English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 109 (6 milliseconds)
English Persian
rural development توسعه روستائی
Other Matches
rural کشاورزی
rural روستایی
rural روستائی
rural رعیتی
rural planning برنامه ریزی روستائی
rural markets بازارهای روستائی
rural property کشتزار کشتخوان
a rural backwater محل روستایی عقب افتاده
rural property ملک زراعتی
rural urban migration مهاجرت از روستا به شهر
rural labor force نیروی کار روستائی
rural district council انجمن محلی زراعی
governor of a rural district دهدار
development برنامه ریزی تولید محصول جدید
well development توسعه و شستشوی چاه
self development توسعه نفس
under development دردست توسعه
self development پیشرفت نفس خود پیش برد
development توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
development کامپایل و رفع عیب نرم افزار جدید را میدهد
development پیشرفت
development گسترش
development توسعه
development رشد و توسعه اقتصادی ارایش دادن زمین توسعه وضعیت
development رشد
development ایجاد
development فهور
development ترقی نمو
development بسط
development گسترش دادن یکانها توسعه دادن نمو
development تکامل یافتن
development مجموعه برنامه هایی که به برنامه نویس امکان نوشتن ویرایش
development زمان لازم برای توسعه محصول جدید
development رشد پیشرفت
pattern of development الگوی توسعه
recent development بسط جدید
land development احیای اراضی
pole of development قطب توسعه
phasess of development مراحل توسعه
manpower development پرورش نیروی انسانی
mental development رشد ذهنی
motor development رشد حرکتی
recent development بسط تازه
personnel development برنامه ریزی استخدامی
recent development فهورتازه
regional development توسعه منطقهای
regional development توسعه ناحیهای
housing development محوطهایکهبهتازگیدرآنخانهتاسیسشدهاست
top down development توسعه از بالا به پایین
technical development توسعه فنی
software development توسعه نرم افزاری
social development توسعه اجتماعی
uneven development توسعه نامتوازن
design development آماده سازی و تکمیل نقشه فرش
sexual development رشد جنسی
research and development تحقیق و توسعه یا بهبودوسایل
research and development تحقیق و توسعه
inward looking development policies درکشورهای در حال توسعه تاکید دارد
inward looking development policies سیاستهای توسعه "درون نگر " سیاست هائی است که بر خود اتکائی اقتصادی
base development تهیه پایگاه
development planning برنامه ریزی توسعه
development plan طرح ارایش زمین
development plan طرح گسترش
development plan برنامه توسعه
development order دستوربهبود اماد
development order دستور ساخت اماد
development cost هزینه توسعه در تولیدمحصول
development budget بودجه عمرانی
development bank بانک توسعه
curriculum development برنامه ریزی درسی
cultural development توسعه فرهنگی
combat development پیشرفت اموزش رزمی
combat development توسعه رزمی
child development رشد کودک
bank development گسترش شبکه بانکی
base development ساختن پایگاه
development policy سیاست توسعه
development system سیستم توسعه یافته
internal development رشد داخلی
historical development سیر تاریخی
ecosystem development گسترش بوم سازگان سازگان بوم گسترد
development countries کشورهای قابل توسعه
force development برنامه تشکیل یکانها
force development برنامه تامین یا بسیج یکانها
flank development گسترش جناحی
internal development توسعه داخلی
eco development بوم گسترد
development time زمان توسعه
historical development توسعه تاریخی
economic development توسعه اقتصادی
development tools ابزار توسعه
eco development بوم گسترش
development aid worker دستیار مدد کار [برای توسعه دادن کشوری]
development aid worker دستیار داوطلب [برای توسعه دادن کشوری]
spike [in a curve/development etc.] پالس بسیار بلند و ناگهانی [در نمودار تکاملی و غیره]
development aid volunteer دستیار داوطلب [برای توسعه دادن کشوری]
anti development policy سیاست ضد توسعه
development aid volunteer دستیار مدد کار [برای توسعه دادن کشوری]
international development association مجمع بین المللی توسعه مجمعی است وابسته به بانک جهانی که به منظور کمک به کشورهای توسعه نیافته ایجاد شده است
microcomputer development system سیستم توسعه ریزکامپیوتر
program development cycle چرخه ایجاد برنامه
program development tools ابزار توسعه برنامه
desired rate of development نرخ مطلوب توسعه
development support library امکانات خودکار که با ان یک منشی برنامه نویسی فایلهای توسعه برنامه را که شامل نسخههای اصلی مجموعههای تست داده واسناد گزارش میباشدنگهداری میکند
lincoln oseretsky development scale رشد سنج لینکلن- اوزرتسکی
big push theory of development نظریه فشار شدید توسعه
bayley scale of infant development مقیاس بیلی برای رشدکودکان
Economic expert [A person who is a member of the Advisory Council on the Assessment of Overall Economic Development in Germany] حکیم اقتصادی [ کسی که عضو شورای کارشناسان برای سنجش توسعه کلی اقتصادی در آلمان است]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com