English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 31 (4 milliseconds)
English Persian
russian olive درخت سنجد
Other Matches
russian a توسه
russian اهل روسیه
russian روسی
russian revolution وقایعی که در فاصله سالهای 5091 تا 7191 درروسیه اتفاق افتاد و بالاخره به تشکیل دولت سوسیالیستی در ان کشور منجر شد
russian defence دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
russian defence دفاع روسی
russian system سیستم روسی در دفاع گرونفلد
Russian roulette <idiom> دوئل کردن
Russian roulette <idiom> شرایط پرخطر
russian revolution انقلاب روسیه
Russian black bread نانسیاهروسی
olive رنگ زیتونی
olive زیتون
olive درخت زیتون
olive-colored <adj.> رنگ زیتونی
olive oil روغن زیتون
olive branch شاخ زیتون
olive branch اولاد
olive oil روغن زیتون
olive crown تاج زیتون
olive drab سبز زیتونی
olive drab رنگ زیتونی
olive drab رنگ سبز ارتشی
olive gray رنگ سبز مایل بزرد خاکستری
olive green رنگ سبز زیتونی روشن
to hold out the olive branch <idiom> [پیشنهاد آشتی کردن]
spurge daphneŠspurge olive ماذریون
virgin olive oil روغن زیتون طبیعی
reach out with an olive branch [انجام دادن کار یا گفتن چیزی که نشان میدهد شما میخواهید به ناسازگاری با دیگری خاتمه دهید.]
reach out with an olive branch <idiom> [انجام دادن کار یا گفتن چیزی که نشان میدهد شما میخواهید به ناسازگاری با دیگری خاتمه دهید.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com