English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
ripple through effect نتایج یا تغییرات یا خطاهای صفحه گسترده که به عنوان نتیجه یک مقدار تغییر یافته در یک خانه فاهر میشود
Search result with all words
ripple though effect اثر بازدارنده
Other Matches
ripple بطور موجی حرکت کردن
ripple دارای سطح ناهموار
ripple موج دار شدن
ripple شکن
ripple مانند اب مواج شدن
ripple sort مرتب کردن موجی
commutator ripple تموج جابجاگر
ripple mark شیارسطح چوب
magnetic ripple لرزش مغناطیسی
magnetic ripple تموج مغناطیسی
ripple through carry عملیاتی که رقم نقلی خروجی از جمع و رقم نقلی ورودی ایجاد کند
THere is not even a ripple in the water . <proverb> آب از آب تکان نمى خورد .
to say something to the effect that ... ابراز کردن خود دایربراینکه ...
to go into effect قانون شدن
to go into effect قانونی درست شدن
to take effect قانون شدن
to take effect قانونی درست شدن
cause and effect علت و معلول
come to effect قابل اجرا شدن
to the effect that دایربراینکه
to the effect that مبنی براینکه
to this effect باین معنی
to come into effect قابل اجراشدن
to come into effect مجری شدن
effect and cause معلول و علت
with effect from از تاریخ ...
after-effect اثر ثانوی
after-effect تاثیر بعدی
take effect <idiom> قانونی درست شدن
to take effect قابل اجراشدن
to the [that] effect <adv.> با مفهوم [معنی] کلی
to this effect ازاین قرار
What effect do you think the changes will have on you? فکر می کنید تغییرات چه تاثیری بر شما داشته باشد؟
to take effect مجری شدن
to take effect کاربرد پذیر شدن
effect انجام دادن
by-effect اثر فرعی
effect اجرا کردن
effect معلول
by-effect عوارض جانبی [اثر جانبی]
effect اجرا
effect تاثیر
by-effect نتیجه جانبی
effect معنی
effect مفهوم نیت
effect اثر
effect نتیجه
effect مفید
by-effect اثر جانبی
effect کارموثر اجراکردن
to go into effect قابل اجرا شدن
effect عملی کردن معلول
to take effect قابل اجرا شدن
to go into effect کاربرد پذیر شدن
to carry into effect بموقع اجراگذاشتن
skin effect اثر پوست
skin effect اثر سطحی
schottky effect اثر شوتکی
to bring to effect انجام دادن
steric effect اثر فضایی
subsittution effect اثر جانشینی
to carry into effect اجراکردن
to bring to effect اجراکردن
thermal effect اثر گرمایی
thermal effect اثر گرما
thermoelectric effect اثر گرما- برق
size effect تاثیر اندازه
tax effect اثر مالیات
tau effect پدیده تائو
surface effect اثر سطح
substitution effect اثر جانشینی
significant effect اثر معنی دار
significant effect اثر مهم
photoelectric effect اثر فوتوالکتریک
photovoltaic effect اثر نور- ولتی
retarding effect اثر تاخیری
restrictive effect اثر کاهشی
pigou effect اثر پیگو
redistribution effect اثر توزیع مجدد
reactive effect عکس العمل
ratchet effect اثر چرخش دهنده مصرف بالا و استانداردبالای زندگی باسانی عوض نشدن
ratchet effect اثر برگشت ناپذیر
price effect اثر قیمت
piston effect اثر سنبهای
pigou effect اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
pinch effect اثر فشرده سازی
peltier effect اثر پلتیه
peltier effect پدیده پلتیه
shot effect اثر ساچمهای
practice effect اثر تمرین
shoaling effect اثرات کم عمق
shielding effect اثر حفافتی
seebeck effect پدیده زبک
seebeck effect اثر زبک
screening effect اثر پوششی
schottky effect پدیده شوتکی
restrictive effect اثر انقباضی
nephelauxetic effect اثر نفلوکس
nephelauxetic effect اثر انبساط ابرالکترونی
night effect تاثیرات تغییر جریان مغناطیسی در شب
pincushion effect اعوجاج بالشتکی
spillover effect عوارض جانبی [اثر جانبی]
put into effect جامه عمل پوشاندن
carry into effect صورت دادن
put into effect صورت دادن
carry into effect تکمیل کردن
put into effect تکمیل کردن
carry into effect به انجام رساندن
carry into effect عملی کردن
carry into effect واقعی کردن
carry into effect واقعیت دادن
carry into effect انجام دادن
carry into effect جامه عمل پوشاندن
put into effect تحقق بخشیدن
carry into effect تحقق بخشیدن
secondary effect عوارض جانبی [اثر جانبی]
spillover effect نتیجه جانبی
secondary effect نتیجه جانبی
spillover effect اثر فرعی
secondary effect اثر فرعی
spillover effect اثر جانبی
secondary effect اثر جانبی
carry into effect به اجرا در آوردن
put into effect به اجرا در آوردن
put into effect واقعی کردن
put into effect عملی کردن
put into effect واقعیت دادن
zeeman effect اثر زیمن
wealth effect "اثر پیگو "
wealth effect اثر ثروت
volta effect پدیده ولتا
volta effect اثر ولتا
unfavorable effect اثر نامساعد
turning effect اثر گردش
tunnel effect پدیده تونلی
tunnel effect اثر تونلی
torque effect اثر ترک
to give effect to اجراکردن
zeeman effect اثر زیمان
zeigarnik effect پدیده زایگارنیک
zener effect اثر زنر
put into effect صورت گرفتن
put into effect به انجام رساندن
put into effect انجام دادن
put into effect اجرا کردن
corn-effect ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
side effect عوارض جانبی [اثر جانبی]
carry into effect اجرا کردن
special effect جلوههایویژه
sound effect جلوههایصوتی
zener effect اثر زنری
to give effect to عملی کردن
fire for effect مرحله تیر موثر
diffusion effect اثر نشر
dependence effect اثر وابستگی
demonstration effect اثر نمایشی
demonstration effect اثر تظاهری
crowding out effect نرخ بهره را بالامیبرد و سبب کاهش هزینههای سرمایه گذاری خصوصی در اقتصاد میشود
crowding out effect اندیشهای که استقراض بسیار زیاد دولت وجوه قابل دسترس وام گیرندگان خصوصی را کاهش میدهد
crowding out effect اثر جبرانی
crawl effect اثر خزش
cotton effect پدیده کاتن
corona effect اثر کورونا
corona effect اثر هالهای
coriolis effect پاسخهای فیزیولوژیکی شخصی که داخل یک محفظه در حال دوران در هر جهت بجز جهت موازی با محورهادرحال حرکت است
coriolis effect اثرنیروی حاصله از چرخش زمین
coriolis effect اثر نیروی کوریلیس
compton effect اثر کامپتون
coanda effect گرایش سیال برای چسبیدن به سطح جامد
diffusion effect اثر شیوع
dimming effect اثر تیرگی
field effect اثر میدان
field effect با تاثیر میدانی
exponential effect اثرنمایی
experimenter effect اثر ازمایشگری
evidentiary effect نتیجه مشهود
evidentiary effect اثر مشهود
electroosmotic effect اثر الکترون اسمزی
dynatron effect اثر دیناترون
doppler effect اثر دوپلر
doppler effect پدیده دوپلر
doppler effect اثر برگشت امواج روی فرستنده
doppler effect اثر داپلر
dopplar effect اثر دوپلر
choking effect اثر پیچک
ceiling effect اثر تارک
anomalous effect اثر غیر عادی
anchoring effect اثر تکیه گاهی
side-effect نتیجه جانبی
side-effect اثر جانبی
side-effect اثرجانبی نتیجه جانبی
side-effect واکنش ثانوی
side-effect اثر زیان اور
side-effect اثر فرعی
side effect نتیجه جانبی
side effect اثر جانبی
side effect اثرجانبی نتیجه جانبی
side effect واکنش ثانوی
side effect اثر زیان اور
side effect اثر فرعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com