English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 25 (4 milliseconds)
English Persian
rocking chairs صندلی گهوارهای
rocking chairs صندلی تاب صندلی راحتی تکان خور
Other Matches
rocking جنبش
rocking تکان
rocking جنبیده
rocking horse اسب چوبی گهوارهای
rocking horses اسب چوبی گهوارهای
he has a rocking gait هنگام گام برداری بدینسو وان سو می جنبد
rocking tool وسیلهسنگکنی
rocking stone سنگ بزرگی که باندک زوری میتوان انراغلتانید
rocking chair صندلی تاب صندلی راحتی تکان خور
rocking chair صندلی گهوارهای
chairs صندلی
chairs مقر
chairs کرسی استادی در دانشگاه
chairs برکرسی یاصندلی نشاندن
chairs خرک
musical chairs <idiom> هر روز شخصی را سریککار گذاشتن
stacking chairs صندلیپشتدار
easy chairs صندلی راحت
sedan chairs تخت روان یکنفره
musical chairs نوعی بازی که بازیکنان در حرکتاند و وقتی موسیقی متوقف شد مینشینند و هر کس بی صندلی باشد باخته است
high chairs صندلی پایه بلند غذا خوری بچه
Dust has accumulated [settled] on the chairs. روی صندلی ها خاک نشسته
The stage was bare but for [save for] a couple of chairs. صحنه نمایش به استثنای چند تا صندلی لخت بود.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com