English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 130 (7 milliseconds)
English Persian
sailor's knot گره کراوات
Other Matches
sailor ناوی
sailor دریانورد
sailor ملوان
sailor دریا نورد
sailor ملوان قایق بادبانی
sailor ملاح
sailor collar یقهملوانی
sindbad the sailor سندباد بحری
sailor tunic تونیکملوانی
knot بقچه [کاموا ]
knot کانون [کاموا]
knot میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot گره خوردن
knot گره زدن
knot گره دریایی
knot گره
knot گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot [واحد سرعت دریایی معادل ۱۸۵۲ متر درساعت]
knot نات [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot گیرانداختن
knot بهم پیوستن
knot گره زدن
knot واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
knot مشکل عقده
knot گره
knot برکمدگی
knot دژپیه
knot غده چیز سفت یا غلنبه
knot گره خوردن
knot منگوله دار کردن گره دریایی
knot گره پیشاهنگی
knot میل دریایی
knot نات
knot گره دریایی
To unite a knot . گره را باز کردن
The knot has come loose . گره شل شده است
tie the knot <idiom> ازدواج کردن
asymmetric knot گره نامتقارن
alternate knot گره یک در میان (نوعی گره تقلبی)
windsor knot گره بزرگ کراوات
angular knot گره زاویه ای مثل گره آویز
knot stitches کوکگره
figure-eight knot شکلگره8تایی
top-knot سر پر
top-knot پرهای تارکسر
top-knot کاکل
top-knot گره زینتی
Gordian knot مشکل معما مانند
Gordian knot گرهی گوردیان گوردیوس
Gordian knot مسئلهی گیجکننده
berber knot گره مراکشی که بدور دو تار دو مرتبه گره می خورد
symmetric knot گره ترکی [گره نامتقارن] [که بدور دو تار زده می شود و معمولا از قلاب جهت خفت زدن استفاده می شود.]
tie [knot] خفت
tie [knot] ایلمک
tie [knot] پیچه
tie [knot] ریشه
turkish knot گره ترکی
turkish knot گره متقارن
Danish knot گره رنی
Spanish knot گره اسپانیایی [این گره بدور یک نخ تار زده شده و به آفریقا منسوب می باشد.]
senneh knot گره نامتقارن
senneh knot گره فارسی
hand knot گره دستی
knot count رجشمار [گره زرعی] [تعداد گره در طول مشخصی از فرش]
knot density چگالی گره [تراکم تعداد گره در مساحتی مشخص از فرش می باشد که اغلب بصورت متر مربع و یا اینچ مربع محاسبه می گردد.]
knot strength استحکام گره
knot ratio نسبت تعداد گره [این کسر جهت مقایسه تراکم گره در طول و عرض بافت بکار رفته و عاملی جهت تعیین قیمت فرش می باشد.]
packing knot گره زدن بدون پود
Persian knot گره فارسی
Persian knot گره نامتقارن
asymmetric knot گره سنه
reef knot گره راست
fisherman's knot گره ماهی گیر
fisherman's knot گره
granny knot گره عامی
granny knot گره غلط
half knot نیم گره
half knot گره خفتی
knot tie گره مقرهای
knot hole محل گره
knot hole محل حفره
top-knot موی فرق سر
macrame knot گره توری بافی
manrope knot head s"turk
figure of eight knot گره هشت فرانسه
figure eight knot گره هشت کوهنوردی
elf knot گیس جنی
blood knot نوعی گره
butterfly knot گره پروانه
clinch knot گره ثابت
constrictor knot گره فشاری
crown knot گره تاج
dead knot گرهای که با عضوهای اطراف خود اتصال نداشته باشد
diameter of a knot قطر یک گره
double knot گره دوبل
elf knot موی درهم برهم
elf knot زلف ژولیده
nail knot گره بین نخ فرعی و اصلی ماهیگیری
overhand knot گره ساده
overhand knot گره اضافی
square knot گره مربر
square knot گره مربع
surfer's knot ورم یا برجستگی زیر زانو یابالای پای موج سوار
surgeon's knot گره بخیه جراحی
sword knot شرابه شمشیر
tight knot گره سخت
to cut the g. knot گره یامشکلی رابزورحل کردن
to tie a knot گره زدن
to untie a knot گرهی رابازکردن
turtle knot گره وصل کردن طعمه ماهیگیری به راهنما
wall knot گره حصیری
wall knot گره تخت
square knot گره مرکب از دونیم کره
running knot گره بند
psyche knot ارایش گیسو بصورت گوجه فرنگی
shoulder knot روبان یاحمایل زینتی روی شانه
pruisik knot گره پروسیک
shoulder knot واکسیل
slip knot گره خفت
slip knot گره زود گشا
running knot خفت
perfection loop knot نوعی گره قرنیهای در انتهای نخ ماهیگیری
asymmetric knot [farsi] گره فارسی
loop knot tie گره حلقوی
Tie a knot in the rope . طناب را یک گره بزنید
heaving line knot گره هبلین
French knot stitch گرهفرانسوی
See if you can unite the dead knot . ببین این گره کور را می توانی باز کنی
Tie a rope in a firm knot . طناب را گره محکمی زدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com