English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
rotating table press پرس مدور
Other Matches
He banged the table with his fist . He thumped the table . با مشت کوبیدن روی میز
rotating دوار
rotating چرخشی
rotating memory حافظه چرخشی
rotating unit یکان در حال تعویض یاچرخش نوبتی بین پستها
rotating band کمربند مسی گلوله
rotating field میدان گردان
contra rotating دو یا چند ملخ یا شفت که درخلاف جهت هم روی محورمشترکی میچرخند و بدین ترتیب مانع اثر نیروهای پیچشی میشوند
rotating auger محلچرخش
rotating dome حوزهچرخشی
rotating drum فرفاستوانهایشکلچرخشی
rotating light چراغدوار
rotating track مسیر/خطدوار
rotating wheel چرخهدوار
rotating band کمربند گلوله
non rotating wire rope طناب سیمی یک سو با مغزی طناب سیمی نپیچ
press قفسه
press فشار دادن با انگشتان
in the press زیر چاپ
in the press تحت طبع
to press up سوی بالافشار دادن
press up از حالت زاویه به بالانس کشیدن
press-up از حالت زاویه به بالانس کشیدن
to press up با فشار بالابردن
press فشار
press دستگاه فشار
press عامل موثر
press ماشین فشار
press دادن
press ازدحام کردن اتوزدن
press چاپ فشار
press دستگاه پرس
press فشردن زور دادن
press وارداوردن
press مطبوعات جراید
press مطبعه
press ماشین چاپ
press جمعیت
press ازدحام
press تاکتیک دفاعی فشرده
press قاب راکت تنیس
press چاپ
press عصاره گرفتن
press فشاراوردن
press فشردن
press له کردن
press فشار دادن
press فشار روی دفاع
press بالا زدن وزنه از روی سینه به بالای سر
press مطبوعات
drawing press پرس کششی
freedom of the press ازادی نگارش
press key تکمه فشاری
press fit پرس شده
press hot فشردن گرم
press gallery لژ نمایندگان مطبوعات
drill press دستگاه مته
drill press متهای که با فشار دست یاماشین چیزی را حفر میکند مته فشاری
press gallery جای ویژه مخبرین جراید درمجلس
solids press down دج ها سوی پایین فشار می اورند
sewing press ماشین کتابدوزی
screw press منگنه
copying press منگنه سوادبرداری
crank press پرس کششی اهرم
press gang دسته مامور جلب مشمولین
cutting press پرس قطع کننده [مهندسی]
rolling press الت فشاری برای دراوردن نمونههای چاپی
punch press پرس منگنه
press vice منگنه
press part بخش فشرده
punching press پرس سوراخ کننده
press law قانون مطبوعات
die press فشردن
screw press قید
press mark علامتی که جای کتاب رادرقفسههای کتابخانه نشان میدهد
drop press پتک خودکار اهنگری
press casting ریخته گری فشاری
moulding press منگنه
power press پرس
mechanical press پرس
liberty of the press ازادی مطبوعات
letter press نوشته وابسته به عکسها
letter press مواد چاپی
legg press تمرین تقویت عضلههای پا بافشار دادن وزنه به بالا با پاخوابیده به پشت
hot press اهار زدن
hot press برق انداختن
hot press جلادادن
hot press مهره کشیدن
hot press منگنه ماشین اهار
hot press مهره
hot press پرس کردن گرم
hydraulic press پرس هیدرولیکی
freedom of the press ازادی مطبوعات
forging press پرس چکش کاری
press cast ریختن تحت فشار
press campaign مبارزه مطبوعاتی
press brake پرس خمشی
press board مقوای فشرده
press bed بخش زیرین پرس
press attache وابسته مطبوعاتی
press agent مامور اگهی و تبلیغ
extrusion press اشترانق پرسه
filter press صافی فشاری
pneumatic press پرس بادی
plate press پرس صفحه باتری
percussion press پرس ضربهای
oil press دستگاه عصاری
oil press چرخ روغن گیری
folding press پرس خم کاری
hydrostatic press منگنه ابی
clothes press گنجه جا رختی
need press theory نظریه نیاز- فشار
press-gang دسته مامور جلب مشمولین
press-ganged دسته مامور جلب مشمولین
To press ones luck . لگد به بخت خود زدن
press-ganging دسته مامور جلب مشمولین
press-gangs دسته مامور جلب مشمولین
wine press چرخشت
treadle press ماشین چاپ پایی
to send to the press برای چاپ فرستادن
press conference مصاحبه مطبوعاتی
to press charges against someone ازکسی قانونی شکایت کردن [کسی را متهم کردن]
press-ups از حالت زاویه به بالانس کشیدن
press gangs دسته مامور جلب مشمولین
press boxes لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
stop press خبریابخشیکهپسازچاپسایرقسمتهایروزنامهچاپشود
press wheel چرخفشار
press chamber حفرهفشار
press corps گروهیازخبرنگارانکهباهمکارمیکنند
press bar دستهفشار
pollen press فشارگرده
lithographic press چاپزغالی
press cutting برش دهنده فشاری
garlic press سیرخودکن
etching press ماشینچاپقلمزن
press officer سخنگوییکارگانیاموسسه
press box لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
press conferences مصاحبه مطبوعاتی
in the press conference در مصاحبه مطبوعاتی
press releases مطلب مطبوعاتی
press release مطلب مطبوعاتی
baling press بالینگ پرس
baling press پرس متعادل
printing press ماشین چاپ
bench press پرس میزی
press report گزارش خبری
briquetting press پرس متعادل یا بالینگ پرس
c frame press پرس با قالب "سی " شکل
cabbaging press پرس هیدرولیک
straightening press پرس مستقیم کنی
solids press down اجسام جامد سوی
gutter press نگارش هایامطبوعات پست
to press ahead with با زور ادامه دادن
to press the button دکمه را فشار دادن در راه انداختن چیزی یا کاری پیش قدم شدن
to press for an answer با صرار یا فشار پاسخ خواستن
to press back با فشار عقب بردن
clean and press حرکت پرس وزنه برداری
to press against any thing بر چیزی فشار اوردن بچیزی زور اوردن
yellow press مطبوعات جنجالی
tiger press حرکت از بالانس ساق دست به روی کف دست
i gave it a slight press انرا کمی فشار دادم
Press the elevator button. تکمه آسانسور رافشار بدهید
gap frame press پرس "سی " شکل
press (push) one's luck <idiom> به شانس بستگی داد
multi stage press پرس چند طبقه
hand screw press پرس پیحی دستی
press copy book دفتر کپیه
die stamping press پرس قالب گیری حدیدهای
the press of modern life فشارو نیازمندیهای زندگی امروز
beam bending press پرس خم کننده میله
double accentric press پرس خارج از مرکز بایاطاقان دوبل
die stamping press پرس حدیده
dial feed press پرس رولور
dial feed press پرس میزی گردان
press of sail or canvas بادبان بفراخور باد
press of sail or canvas ان مقداربادبان که باد اجازه دهد
to correct yhe press چیز چاپ شده غلط گیری کردن
air operated press پرس بادی پنوماتیکی
stretch press die قالب انبساطی
press cast process فرایند ریخته گری فشاری
press campaingn or stunt مبارزه سیاسی بوسیله مقاله نویسی در روزنامه ها
drop forging press پرس اهنگری حدیدهای
column screw press پرس پیچی ستونی
drill press vise گیره ماشینی
power press extrusion طریقه اشترانق پرس
pressing: standing press پایهفشار
concrete tile press پرس صفحهای بتن
double action press پرس دو واکنشی
double action drawing press پرس کششی دوکاره
four column friction screw press پرس اصطکاکی چهار ستونی
vincent friction screw press پرس وینسنت
double action cam drawing press پرس کششی دو واکنشی
table look up جستجوی جدول
table look up مراجعه به جدول
the f. of a table باید
table saw تابلونمایشگر
look up table جدول مراجعهای
Could we have a table outside? آیا ممکن است میز ما بیرون باشد؟
under the table <idiom> زیرمیزی
table جدول
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com