impluse response پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
impluse response پاسخ ایمپولز
image response رفتار فرکانس تصویر
popular response پاسخ رایج
pilomotor response پاسخ سیخ شدن مو
moro response پاسخ مورو
white space response پاسخ به بخش سفید
In response (reply) to your letter. در جواب نامه تان
A rapid response would be appreciated. از پاسخ فوری قدردانی می کنیم. [اصطلاح رسمی]
audio response device دستگاه جواب دهنده سمعی
medical response dog سگ دستیار
medical response dog سگ سرویس
alternate response test ازمون دو گزینهای
acquiescent response set امایه تصدیق
achromatic color response پاسخ رنگ بی فام
galvanic skin response پاسخ برقی پوست
conditioned emotional response پاسخ هیجانی شرطی
galvanic skin response جی اس ار
his appeal met no response پاسخی پدر خواست که اوترسید
modulation frequency response پاسخ فرکانس مدولاسیون
delayed elastic response واکنش ارتجاعی تاخیری
impluse response matrix ماتریس انتقال ضربه
stimulus response psychology روانشناسی محرک- پاسخ
spectral response characteristic مشخصه طیفی
stimulus response theory نظریه محرک- پاسخ
stimulus response model الگوی محرک- پاسخ
conditioned escape response پاسخ گریز شرطی
conditioned avoidance response پاسخ اجتنابی شرطی
pure color response پاسخ خالص رنگ
visual righting response پاسخ تعادل دیداری
stimulus organism response model الگوی محرک- جاندار- پاسخ
fractional antedating goal response خرده پاسخ انتظار هدف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com