English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
rock step پایهصخرهای
Other Matches
step by step seam welding جوشکاری بخیهای قدم به قدم
step by step excitation تحریک تدریجی
step by step reaction واکنش گام به گام
step by step system سیستم گام به گام
step by step selector سلکتور قدم به قدم
step by step switch گزینه گام به گام
step by step switch کلید قدم به قدم
rock جنبش
rock سنگ خاره صخره
rock تخته سنگ یا صخره
rock سنگ
rock جنباندن نوسان کردن
rock تکان نوسانی دادن
rock تکان
the rock جبل الطارق
rock-like صخرهمانند
rock صخره
rock خاره
rock جنبیدن
rock تکان دادن
rock جنباندن
rock حرکت دورانی بال به دور بدنه
crystalline rock سنگ بلوری
cap rock پوش سنگ
rock facing سنگریز حفافتی
vitreous rock سنگ شیشه نما
to rock to sleep خواب کردن
to rock to sleep جنباندن
hand placed rock سنگفرش فکافته
volcanic rock سنگ خروجی
detrital rock سنگ اواری
to stumble against a rock گیرکردن به سنگ یاخوردن به سنگ
rock oil نفت
broken rock صخره
eruptive rock سنگ خروجی
eruptive rock سنگ بیرون ریخته
fall of rock ریزش سنگ
rock rubble ریزش سنگ
rock cork پنبه کوهی
under szturated rock سنگ زیر اشباع
rock flint سنگ اتشزنه سیاه
igneous rock سنگ اذرین
rock fill سنگریز
rock erosion از بین رفتن سنگ در اثرخراش
rock fever حصبه جبل الطارق
rock flour ارده سنگ
rock goat بزکوهی
rock goat مرال
rock hewn از کوه کنده شده
rock pigeon کبوتر کوهی
rock pitons انواع میخهای سنگ نوردی
rock scorpion کسیکه که درجبل الطارق زاییده شود
rock sucker مارماهی دریایی
rock toe سنگچین پایاب
rock wash پوشش سنگی
rock wool پشم کوهی
rock work خاره یا صخره مصنوعی
rock work کوه مصنوعی
rock dyke سنگریز
rock drill مته سنگ شکن
igneous rock سنگ خروجی
igneous rock سنگ اذرین سنگ اتشفشانی
layer of rock لایه سنگی
layer of rock طبقه سنگی
mantle rock سنگپوش
phosphate rock سنگ فسفات
rock bound خاره بست
rock bound سنگ بست
rock bound محاط بصخره
rock bound دیریاب
rock bound دشوار
rock brake بسفایج معمولی
rock candy نبات
rock candy تبرزد
rock crystal سنگ بلور
rock dove کبوتر کوهی
rock work دیوار کوه نما
rock salt نمک سنگی
rock-climber صخرهنورد
rock'n'roll رقص راک اندرول
rock'n'roll رقص بحنبان وبچرخان
rock-climbing صخرهنوردی
rock-hard بینهایتسخت
It is as hard as rock. مثل سنگ سفت است
rock and roll رقص راک اندرول
rock and roll رقص بحنبان وبچرخان
rock flour سنگارد
as steady as a rock <idiom> مثل کوه [استوار و ثابت]
To stand like rock . مانند کوه ایستادن
As firm as a rock . به محکمی آهن ( سنگ )
rock pool استخرکوچک
rock the boat <idiom> واژگون کردن
impervious rock تختهسنگغیرقابلنفوذ
rock basin حوضهرودصخراهای
bituminous rock سنگ قیری
rock bottom کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
bed rock سنگ مادر
bed rock سنگ کف
rock-bottom کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
almond rock گزبادامی
rock gardens باغچه ایکه با سنگ تزئین شده
rock garden باغچه ایکه با سنگ تزئین شده
to rock the boat <idiom> گرد و خاک به پا کردن [اصطلاح مجازی]
rock music موسیقیRock
natural rock asphalt سنگ قیر
rock fill dam سد سنگی
to make the party rock جشن را گرم کردن
rock-bottom price کمترین قیمت
sluiced rock fill سنگریز ابپاشی شده با فشار
to hit rock bottom از نظر روحی خرد شدن
rock fill dam سد سنگریز
zone of rock fracture ناحیهای از سنگ کره که دارای سنگهای شکافدار میباشد
bed rock ledge لایه سنگی کف بستر
zone of rock flowage منطقه سنگهای روان
A big rock rolled down the mountain. سنگ بزرگی از کوه بپایین غلتید
to step out گامهای بلند برداشتن پابیرون نهادن
to step in دخالت کردن توامدن
in step با سرعت پیاده روی
step up عمل کردن
to step in پامیان گذاردن
to step aside منحرف شدن
to step in قدم نهادن در
to step aside بیکسو گام نهادن
to keep step قدم گرفتن
two step دوگامی
step it رقصیدن
step it دست افشاندن
step it پای کوبیدن
to step it رقصیدن
to step it دست افشاندن
to step it پای کوبیدن
step on it <idiom> عجله کردن
two step رقص دوگامی
Step on it! <idiom> تند برو
Step on it! <idiom> گاز بده
step up <idiom> باعث سریع شدن چیزی
step up اضافه کردن
a step towards قدمی به طرف ...
step out از محلی خارج شدن
as a first step <adv.> نخستین [اولا]
step up <idiom> توضیح گرفتن
step into بسهولت بدست اوردن
step in مداخله بیجا در کاری کردن
step down <idiom> شغل مهم خود را کنار گذاشتن
out of step <idiom> دریک گام نبودن
step down کم شونده
step down کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
step in بازدید مختصر وکوتاهی کردن
Step by step . قدم به قدم
step out قدم تندکردن
step aside کنار رفتن
to step out برای مدت کوتاهی بیرون رفتن
step به دست آوردن
step up برخاستن
to step in توآمدن
to step in واردشدن
to step in داخل شدن
step through عمل برنامه رفع خطا که برای را خط به خط اجرا میکند تا خطا را در هر لحظه پیدا کند
step out تند راه رفتن
step aside منحرف شدن
out of step <idiom> هم آهنگ وتوازن نداشتن
step کف پله
step قدم رو
step واحد مجزا
step قدم زدن
step قدم برداشتن
step رتبه درجه
step حرکت یک واحد به جلو یا عقب
step پلکان
step رکاب
i know him by his step او را میشناسم
i know him by his step از گام برداری
step اجرای برنامه کامپیوتری که در هر لحظه یک دستور اجرا شود و برای رفع اشکال است
step پاشنه کفش
step مرحله رتبه
step با گام پیمودن پله
step گام برداشتن
step مرحله پایه
step رتبه
step سر سطر
step قراردادن دکل درحفره مخصوص شیب تند دامنه
step جزء واکنش
step صدای پا
step-by-step تدریجی
step-by-step قدم بقدم
step by step روش قدم به قدم
non step یک سره
step-by-step گام بگام
step by step قدم به قدم
step by step گام بگام
step by step تدریجی
step by step قدم بقدم
step-by-step قدم به قدم
out of step دو یا چند سری پالسهای دیجیتال یا سایر پدیدههای ناپیوسته با فرکانسهای یکسان که در زمانهای متفاون رخ میدهند
step-by-step روش قدم به قدم
step پله
step مرحله
step گام
step قدم
step groove شیارپله
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com