English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
response strength نیرومندی پاسخ
Other Matches
response جوابگویی
response پاسخ
response واکنش
response جواب
response فضایی در فرم که برای خواندن داده با علامت نوری به کار می رود
response صفحهای در سیستم ویدیوی متن که به کاربر امکان وارد کردن داده میدهد
response 1-زمان بین شروع یک عمل کاربر
response و نتیجه فاهر شده روی صفحه . 2-سرعتی که یک سیستم به محرک پاسخ میدهد
all or none response پاسخ همه یا هیچ
whole response پاسخ کلی
w response پاسخ کلی
response عکس العمل به دلیلی
moro response پاسخ مورو
movement response پاسخ حرکت
original response پاسخ ابتکاری
popular response پاسخ رایج
position response پاسخ مکانی
image response پاسخ تصویر
preparatory response پاسخ مقدماتی
psychogalvanic response پاسخ گالوانیکی- روانی
reflection response پاسخ قرینه
response amplitude دامنه پاسخ
response cost جریمه
response differentiation تفکیک پاسخ
content response پاسخ محتوایی
correct response پاسخ درست
image response رفتار فرکانس تصویر
impluse response پاسخ ایمپولز
frequency response خم دامنه- بسامد
impluse response رفتار در مقابل فشار ضربهای
frequency response واکنش بسامدی
emitted response پاسخ صدوری
electrodermal response پاسخ برقی پوست
pilomotor response پاسخ سیخ شدن مو
distal response پاسخ دوربرد
impluse response پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
discriminatory response پاسخ افتراقی
delayed response پاسخ درنگیده
response duration مدت پاسخ
response equivalence هم ارزی پاسخ
response generalization تعمیم پاسخ
response time زمان پاسخ دهی
shading response پاسخ سایه روشن
spectral response واکنش طیفی
to make a response پاسخ دادن
to make a response جواب دادن
transient response واکنش گذرا
vaccum response پاسخ غیابی
voice response جواب صوتی
conditioned response واکنش شرطی
response [commentary] نظر
response time زمان واکنش
response time زمان جواب زمان پاسخگویی
response hierarchy سلسله مراتب پاسخ
response intensity شدت پاسخ
response latency نهفتگی پاسخ
response position مکان جواب
response rate سرعت پاسخ
response set امایه پاسخ
unconditioned response پاسخ غیر شرطی
response threshold استانه پاسخ
response time زمان واگنش
response time زمان پاسخ
response [commentary] رای
consummatory response پاسخ پایانی
response [commentary] پاسخ
conditioned response پاسخ شرطی
anatomy response پاسخ کالبدی
anticipatory response پاسخ انتظاری
bass response بم پذیری
color response پاسخ رنگ
consultary response نظر محکمه حقوقی درباره یک دعوی خاص
pure color response پاسخ خالص رنگ
stimulus response theory نظریه محرک- پاسخ
spectral response characteristic مشخصه طیفی
impluse response matrix ماتریس انتقال ضربه
stimulus response psychology روانشناسی محرک- پاسخ
stimulus response model الگوی محرک- پاسخ
achromatic color response پاسخ رنگ بی فام
acquiescent response set امایه تصدیق
alternate response test ازمون دو گزینهای
modulation frequency response پاسخ فرکانس مدولاسیون
his appeal met no response پاسخی پدر خواست که اوترسید
audio response device دستگاه جواب دهنده سمعی
galvanic skin response جی اس ار
conditioned emotional response پاسخ هیجانی شرطی
galvanic skin response پاسخ برقی پوست
A rapid response would be appreciated. از پاسخ فوری قدردانی می کنیم. [اصطلاح رسمی]
medical response dog سگ دستیار
delayed elastic response واکنش ارتجاعی تاخیری
medical response dog سگ سرویس
In response (reply) to your letter. در جواب نامه تان
white space response پاسخ به بخش سفید
conditioned avoidance response پاسخ اجتنابی شرطی
conditioned escape response پاسخ گریز شرطی
visual righting response پاسخ تعادل دیداری
fractional antedating goal response خرده پاسخ انتظار هدف
stimulus organism response model الگوی محرک- جاندار- پاسخ
strength دوام
strength زور
it is beyond my strength زورمن به ان نمیرسد
it is beyond my strength فوق نیروی من است
it is too much for my strength زورمن به ان نمیرسد
it is too much for my strength فوق نیروی من است
strength قوه توانایی
on the strength of باستناد
strength قوت
strength نیرو
strength استعداد رزمی
strength توان رزمی تعداد نفرات
strength قدرت رزمی استعداد نفری
strength شدت
strength مقاومت
strength نیرومندی
strength قدرت
strength استحکام
on the strength of باتکا
field strength شدت میدان
superego strength نیرومندی فراخود
tensile strength مقاومت کششی
tensile strength توان کششی
tensile strength تاب کششی
tensile strength استحکام کششی
they overtax our strength بما تکلیف میکنند که زیادنیروی خودرابکاراندازیم
torsional strength استحکام پیچشی
ego strength نیرومندی خود
effective strength استعدادرزمی موجود
strength ratio نسبت استحکام
strength properties خصوصیات استحکام
fatigue strength استحکام خستگی
end strength استعداد نهایی
shear strength مقاومت برشی
shear strength استقامت برشی
shearing strength طول برشکاری
signal strength شدت صوت
compressive strength تاب فشردگی
strength group گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
strength of magnetism شدت مغناطیسی
strength of materials مقاومت مصالح
compressive strength قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
ultimate strength تاب
design strength مقاومتی که در محاسبات مورداستفاگه قرار میگیرد و برابراست با مقاومت مشخصه تقسیم بر ضریب تقلیل
tower of strength <idiom> پشتیبانی محکم
design strength مقاومت محاسباتی
strength of current شدت جریان
knot strength استحکام گره
tear strength مقاومت [در برابر پارگی]
current strength شدت جریان
cube strength مقاومت نمونه مکعبی
crushing strength تاب گسیختگی
crushing strength مقاومت خرد شدن
creep strength مقاومت خزشی
creep strength پایداری خزشی
yield strength تاب ارتجاعی
dielectric strength پایدار دی الکتریکی
ultimate strength مقاومت نهایی
ultimate strength حاصلضرب بیشترین بار ممکن
ultimate strength مقاومت یا استحکام نهایی
unit strength قدرت رزمی یکان
unit strength استعدادیکان
dynamic strength مقاومت دینامیکی
virile strength نیروی مردانه
virile strength قوت مردی
disruptive strength استحکام انقطاع
dielectric strength استحکام دی الکتریک
dielectric strength استحکام شکست
dielectric strength قدرت دی الکتریک
ultimate strength مقاومت نهائی
initial strength استحکام اولیه
characteristic strength مقاومت مشخصه
muscular strength وی ماهیچه
muscular strength زور بازو
nonoperating strength جمعی غیرفعال در یکان
hot strength استحکام گرمایی
effective strength استعداد رزمی موثر
pole strength شدت قطب
nonoperating strength پرسنل غیر فعال
habit strength نیرومندی عادت
strength in bending مقاومت خمشی
characteristic strength مقاومتی که احتمال عدم حصول واقعی ان ضعیف میباشد
compression strength توان فشاری
insulation strength استحکام ایزولاسیون استحکام عایق بندی استحکام عایق کاری
ionic strength قدرت یونی
command strength استعداد یکان
impact strength استحکام ضربهای
impact strength استحکام برخورد
compression strength مقاومت فشاری
level of strength سطح استعداد رزمی
level of strength میزان استعداد رزمی
cold strength استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
buckling strength استحکام خمشی
strength weld جوشکاری مقاومتی
bending strength مقاومت خمشی
authorized strength استعداد مجاز
accountable strength استعداد قابل توجه
flexural strength مقاومت خمشی
attached strength استعداد نیروی زیر امر نیروی زیر امر
flexural strength توان خمشی
assiciative strength نیرومندی تداعی
compression strength تاب فشاری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com