English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
root mean square velocity جذر میانگین مجذور سرعت
Other Matches
square root of جذرعددی
square root جذر
square root ریشه دوم
root mean square ریشه دوم میانگین حسابی توانهای دوم همه مقادیرممکن یک تابع
square root key دکمهرادیکال
root mean square error جذر میانگین مجذور خطا
square root method روش جذرگیری
velocity بردار سرعت
mean velocity سرعت متوسط
mean velocity تندی میانگین
velocity سرعت حرکت
velocity فرزی
velocity بردار سرعت [فیزیک]
velocity سرعت سیر شتاب
velocity سرعت
velocity تندی
velocity درجه تندی
velocity چابکی
velocity سرعت انتقال
velocity زرنگی [چابکی]
velocity چالاکی
velocity تندی برحسب زمان
velocity سرعت گردش پول
velocity سرعت دهانهای توپ
velocity سرعت اولیه
final velocity سرعت نهایی
velocity factor ضریب سرعت
friction velocity سرعت اصطکاکی
velocity gradiant میزان تغییر سرعت سیال درواحد مسافت عمود بر خط جریان
group velocity سرعت گروهی
initial velocity سرعت ابتدایی توپ
initial velocity سرعت اولیه
induced velocity سرعت القاء شده
income velocity دفعاتی که پول برای خرید کالای کامل جدیدی خرج شود
income velocity سرعت گردش پول
velocity constant ثابت سرعت
velocity constant ضریب سرعت
high velocity سرعت دهانهای زیاد
high velocity سرعت اولیه زیاد
high velocity با سرعت ابتدایی زیاد
velocity jump جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
fall velocity سرعت سقوط
escape velocity سرعت گریز
conduction velocity سرعت هدایت
circular velocity سرعت دایرهای
velocity modulation تحمیل سرعتی
velocity of a wave سرعت پخش موج
velocity of advance تندی پیشرفت
velocity of approach سرعت متوسط اب هنگام رسیدن به تاج سرریز یا سد
velocity of escape سرعت گریز
velocity of fall سرعت سقوط
conduction velocity سرعت رسانش
critical velocity سرعت بحرانی
escape velocity سرعت فرار
electron velocity سرعت الکترونها
drift velocity سرعت سوق
drift velocity سرعت رانش
velocity microphone میکروفون نواری
discharge velocity سرعت تخلیه
cut off velocity سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
velocity of light سرعت نور
safe velocity سرعت مطلوب
permissible velocity حداکثر سرعت اب در یک کانال که ایجادفرایش نکند
permissible velocity سرعت مجاز
peculiar velocity سرعت خاص
terminal velocity سرعت داخلی گلوله
terminal velocity سرعت گلوله داخل لوله
terminal velocity سرعت حد
permissible velocity تندی مجاز
phase velocity سرعت فاز
seepage velocity سرعت زه اب
sound velocity سرعت حرکت صوت در اب دریا
remaining velocity سرعت گلوله در نقاط مختلف مسیر حرکت
relative velocity سرعت نسبی
reduced velocity گرانروی کاهیده
radial velocity سرعت شعاعی
radial velocity تندی شعاعی
phase velocity سرعت موج
orbital velocity سرعت مداری
muzzle velocity سرعت گلوله هنگام خارج شدن از لوله
intrinsic velocity گرانروی ذاتی
instantaneous velocity سرعت انی
instantaneous velocity سرعت لحظهای
initial velocity سرعت اغازی
light velocity سرعت نور
limit velocity حداقل سرعت ابتدایی توپ یاخمپاره که بتوان با ان نفوذلازم را به دست اورد
limiting velocity بیشترین سرعت هواپیما تحت زاویه معین نسبت به افق
muzzle velocity سرعت دهانه
muzzle velocity سرعت دهانهای سرعت اولیه گلوله
muzzle velocity سرعت ابتدایی توپ
low velocity با سرعت کم
low velocity کم سرعت
local velocity سرعت موضعی
liner velocity بردار سرعت
liner velocity سرعت
charactristic velocity مجموع تغییرات سرعت درمسیر یک ماموریت فضایی
wind velocity سرعت باد
wind velocity سرعت حرکت باد
apparent velocity سرعت فاهری
angular velocity تندی زاویهای
angular velocity سرعت زاویهای
velocity factor ثابت سرعت
actual velocity سرعت واقعی
absolute velocity سرعت مطلق
angular velocity سرعت زاویهای رهایی بمب
wave velocity سرعت موج
velocity of propagation سرعت انتشار
velocity of retreat سرعت متوسط اب در پائین دست سرریز
velocity ratio نسبت سرعت
velocity of money سرعت پول
velocity stacks لوله ورود هوای مساوی به هر سیلندر
burnout velocity سرعت موشک در خاتمه سوختن خرج و تمام شدن ان
root بنیاد
root اصول
root بنیان پایه
root اصل
to take the n-th root جذر [ان] ام یک عدد را گرفتن [ریاضی]
root سرچشمه زمینه
root ریشه کن کردن
to take root ریشه گرفتن ریشه دوانیدن
to take root ریشه زدن
root ریشه دار کردن
root از عددی ریشه گرفتن
root غریدن
root دادزدن
to root up قلع وقمع کردن
root بن
to root کردن
to root گاییدن
To get to the root of something. ته وتوی چیزی را درآوردن
root جذر [ریاضی]
root ریشه [ریاضی]
to root up از ریشه دراوردن
to root up ریشه کن کردن
root ریشه
to root سپوختن
root out ریشه کن کردن
root عدد به توان یک دوم . جذر یک عدد
root بالاترین دایرکتوری که از آن سایر دایرکتورها شاخه می شوند
root توان کسری یک عدد
root گره شروع که از آن تمام مسیرهای شاخههای ساختار درخت آغاز می شوند
to take the n-th root ریشه [ان] ام یک عدد را گرفتن [ریاضی]
root name نام اصلی
root up ریشه کن کردن
root اساس
root جذر
root بیخ
to take root ریشه کردن
root پایه
root پای دندانه
root ریشه گرفتن
constant velocity joint تویی چرخ
high velocity drop بارریزی سریع
angular velocity bombsight دوربین سنجش زاویه رهایی بمب
angular velocity sight زمان سنج رهایی بمب دوربین زمان سنج زاویه رهایی بمب
developed muzzle velocity سرعت ابتدایی و حقیقی توپ
velocity of money circulation سرعت گردش پول
high velocity drop بارریزی با سرعت سقوط زیاد
velocity of energy transmission سرعت انتقال انرژی
maxwell velocity distribution تقسیم سرعت ماکسول
maxwillian velocity distrobution پخش سرعت ماکسولی
income velocity of money سرعت گردش درامدی پول متوسط تعداد دفعاتی که یک واحد پول روی کالاها وخدمات در طول سال مصرف میشود
velocity modulated tube لامپ تحمیل سرعتی
root of a function ریشه تابع [ریاضی]
root segment بخش اصلی
root of a function صفر یک تابع [ریاضی]
rush root ریشه ایرسا
to extract a root جذرگرفتن [ریاضی]
squar root ریشه دوم
squar root جذر
to extract a root ریشه گرفتن [ریاضی]
strike root ریشه زدن
rush root ریشه اریسا
root valve شیر اصلی
strike root ریشه کردن گرفتن
sweet root سوس
to strike root ریشه گرفتن ریشه دواندن
to strike root ریشه کردن پابرجاشدن
to strike root برقرارشدن
anterior root ریشهپیشین
root of nail ریشهناخن
root hairs موهایریشه
root canal کانالریشه
primary root ریشهاولیه
posterior root ریشهخلنی
motor root ریشهمتحرک
wing root ریشه بال
to strike root ریشه زدن
the root of dispute مایه نزاع
root system سیستمریشه
sweet root شیرین بیان
tap root ریشه عمودی
tap root ریشه اصلی
root of the matter اصل مطلب
the root of a tree ریشه درخت
the root of a word ریشه واژه
the root of a word اصل کلمه
sensory root ریشهحسی
secondary root دومینریشه
root vegetables سبزیجاتریشهای
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com