English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
right wing of army جناح یمین
right wing of army پهلوی راست میمنه
Search result with all words
left wing of army جناح یسار
left wing of army پهلوی چپ میسره
Other Matches
army نیرو زمینی
army ارتش نیروی زمینی
army صف
the a of the army پیشرفت ارتش
army جمعیت
army دسته
army سپاه گروه
army ارتش
army لشگر
army جیش
to take under one's wing سرپرستی کردن
take (someone) under one's wing <idiom> زیرپروبال شخص راگرفتن
wing بال
wing and wing حرکت با باز بودن کامل بادبانها
under one's wing <idiom> تحت مراقبت کسی
wing it <idiom> بدون آمادگی
off wing محل بازیگر گوش
on the wing پرواز کننده
on the wing بالدار
on the wing سیار متحرک
to take wing پابفرارگذاشتن
to take wing پرواز کردن
wing بالدار کردن پردارکردن
right wing toward پیشرو
to take under one's wing حمایت کردن
right wing toward دست راست
right wing toward میمنه
wing تیپ هوایی جناح
wing گروه هوایی
wing پیمودن
wing پرواز پرش
wing شاخه شعبه
wing طرف
wing پره زائده پره دار
wing جناح
wing بال مانند زائده حبابی
wing گروه هوایی هر چیزی که هوا را برهم میزند
wing قسمتی از یک بخش یا ناحیه
wing پره
right-wing جناح راست
right wing جناح راست
wing دسته حزبی
wing لنگه
wing گوش زمین
wing بال شبیه به بال هواپیماوصل به اتومبیل برای کشش بیشتر
department of the army وزارت نیروی زمینی
army troops عدههای ارتشی یکانهای نیروی زمینی
army of occupation نیروهای اشغالی
army of occupation نیروی اشغال کننده
army regulation مقررات ارتشی
army of occupation نیروی اشغالگر
army of occupation ارتش فاتح ارتش اشغالگر
army reserve قسمت احتیاط نیروی زمینی
army troops یکانهای رده ارتش
army regulation نظام نامه ارتشی
army staff ستاد نیروی زمینی
army terminals باراندازهای نظامی سکوهای نظامی باراندازهای نیروی زمینی
army stores فروشگاه ارتش
army staff ستاد نظامی
army staff ستادارتش
army reserve احتیاط نیروی زمینی
field army ارتش رزمی
field army ارتش صحرایی
the main army بخش عمده ارتش
the losses of the army تلفات ارتش
secretary of the army وزیر نیروی زمینی
standing army ارتش دائمی
theater army ارتش مستقر در صحنه عملیات
theater army نیروی زمینی صحنه عملیات
to lead an army لشکر کشیدن
to outflank an army گرد سپاهی گشتن و از پهلوبدان تاخت کردن
regular army ارتش دائمی
regular army ارتش کادر ثابت
regular army ارتش منظم
standing army ارتش کادر ثابت
standing army ارتش منظم
field army ارتش
the red army ارتش سرخ
army of observation عده دیدبانی
army attache وابسته زمینی
army aviation هواپیمای نیروی زمینی هوانیروز
army aviator خلبان نیروی زمینی
army aviator خلبان هوانیروز نیروزفر
army base پایگاه نیروی زمینی
army base پادگان نیروی زمینی
army commander فرمانده ارتش
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
army corpa سپاه
army corpa ستون
army corps سپاههای ارتش
army corps سپاههای نیروی زمینی
Territorial Army ارتشتحتآموزشبریتانیا
army attache وابسته نظامی
to serve in the army درارتش خدمت کردن
army artillery توپخانه نیروی زمینی
army helicopter چرخبال ارتشی [نظامی] [حمل و نقل هوایی]
Salvation Army تشکیلات مسیحیان که هدفش تبلیغ دینی وکمک بفقرا است
army helicopter هلیکوپتر ارتشی [نظامی] [حمل و نقل هوایی]
active army ارتش کادر
active army ارتش پیمانی ارتش کادر ثابت
army aircraft هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
to join the army به سربازی رفتن
army artillery توپخانه ارتش
army commander فرمانده نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات فرمانده قسمت زمینی
army depot امادگاه نیروی زمینی
army forces نیروهای ارتشی یکانهای ارتشی
conscript army ارتش سربازان وفیفه
army in the field نیروی زمینی درصحنه عملیات
army in the field ارتش مستقر در صحنه عملیات
army group گروه ارتش
army forces نیروهای زمینی
upper wing بال بالایی در هواپیمای دوباله
wing strut پایه بال
wing spar عضو سازهای اصلی بال درامتداد خط واصل دو سر بال
wing membrane اجزایبال
wing pallet سطحپرهمانند
vent wing پنجره گردان
wing skin پوسته بال
wing shooting شکار یا نشانه روی مرغان شکاری در حال پرواز
wing setting نصب بال
wing tanks تانکهای سوخت که داخل بال تعبیه شده یا بخشی از بال راتشکیل میدهد
wing threequarter هریک از دو مدافع کنار زمین
wing forward فوروارد گوش
straight wing بالمستقیم
tapered wing بالنوکتیز
wing attack حملهگوشه
wing defence دفاعگوشه
hind wing بالعقبی
wing wall دیواره جانبی
cross-wing [بال های پیوسته در تالار خانه های قرون وسطایی]
chimney-wing بغله های شومینه
bat's-wing [نوعی از نقش پنجره خورشیدی]
wing tunnel تونل باد
wing spread فاصله بین دو سر بال
wing tip نوک کفش دارای قوس منحنی
wing rib دندهبال
wing slat نوکباله
centrist wing طرفدار جناح میانه رو [سیاست]
wing photograph نوعی عکس هوایی مایل که به وسیله دوربینهای چند عدسی گرفته میشود
wing screw پیچ گوشه دار
wing root ریشه بال
wing reactions واکنشهای بال
wing forward هریک از دومهاجم بیرون ردیف دوم یاسوم در تجمع
wing position وضعیت بال نسبت به بدنه هواپیما
wing halfback هافبکهای کناری
wing heavy تمایل هواپیما برای گردش درجهت حول محور طولی
wing loading وزن غیر خالص هواپیما تقسیم بر سطح زیر ان
wing loading نسبت وزن کل به مساحت یال
wing nut پیچ و مهره دارای جاانگشتی
wing nut پیچ خروسکی
wing footed سریع
wing footed تند
wing footed دارای پای پردار
wet wing بالی که ساختمان تشکیل انتگرال تانک برای سوخت میدهد
wind wing پنجره کوچک تهویه اتومبیل
wing section بخش مرکزی یا پانل خارجی بال
wing area مساحت بال
wing nut خروسک
wing vein رگهبال
wing axis محور بال
wing box ساختمان اصلی بالهای مدرن استرس اسکین
wing chair مبل دارای پشتی و دستههای چوبی و سفت
wing covert پر پوششی روی پرهای مخصوص پرواز پرنده
wing drag پسای بال
wing drop افت ناگهانی برا روی یک بال
wing nut مهره گوشه دار
wing commander سرهنگ دوم هوایی
mid wing بال وسط
fixed-wing بال ثابت
low wing بال پایین
high wing بال بالا
highed wing بال لولاشده
king's wing جناح شاه شطرنج
inside wing بال داخلی
wing commanders سرهنگ دوم هوایی
hard wing بال صلب
front wing گلگیر جلوی اتومبیل
double wing بازی هافبک در گوش
delta wing بال مثلث
delta wing بال دلتا
center wing بال میانی
cantilever wing بال یک هواپیمای یک باله که بدون پایه یا وایرهای خارجی به بدنه هواپیمامتصل شده
parasol wing بالی که هواپیما از ان اویزان میشود
fixed-wing هواپیمای بال ثابت
sea wing نرم تن دو کپه دریایی
left wing مربوط به جناح چپ
rotary wing هواپیمای بال گردان
rotary wing بال گردان
right wing to ward دست راست
right wing to ward پیشرو
simple wing طرح تهاجمی با خط نامتعادل
right wing forward پیشرو دست راست
rhombus wing بالی با سطح مقطع متقارن
queen's wing جناح وزیر شطرنج
fixed wing بال ثابت
fixed wing هواپیمای بال ثابت
isoclinic wing بالی که زاویه برخورد ان هنگام خم شدن در اثر نیرونیز ثابت میماند
left wing شخص دست چپی
left-wing مربوط به جناح چپ
left-wing شخص دست چپی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com