Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (6 milliseconds)
English
Persian
reverse osmosis
اسمز معکوس
Other Matches
osmosis
نفوذ یک حل کننده
osmosis
اسمز
osmosis
اسمز تراوش
osmosis
تراوندگی
osmosis
راند
osmosis
نفوذ
osmosis
خاصیت نفوذ وحلول
osmosis
ازیک پرده
reverse
حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید.
reverse
کانال کنترل داده کند بین گیرنده وفرستنده
reverse
عکس ضد
reverse
فهر
reverse
نقض کردن
reverse
روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverse
حرکت نوک چاپگر در نیمه خط به بالابرای چاپ حروف بزرگ
instead of the reverse
بجای وارونه این
reverse
داده ازگیرنده به فرستنده
reverse
حرکت درخلاف جهت . ارسال
reverse
حرکت در جهت مخالف
reverse
حالت صفحه نمایش که سیاه و سفید آن رزرو شده اند.
reverse
عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد
reverse
وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
reverse
سیگنال ارسالی با گیرنده برای درخواست خاتمه ارسال
reverse
لغو کردن
reverse
بدل کاری
reverse
برگرداندن پشت و رو کردن
reverse
شکست وارونه کردن
reverse
بدبختی
reverse
پشت
reverse
معکوس کننده
reverse
معکوس
reverse
وارونه
reverse
برگشتن
reverse
نقض کردن واژگون کردن
reverse
معکوس کردن
reverse
شکستنی مخالف
reverse
خلاف جهت
reverse gear
دنده معکوس
reverse pitch
گام معکوس
reverse polarity
پلاریته معکوس
reverse slope
ضد شیب
reverse slope
شیب معکوس
reverse speed
سرعت معکوس
reverse thrust
تراست معکوس
reverse video
کاراکترهای تیره بر روی زمینه نمایش روشن تصویرمعکوس
reverse video
صفحه نمایش معکوس
reverse image
تصویر وارونه
reverse video
ویدئوی معکوس
to suffer a reverse
شکست خوردن
forward/reverse
جلو/عقببرنده
reverse dive
شیرجه وارونه
reverse gears
دنده معکوس
double reverse
شوت برگردان به دروازه
indian in reverse
هندی معکوس
naked reverse
حمله با مانور سدکنندگان به یک سمت و توپدار به سمت دیگر
reverse bias
پیشقدر معکوس
reverse bias
تغذیه معکوس
the reverse of the medal
طرف یا جنبه دیگر موضوع
reverse control
کنترل معکوس
reverse current
جریان معکوس
reverse polish notation
نشان گذاری لهستانی معکوس
The car is in the reverse gear.
اتو موبیل توی دنده عقب است
reverse stitch button
دکمهوارونهکنندهدوخت
reverse slide change
تعویضاسلایدوارونه
reverse flow engine
توربین گاز دارای کمپرسورجریان خطی یا محوری
auto reverse button
دکمهمعکوساتوماتیک
fireman's carry from outside and reverse
پیچ یک دست و یک پا از پشت دست
reverse chicken wing
نوعی کلید کشی
reverse flow regin
ناحیه جریان معکوس
maximum reverse r.m.s. voltage
ولتاژ سد موثر حداکثر
king's indian in reverse
هندی شاه معکوس
reverse current cutout
افتامات
reverse side of metal work
پشت کار فلزی
reverse current circuit breaker
مدارشکن جریان معکوس
leg ride and reverse chicken wing
سگک قفل قیصر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com