Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 109 (5 milliseconds)
English
Persian
rock
تکان نوسانی دادن
rock
جنباندن نوسان کردن
rock
سنگ
rock
تخته سنگ یا صخره
rock
سنگ خاره صخره
rock
جنبش
rock
تکان
rock
صخره
rock
حرکت دورانی بال به دور بدنه
rock
جنباندن
rock
تکان دادن
rock
جنبیدن
rock
خاره
Other Matches
the rock
جبل الطارق
rock-like
صخرهمانند
rock flour
سنگارد
rock scorpion
کسیکه که درجبل الطارق زاییده شود
rock sucker
مارماهی دریایی
rock toe
سنگچین پایاب
rock wash
پوشش سنگی
rock wool
پشم کوهی
rock work
خاره یا صخره مصنوعی
rock work
کوه مصنوعی
rock work
دیوار کوه نما
rock pitons
انواع میخهای سنگ نوردی
rock pigeon
کبوتر کوهی
rock oil
نفت
rock fever
حصبه جبل الطارق
rock erosion
از بین رفتن سنگ در اثرخراش
rock fill
سنگریز
rock dyke
سنگریز
rock drill
مته سنگ شکن
rock goat
بزکوهی
rock flour
ارده سنگ
rock hewn
از کوه کنده شده
rock goat
مرال
to rock to sleep
جنباندن
rock-climbing
صخرهنوردی
rock-hard
بینهایتسخت
To stand like rock .
مانند کوه ایستادن
It is as hard as rock.
مثل سنگ سفت است
As firm as a rock .
به محکمی آهن ( سنگ )
rock the boat
<idiom>
واژگون کردن
as steady as a rock
<idiom>
مثل کوه
[استوار و ثابت]
to rock the boat
<idiom>
گرد و خاک به پا کردن
[اصطلاح مجازی]
rock-climber
صخرهنورد
rock pool
استخرکوچک
rock music
موسیقیRock
to rock to sleep
خواب کردن
to stumble against a rock
گیرکردن به سنگ یاخوردن به سنگ
under szturated rock
سنگ زیر اشباع
vitreous rock
سنگ شیشه نما
volcanic rock
سنگ خروجی
impervious rock
تختهسنگغیرقابلنفوذ
rock basin
حوضهرودصخراهای
rock step
پایهصخرهای
rock'n'roll
رقص راک اندرول
bituminous rock
سنگ قیری
broken rock
صخره
cap rock
پوش سنگ
crystalline rock
سنگ بلوری
detrital rock
سنگ اواری
rock cork
پنبه کوهی
eruptive rock
سنگ خروجی
eruptive rock
سنگ بیرون ریخته
fall of rock
ریزش سنگ
bed rock
سنگ مادر
bed rock
سنگ کف
rock'n'roll
رقص بحنبان وبچرخان
rock-bottom
کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
rock and roll
رقص راک اندرول
rock and roll
رقص بحنبان وبچرخان
rock salt
نمک سنگی
rock garden
باغچه ایکه با سنگ تزئین شده
rock gardens
باغچه ایکه با سنگ تزئین شده
rock bottom
کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
almond rock
گزبادامی
rock rubble
ریزش سنگ
hand placed rock
سنگفرش فکافته
rock bound
دیریاب
rock facing
سنگریز حفافتی
rock bound
خاره بست
rock bound
سنگ بست
rock bound
محاط بصخره
rock crystal
سنگ بلور
rock bound
دشوار
rock candy
تبرزد
rock brake
بسفایج معمولی
rock candy
نبات
phosphate rock
سنگ فسفات
igneous rock
سنگ اذرین سنگ اتشفشانی
mantle rock
سنگپوش
rock flint
سنگ اتشزنه سیاه
igneous rock
سنگ اذرین
rock dove
کبوتر کوهی
layer of rock
طبقه سنگی
layer of rock
لایه سنگی
igneous rock
سنگ خروجی
to hit rock bottom
از نظر روحی خرد شدن
to make the party rock
جشن را گرم کردن
zone of rock flowage
منطقه سنگهای روان
zone of rock fracture
ناحیهای از سنگ کره که دارای سنگهای شکافدار میباشد
natural rock asphalt
سنگ قیر
bed rock ledge
لایه سنگی کف بستر
sluiced rock fill
سنگریز ابپاشی شده با فشار
rock fill dam
سد سنگریز
rock fill dam
سد سنگی
rock-bottom price
کمترین قیمت
A big rock rolled down the mountain.
سنگ بزرگی از کوه بپایین غلتید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com