English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 89 (6 milliseconds)
English Persian
reverse polarity پلاریته معکوس
Other Matches
polarity قطبش
polarity وضعیتی که ترمینالهای مثبت و منفی مختل شوند
polarity و قطعه کار نکند
polarity بررسی ایکه کدام ترمینال الکتریکی مثبت و کدام یک منفی است
polarity روش بیان اینکه آیا یک نقط ه منبع یا collector الگوهای فلوی مغناطیسی است یا نه
polarity تعریف اینکه سیگنال الکتریکی مثبت است یا متن
polarity بیان اینکه نقط های منبع یا collector جریان الکتریکی است .
polarity بیان جهت جریان یک شی
polarity ویژگی قطبی
polarity تمایل قطبی
polarity توجه به قطب
polarity تضاد
polarity تقارن
polarity قطبیت
polarity پلاریته
bond polarity قطبیت پیوند
magnetic polarity پلاریته مغناطیسی
polarity changer تغییر دهنده قطبش
polarity indicator شاخص قطب
polarity number عدد قطبیت
magnetic polarity قطبیت مغناطیسی
reverse روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverse حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید.
reverse کانال کنترل داده کند بین گیرنده وفرستنده
reverse عکس ضد
reverse حرکت نوک چاپگر در نیمه خط به بالابرای چاپ حروف بزرگ
reverse سیگنال ارسالی با گیرنده برای درخواست خاتمه ارسال
reverse وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
reverse عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد
reverse حالت صفحه نمایش که سیاه و سفید آن رزرو شده اند.
reverse حرکت در جهت مخالف
reverse حرکت درخلاف جهت . ارسال
reverse داده ازگیرنده به فرستنده
instead of the reverse بجای وارونه این
reverse فهر
reverse نقض کردن
reverse معکوس کردن
reverse نقض کردن واژگون کردن
reverse برگرداندن پشت و رو کردن
reverse شکست وارونه کردن
reverse بدبختی
reverse پشت
reverse وارونه
reverse معکوس کننده
reverse برگشتن
reverse خلاف جهت
reverse لغو کردن
reverse بدل کاری
reverse معکوس
reverse شکستنی مخالف
reverse speed سرعت معکوس
reverse pitch گام معکوس
reverse slope شیب معکوس
reverse osmosis اسمز معکوس
reverse gear دنده معکوس
reverse slope ضد شیب
reverse thrust تراست معکوس
reverse video کاراکترهای تیره بر روی زمینه نمایش روشن تصویرمعکوس
reverse video صفحه نمایش معکوس
reverse video ویدئوی معکوس
the reverse of the medal طرف یا جنبه دیگر موضوع
to suffer a reverse شکست خوردن
forward/reverse جلو/عقببرنده
reverse image تصویر وارونه
reverse dive شیرجه وارونه
naked reverse حمله با مانور سدکنندگان به یک سمت و توپدار به سمت دیگر
indian in reverse هندی معکوس
reverse bias پیشقدر معکوس
reverse bias تغذیه معکوس
double reverse شوت برگردان به دروازه
reverse control کنترل معکوس
reverse current جریان معکوس
reverse gears دنده معکوس
reverse stitch button دکمهوارونهکنندهدوخت
reverse slide change تعویضاسلایدوارونه
auto reverse button دکمهمعکوساتوماتیک
fireman's carry from outside and reverse پیچ یک دست و یک پا از پشت دست
The car is in the reverse gear. اتو موبیل توی دنده عقب است
king's indian in reverse هندی شاه معکوس
maximum reverse r.m.s. voltage ولتاژ سد موثر حداکثر
reverse flow engine توربین گاز دارای کمپرسورجریان خطی یا محوری
reverse current cutout افتامات
reverse polish notation نشان گذاری لهستانی معکوس
reverse chicken wing نوعی کلید کشی
reverse flow regin ناحیه جریان معکوس
reverse side of metal work پشت کار فلزی
reverse current circuit breaker مدارشکن جریان معکوس
leg ride and reverse chicken wing سگک قفل قیصر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com