Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
rolling stock
گردونههای ریل دار
rolling stock
ترنهای روی خط اهن
Search result with all words
rolling stock cleaning yard
میلهچرخندهتمیزکنندهحیاط
Other Matches
rolling
هموار
rolling
صاف
rolling
غلطک زنی
rolling
نورد زدن
be rolling in it
<idiom>
تو پول غلت زدن
rolling
نیمرخهای فولادی را با عمل نورد تهیه میکنند
rolling
غلتان
rolling
غلتنده
rolling
نوردیدن
rolling mill
ماشین غلتک دار کارخانه شیشه جام
rolling barrage
سد اتش غلطان توپخانه
rolling moment
گشتاور غلطشی
rolling plan
برنامه غلتان
tube rolling
نورد کاری لوله
rolling ladder
نردبانچرخدار
rolling mill
کارخانه تولید ورق اهن وفولاد
get the ball rolling
<idiom>
شروع چیزی
keep the ball rolling
<idiom>
اجازه فعالیت دادن
rolling stone
<idiom>
ستاره سهیل
rolling country
زمین پوشیده
rolling mass
توده غلطان
rolling mill
دستگاه نورد
rolling friction
اصطکاک غلتشی
rolling hitch
گره سه خفت
log rolling
دسته بندی سیاسی که دران همدیگر رابستایندویاری کننداصول نان بهم قرض دادن
to keep the ball rolling
رشته سخن رانگسیختن پشتش را امدن
rolling plane
صفحه غلطشی
rolling instability
ناپایداری غلطشی
rolling pins
تیرک
rolling pins
وردنه
rolling pin
تیرک
rolling pin
وردنه
rolling barrage
سد غلطان اتش
head rolling
سر چرخش
to be rolling in money
<idiom>
تو پول غلت زدن
[اصطلاح]
continous rolling
نورد دائمی
rolling terrain
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
rolling reserve
امادذخیره دم دست وهمیشه حاضر در پای کار
rolling reserve
اماد ذخیره غلطان
rolling press
الت فشاری برای دراوردن نمونههای چاپی
cold rolling
عملیاتی که برای افزایش سختی و استکام فولاد روی ان صورت میگیرد
tire rolling mill
دستگاه نورد لاستیک
unbalanced rolling masses
بارهای غلطان نامتعادل
four high rolling stand
مقام چهار غلطکی
four high rolling stand
خان چهار غلطکی
wire rolling mill
دستگاه نورد سیم
rolling mill engineer
مهندس نوردکاری
rolling mill engineer
نوردکار
loop mill rolling
نوردکاری حلقوی
beam rolling mill
نورد کاری تیر
reversed rolling moment
گشتاور ناشی از کنترل معکوس در صفحه غلتش
plate rolling mill
نوردکاری صفحه
hot rolling mill
نوردکاری داغ
corrugated rolling mill
دستگاه نورد ورق موجدار
cold rolling mill
دستگاه نورد سرد
start the ball rolling
<idiom>
شروع انجام کار
reciprocating rolling process
فرایند نوردکاری رفت و امدی
armor plate rolling mill
دستگاه نورد ورق زرهی
double two high rolling mill
دستگاه نورد مضاعف دوبل
To get things moving. To set the ball rolling. To set the wheels in motion.
کارها را بجریان انداختن
stock
ذخیره کردن
stock
انبارکردن
stock
اماده
to take stock of
برانداز کردن
stock
درانبار
stock
دم دست
stock-still
بی جنبش
stock
به موجودی افزودن
stock
سهم
stock
انباشته انباره
stock
ماده اولیه
stock
موجود
to have in stock
موجود داشتن
stock
:حاضر
stock-still
بی حرکت
stock
کنده
stock
: مایه
stock
ذخیره
stock
موجودی موجودی کالا
stock still
بی جنبش
stock still
بی حرکت
stock
تنه
stock
ته ساقه
stock
قنداق تفنگ
stock
پایه دسته ریشه
stock
نیا
stock
سهام سرمایه
stock
مواشی پیوندگیر
stock
اماد ذخیره
stock
موجودی انبار
stock
دسته چوب ماهیگیری
stock
ازادکردن ماهی پرورشی در اب میله عرضی لنگر
stock
رها کردن پرنده دست اموز برای شکارقنداق تفنگ
stock
سهام
stock
مال التجاره
stock
دودمان
stock
دسته ابزار و اسلحه
stock
عرضه کردن کالا برای فروش سرسلسله
stock
جامع نسب
stock
دسته حدیده
stock
بدنه رنده
stock
موجودی ذخیره
stock
عادی ازلحاظ مدل
out of stock;ex stock
از موجودی یاذخیره
stock
انبار
stock
میله لنگر
stock
ذخیره ذخیره کردن
stock
موجودی
stock
موجودی کالا ذخیره
stock
ذخیره اولیه
stock
قبضه جنگ افزار قنداق تفنگ
out of stock
<adj.>
غیر موجودی کالا
[در انبار]
in stock
<idiom>
روی بورس
take stock of
<idiom>
شمردن فرصتها
stock
جوراب ساق بلند
take stock
<idiom>
جمع بندی کردن
stock certificate
گواهی موجودی کالا در انبار گواهی سهم
stock check
کنترل موجودی
stock clerk
انباردار
stock company
شرکت سهامی
stock control
کنترل موجودی انبار
stock control
کنترل ذخیره انبار
stock control
کنترل موجودی
stock control
کنترل وسفارش موجودی انبار
stock dividend
سهام صادره بابت سود سهام
stock audit
حسابرسی موجودی
stock evaluation
بررسی موجودی انبار ارزیابی موجودی
stock broker
دلال بورس
stock broker
کارگزار بورس
stock broker
دلال سهام
safety stock
موجودی تضمینی
seed stock
ذخیره بذرکاشتنی
seed stock
نیروی ذخیره
service stock
اماد و کالاهای جنگی
dead stock
کالای بدون خریدان
service stock
امادرزمی
spares stock
موجودی لوازم یدکی
stock account
حساب موجودی
stock accounting
حسابداری موجودی
stock accounting
حساب کالاهای موجود
stock adjustment
تعدیل موجودی
stock adjustment
تطبیق موجودی
stock and die
دسته حدیده و حدیده
stock bottle
شیشه ذخیره
safety stock
موجودی ذخیره انبار
stock exchnge
بورس
laughing stock
مایهی خنده
warehouse stock
موجودی انبار
valuation of stock
ارزیابی موجودی
treasury stock
سهم منتشره شرکت که بعنوان سرمایه منظور میگردد
to lay in a stock
موجودی تهیه کردن
to i. one's capital in stock
سرمایه حودرادرسهام گذاشتن
surplus stock
موجودی مازاد
surplus stock
موجودی اضافی
stock yard
حیاط طویله
stock watering
سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
stock valuation
ارزیابی موجودی
stock trading
خرید و فروش سهام
laughing stock
مضحکه
laughing stock
مورد تمسخر
outside
[stock exchange]
<adj.>
خارج از بورس
[فروخته شده ]
stock exchange
بورس اوراق بهادار
stock exchange
بورس سهام
take stock in (usually negative)
<idiom>
باورداشتن
We dont have it in stock .
این جنس موجود نیست ( نداریم )
vine stock
نیایبرگمو
stock pot
قابلمهگود
stock talking
سیاهه برداری از موجودی
stock taking
رسیدگی به موجودی
stock level
سطح انبار
stock jobbing
سفته بازی
stock jobbery
سفته بازی
stock jobber
محتکر سهام دلال سهام
stock jobber
سفته باز
stock in trade
لوازم وابزار کار فوت وفن
stock in trade
مال التجاره
stock in trade
موجودی کالای مغازه
stock holder
سهامدار
stock holder
صاحب سهم
stock funds
اعتبار خریدنقدی
stock funds
اعتبار نقدی اماد
stock level
سطح ذخیره انبار
stock number
شماره فنی جنس
stock solution
محلول ذخیره
stock shears
قیچی پادار
stock saddle
نوعی زین
stock room
انبار کالا
stock room
انبار
stock requisition
تقاضا جهت کالا
stock requisition
درخواست کالا
stock record
سابقه موجودی
stock piling
ذخیره کردن در انبار
stock piling
ذخیره نمودن
stock piling
انبار کردن
stock number
شماره فنی انبار شماره انبار
stock exchnge
بازار سهام تجارتی اتحادیه سهامداران
reserve stock
موجودی ذخیره
excess stock
موجودی مازاد
consignment stock
کلاهای امانی
common stock
سهام عادی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com