Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
right of taking water
حق الشرب
Other Matches
taking
پریشانی
to a an under taking
باجرات بکاری مبادرت کردن
taking
واگیردار
taking of evidence
شنوایی گواهی
[حقوق]
leave taking
خداحافظی
leave taking
بدرودگویی
taking of evidence
پذیرش سند و گواهی
[حقوق]
What's taking so long?
چرا اینقدر طول میکشد؟
stock taking
رسیدگی به موجودی
risk taking
خطرجویی
profit-taking
فروشسهام
leave taking
کسب اجازه مرخصی
leave taking
وداع
taking delivery
تسلم
taking an oath
اتیان سوگند
taking possession
حیازت
taking possession
قبض
taking possission
particular no to propertiesbelonging of person حیازت مباحات
taking precedence
سبق
taking precedence
جلو افتادن
taking hold
سرشاخ
taking refuge
پنهانی
continuous stock taking
رسیدگی مستمر موجودی
continuous stock taking
موجودی گیری مستمر انبارگردانی مستمر
abstention from taking an oath
نکول سوگند
to stop taking
[pills]
,
[to go off a drug]
متوقف شدن
[از خوردن قرص]
He commited suicide by taking poison.
با خوردن زهر خود کشی کرد
taking the public interest into account
استصلاح
water course
حق الشرب
f.water
عرق رازیانه
water course
حق المجری
water way
ابراهه
water way
راه ابی
by water
با کشتی
by water
از راه دریا
by water
از راه رودخانه
water
آب
mean water
میان اب
water still
دستگاه تقطیر اب
water course
مجرای اب
water way
مسیل
of the first water
بهترین
water down
<idiom>
ضعیف شدن
She let the water out .
آب را ول کرد
on the water
در کشتی
water
پیشاب
to keep ones he above water
از زیر بدهی بیرون آمدن
to water
آب ریختن
to water
آب دادن
water
اب
water
ابگونه
water
اب دادن
water
مایع
first water
بالاترین مقام
above water
<adj.>
روی آب
first water
درجه اول
to p something with water
اب روی چیزی پاشیدن چیزیراخیس کردن
to water something
آب دادن
[گیاه]
above water
<adj.>
شناور
water fowl
مرغ ابی
water guage
فشار سنج اب
water hammer
ضربت قوج
water gauge
اب پیم
water hammer
ضربت قوچ
water meter
اب سنج
water hardening
سختگردانی با اب
water glass
اب شیشه
water glass
شیشه مایع
water glass
شیشه محلول
water polo
بازی فوتبال ابی
water glass
لیوان اب
water gas
گاز اب
water front
جبهه رطوبتی
water gauge
اندازه اب نما
water fowl
پرنده ابی
water polo
بازی در استخربطول 02 تا 03 متر و عرض 8 تا 01 متر بین 2 تیم 7نفره
water pepper
فلفل ابی
water polo
واترپلو
water polo
واترپولو
water hazard
مانع ابی در مسیر گوی گلف
water heater
فرف ابگرم کن
water pipe
لوله اب
water logging
ابسیری
water plate
بشقابی که ته ان دو طبقه وبرای انست که اب گرم درمیان ان بریزند...نگاه دارند
water loss
ابکاهی
water pipe
لوله مخصوص لوله کشی اب
water lowering
زهکشی
water melon
هندوانه
water meter
کنتور اب
water mill
اسیاب ابی
water mill
اسیاب
water moccasin
مار سمی ابزی جنوب امریکا
water nymph
حوری دریایی
water nymph
الهه دریایی
water pepper
زنجبیل سگ
water line
خط ابخور ناو
water lily
نیلوفر ابی
water level
سطح اب
water heater
ابگرم کن
water hole
سوراخ یا شکاف طبیعی رودخانه خشک شده که مقداری اب دران باشد
water hole
چاله اب
water hyacinth
سنبل ابی
water hyacinth
وردالنیل
water injection
پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
water jacket
ابدان
water jacket
صندوق اب
water jump
مانع ابی
water jump
چاله ابی در مسیر دو 0003 متربا مانع
water level
تراز اب
water pollution
الودگی اب
water level
سطح کوچکی برای کنتل جهت حرکت روی لب
water point
نقطه تقسیم اب
water pipe
تنبوشه
tap water
اب شیر
wade into the water
راه رفتن در اب
waste water
فاضلاب
water aspirator
خرطوم ابی
water bag
کیسه اب
water bailiff
میراب
water bailiffs
مامور تفتیش کشتیها در بندر
water bailiffs
مامور جلوگیری از صید غیرمجاز
water balance
بیلان اب
water bearer
دلو
water bearer
ساکب الماء
water bed
تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
water bed
تشک ابی
voidance water
زیر اب
voidance water
منجلاب
up to the middle in water
تا کمر در اب
water paint
رنگ لعابی
the water was overknee
اب از زانو میگذشت
to drink water
اب خوردن
to drink water
اب اشامیدن
to keep ones head above water
خود را از بار بدهی رها کردن
to sniff up water
اب رابه بینی کشیدن
to soften a water
سبک ترکردن یاشیرین کردن اب
to splash into water
به اب زدن
unavailable water
رطوبت غیر قابل استفاده
underground water
اب زیرزمینی
underground water
اب درون زمین
water driver
مقنی
undermining by water
اب شستگی
undermining by water
اب رفتگی کف
water bonded
اب بند شده
water boy
بچه سقا
water boy
سقا
water cure
اب درمان
water cure
علاج بااب معالجه بااب
water damage
خسارت اب دیدگی
water displacement
زهکشی کردن
water displacement
زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
water disposal
فاضلاب
water disposal
اگوکشی
water disposal
ساختن اگو
water dog
سگ ابی
water dog
شناگر ماهر
water dog
سگ تربیت شده برای اوردن مرغ ابی
water fast
رنگ نرو
water fast
غیر قابل پاک شدن بوسیله اب
water fast
پارچه شورنرو
water cress
شاهی اتی
water cooling
خنک کردن بااب
water cooling
خنک کنندگی اب
water buffalo
گاو میش اهلی شده اسیایی
water canteen
قمقمه
water car
ارابه اب فروشان
water car
ارابه اب پاش
water carriage
حمل از راه اب
water carrier
دلو
water circulation
گردش اب
water coiour
ابرنگ
water colour
ابرنگ
water colour
رنگاب
water colour
نقاشی ابرنگی
water bearer
ریزنده اب ابریز
water container
فرف اب
water content
درصد رطوبت
water filter
صافی اب
water hose
شلنگآب
hot water
<idiom>
water under the bridge
<idiom>
همه چیز عوض شده
in hot water
<idiom>
در دردسر
THere is not even a ripple in the water .
<proverb>
آب از آب تکان نمى خورد .
If it has not water for me it certainly has bread .
<proverb>
آب براى من ندارد براى تو که دارد .
Water is light .
<proverb>
آب روشنائى است .
How can you know the value of water -you who live .
<proverb>
تو قدر آب چه دانى که در کنار فراتى .
drinking water
آب آشامیدنی
Is there drinking water?
آیا آب آشامیدنی وجود دارد؟
There is no hot water
آب گرم نیست.
some hot water
مقداری آب گرم
some cold water
مقداری آب سرد
mineral water
آب معدنی
a glass of water
یک لیوان آب
Please check the water.
لطفا آب را کنترل کنید.
hold water
<idiom>
head above water
<idiom>
آشکاری مشکل
water inlet
ورودآب
water intake
مکندهآب
water jug
پارچآب
water key
کلیدآب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com