Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 157 (8 milliseconds)
English
Persian
rock basin
حوضهرودصخراهای
Other Matches
basin
حوض تر
basin
حوضچه
basin
تشت
basin
wetdock : syn
basin
شناوه تر
basin
لگن تشتک
basin
اب بره
basin
حوضه
basin
لگن
basin
تشتک
basin
حوزه رودخانه ابگیر
basin
دستشویی
basin
حوزه
basin
ابگیر
lavatory basin
لگن روشویی
impact basin
حوضچه بار شکن
impact basin
حوضچه ارامش
hand basin
لگن دست شویی
drainage basin
حوزه زهکش
arctic basin
حوضچه قطبی
arctic basin
فرورفتگی قطبین زمین
basin area
حوزه ابریز رودخانه
wash basin
دستشوئی
basin side
لبهآبگیر
equalizing basin
حوضچه توزیع اب
drainage basin
ابخیز
pudding basin
نوعیکاسهگردکهجهتمخلوطکردنموادبکارمیرود
lavatory basin
دستشویی
sugar basin
شکردادن
sugar basin
قند دادن
sealing basin
حوضچه ایجاد هوابند ابی
drainage basin
ابریز
sedimentation basin
حوضچه رسوبگیر
setting basin
حوضچه رسوب
settling basin
حوضچه رسوب
settling basin
حوضچه تهنشینی
river basin
ابگیر یا حوضه رودخانه
receiving basin
حوضچه ابگیر
recharge basin
گور اب
recharge basin
تالاب اب بندان
stilling basin
حوضچه ارام کننده
recharge basin
حوضچه تغذیه
slop basin
تشتک زیرسماور وقهوه جوش
slop basin
جام پای سماور
jet diffusion basin
حوضچه ایکه در اثر پخش فورانی انرژی را کاهش میدهد
hand wash basin
چاهک دستشویی
water distribution basin
مقسم
ground water basin
حوزه اب زیرزمینی
the rock
جبل الطارق
rock
سنگ
rock
تکان دادن
rock
جنباندن
rock
حرکت دورانی بال به دور بدنه
rock
صخره
rock
تکان
rock
سنگ خاره صخره
rock
تخته سنگ یا صخره
rock
جنباندن نوسان کردن
rock
تکان نوسانی دادن
rock
جنبیدن
rock
جنبش
rock-like
صخرهمانند
rock
خاره
rock pigeon
کبوتر کوهی
rock oil
نفت
to rock the boat
<idiom>
گرد و خاک به پا کردن
[اصطلاح مجازی]
rock hewn
از کوه کنده شده
rock goat
مرال
as steady as a rock
<idiom>
مثل کوه
[استوار و ثابت]
rock work
دیوار کوه نما
rock pitons
انواع میخهای سنگ نوردی
rock wash
پوشش سنگی
rock work
کوه مصنوعی
rock scorpion
کسیکه که درجبل الطارق زاییده شود
rock sucker
مارماهی دریایی
rock toe
سنگچین پایاب
rock work
خاره یا صخره مصنوعی
rock wool
پشم کوهی
rock goat
بزکوهی
rock the boat
<idiom>
واژگون کردن
As firm as a rock .
به محکمی آهن ( سنگ )
rock music
موسیقیRock
rock pool
استخرکوچک
impervious rock
تختهسنگغیرقابلنفوذ
rock-climber
صخرهنورد
rock-climbing
صخرهنوردی
It is as hard as rock.
مثل سنگ سفت است
volcanic rock
سنگ خروجی
vitreous rock
سنگ شیشه نما
under szturated rock
سنگ زیر اشباع
to stumble against a rock
گیرکردن به سنگ یاخوردن به سنگ
to rock to sleep
خواب کردن
to rock to sleep
جنباندن
rock-hard
بینهایتسخت
To stand like rock .
مانند کوه ایستادن
rock step
پایهصخرهای
rock-bottom
کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
cap rock
پوش سنگ
crystalline rock
سنگ بلوری
detrital rock
سنگ اواری
rock cork
پنبه کوهی
eruptive rock
سنگ خروجی
eruptive rock
سنگ بیرون ریخته
fall of rock
ریزش سنگ
rock rubble
ریزش سنگ
hand placed rock
سنگفرش فکافته
rock flint
سنگ اتشزنه سیاه
igneous rock
سنگ اذرین
broken rock
صخره
bituminous rock
سنگ قیری
rock'n'roll
رقص راک اندرول
rock'n'roll
رقص بحنبان وبچرخان
rock and roll
رقص راک اندرول
rock bottom
کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
rock and roll
رقص بحنبان وبچرخان
rock salt
نمک سنگی
rock garden
باغچه ایکه با سنگ تزئین شده
rock gardens
باغچه ایکه با سنگ تزئین شده
almond rock
گزبادامی
bed rock
سنگ کف
bed rock
سنگ مادر
igneous rock
سنگ خروجی
igneous rock
سنگ اذرین سنگ اتشفشانی
layer of rock
لایه سنگی
rock candy
نبات
rock candy
تبرزد
rock crystal
سنگ بلور
rock dove
کبوتر کوهی
rock drill
مته سنگ شکن
rock dyke
سنگریز
rock fill
سنگریز
rock erosion
از بین رفتن سنگ در اثرخراش
rock fever
حصبه جبل الطارق
rock flour
سنگارد
rock flour
ارده سنگ
rock brake
بسفایج معمولی
rock bound
دشوار
rock bound
دیریاب
mantle rock
سنگپوش
rock facing
سنگریز حفافتی
rock bound
خاره بست
rock bound
سنگ بست
layer of rock
طبقه سنگی
rock bound
محاط بصخره
phosphate rock
سنگ فسفات
rock fill dam
سد سنگی
rock fill dam
سد سنگریز
to hit rock bottom
از نظر روحی خرد شدن
natural rock asphalt
سنگ قیر
rock-bottom price
کمترین قیمت
to make the party rock
جشن را گرم کردن
sluiced rock fill
سنگریز ابپاشی شده با فشار
zone of rock flowage
منطقه سنگهای روان
zone of rock fracture
ناحیهای از سنگ کره که دارای سنگهای شکافدار میباشد
bed rock ledge
لایه سنگی کف بستر
A big rock rolled down the mountain.
سنگ بزرگی از کوه بپایین غلتید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com