English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 110 (7 milliseconds)
English Persian
retained profit سود تقسیم نشده
Other Matches
retained احراز کردن
retained تمرکز دادن
retained نگاه داشتن
retained حفظ کردن
retained از دست ندادن
retained نگهداشتن
retained ابقا کردن
retained ابقاء کردن نگاه داشتن
retained earnings درامدهای تقسیم نشده درامدهای متراکم- شده درامدهای نگهداری شده
what will it profit you چه سودی برای شما خواهدداشت
to profit from something سود بردن از چیزی
just profit سود منصفانه
just profit سود عادلانه
profit سود
it did not profit me فایدهای بمن نرساند
it did not profit me مرا سودمند نبود
she your profit with him سودخودرابا اوتقسیم کنید
to his own profit بفایده خودش
profit منفعت
profit برتری
profit نفع
profit عایدی داشتن
profit سود بردن
profit فایده منفعت
profit فایده رساندن
profit مزیت
profit منفعت بردن
profit فایده
profit سود بردن منفعت کردن
for-profit <adj.> بازرگانی
for-profit <adj.> تجاری
for-profit <adj.> تجارتی
profit and loss حساب سود وزیان
profit and loss سود و زیان
profit and loss a حساب سودوزیان
pure profit سود خالص
profit tax مالیات بر سود
profit motive انگیزه سود
profit maximization به حداکثر رسانیدن سود
profit centre قسمتی از سازمان که مسئولیت محاسبه هزینه هاو درامدها را به عهده دارد
profit centre واحد دخل و خرج کننده
profit cannibalism افراط در تخفیف و ارزان فروشی
profit centre مرکز سود
reasonable profit منفعت عقلایی
undivided profit سود تقسیم نشده
taxable profit سود مشمول مالیات
accumulated profit پولی که شرکت یا شخصی در سال های قبل به دست آورده و استفاده نکرده یا به خریداران سهام نداده است
profit-taking فروشسهام
profit-making درآمدزائیکردن
non-profit-making غیرانتفاعی
yearly profit سود سالانه
to profit by the accasion موقع را مغتنم شمردن
to profit by the accasion از موقع استفاده کردن
to make a profit منفعت کردن
to make a profit سود بردن
thoughtful of profit سود
thoughtful of profit در فکر
target profit سود مطلوب
target profit سود مورد نظر
What was your net profit? خرج دررفته چقدر منفعت کردی ؟
profit sharing سهیم کردن کارگر در سودکارخانه
accounting profit سود از دیدگاه حسابداری
anticipated profit سود مورد انتظار
best profit output محصول در بیشترین مقدارسود
best profit output profit best
best profit point نقطه بیشترین مقدار سود
best profit point best
contingent profit منفعت احتمالی
contingent profit سود اتفاقی
corporate profit سود شرکت سهامی
distributed profit سود توزیع شده
accounting profit سود حسابداری
profit margins حاشیه سود
profit sharing مشارکت در سود
profit sharing تسهیم در سود
profit sharing سهم کارگران از سود
profit-sharing سهیم کردن کارگر در سودکارخانه
profit-sharing مشارکت در سود
profit-sharing تسهیم در سود
profit-sharing سهم کارگران از سود
profit margin درصد سود از فروش خالص
profit margin حاشیه سود
profit margins درصد سود از فروش خالص
distributed profit سود تقسیم شده
make a profit سود بردن
net profit سود خالص
net profit سود ویژه
normal profit سود متعارف
normal profit سود عادی
operating profit سود عملیاتی
operating profit سود ناخالص
principal and profit مایه و سود
maximum profit حداکثر سود
loss of profit عدم النفع
gross profit سود ناخالص
excess profit سود اضافی
economic profit سود اقتصادی
interest profit عایدی حاصل از بهره
pre tax profit سود قبل از پرداخت مالیات
short run profit سود در کوتاه مدت
profit and loss account حساب سود و زیان
falling rate of profit نرخ نزولی سود
undistributed corporate profit سود تقسیم نشده شرکتها
I made a decent profit. سود خوبی بر دم
wage profit ratio نسبت دستمزد به سود
Did you make any profit in this deal ? آیا دراین معامله استفاده ای داشتید ؟
I made a lot of profit in the deal . دراین معامله فایده زیادی بردم
I shall personally undertake tht you make a profit. من شخصا" به عهده می گیرم که شما سود ببرید
In the short term, it may be wiser to sacrifice profit in favour of turnover. برای دوره کوتاه مدت مصلحت دیده می شود که سود را به نفع فروش فدا دهند.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com