English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 171 (2 milliseconds)
English Persian
sash window پنجره کشویی
sash window اروسی
Other Matches
sash حمایل زدن
sash پنجره گلخانه
sash پنجره
sash قاب دورشیشه در یاپنجره که شامل میلههای چوبی بین شیشه ها نیزمیباشد
sash ارسی
sash حمایل نظامی وغیره
sash کمربند
sash عمامه
sash پنجره گذاردن
sash windows اروسی
sash windows پنجره کشویی
sash frame حمایلقاب
balances sash قاب شیشه خور پنجره
sash plane رنده بغل
sash cords طناب لنگر
sash cord طناب لنگر
sash balancing weight پارسنگ
sash balancing weight وزنه متعادل کننده
top rail of sash حمایلریلی
stile tongue of sash زبانهحمایل
stile groove of sash لولایحمایل
to go to the window به [سوی] پنجره رفتن
by the window کنار پنجره
go out the window <idiom> اثرش از بین رفته
window تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
window مشابه 10682
window فضایی در صفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
window ویترین دریچه
window روزنه
window پنجره دار کردن
window بیوه زن
window پنجرهای در سیستم گرافیکی که متن ها در فضاهای کوچک صفحه قرار گرفته اند پیش از آنکه به محل نهایی اختصاص داده شوند
window فضایی از صفحه نمایش که کاربر میتواند متن یا گرافیک را نمایش و ویرایش کند
window فضایی درصفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
window فضایی در صفحه نمایش که اپراتور در حال حاضر آنجا کار میکند
window پنجره
casement window پنجرهیلولایی
to lean out of the window به پنجره تکیه دادن
lattic-window پنجره مشبک
landing window پنجرهفرود
louvred window پنجرهیروزنهدار
laced window [مجموعه ای از پنجره های عمودی که در قرن هجده میلادی در انگلستان متداول بوده است.]
observation window پنجرهدیدهبانی
playing window پنجرهنمایش
protective window پنجرهحفافتی
pylon window قسمتبازبرج
panoramic window پنجرهوسیع
basement window پنجرهزیرزمین
window regulator وسیله تنظیم پنجره
window shade پرده
window shade کرکره
window shop به کالاهای درون ویترین مغازه نگاه کردن
window shopper کسی که فقط از پشت ویترین کالاهای عرضه شده راتماشا میکند
worksheet window پنجره صفحه کاری
maintenance window [زمان تعیین شده برای تعمیر و نگهداری]
window-sill هرهی پنجره
window-sill لب پنجره
window-sill تختهی زیر پنجره
window-sills هرهی پنجره
window-sills تختهی زیر پنجره
access window مدخلپنجرهایبرایدریافتاطلاعاتدرفلاپیدیسک
screen window پوششپنجره
sliding window پنجرهمتحرک
Ipswich window پنجره بالکن
balanced window پنجره چرخان
bay-window [پنجره ی بیرون زده ]
bay-window شاه نشین
biforate window پنجره دودر
cabinet-window ویترین
chicago window پنجره شیکاگویی
compss-window پنجره کنسولی
cross-window [پنجره ای با جرز عمودی میان قسمت هایش به شکل صلیب]
Diocletion Window پنجره نیم دایره
double window پنجره دو جداره
eucharistic window [نیم پنجره محراب]
My desk is by the window. میز کار من کنار پنجره قرار دارد.
flanking window نورگیر ثابت
French window پنجره لولادار
types of window انواعپنجره
window awning پنجرهچادر
window curtain پردهپنجره
window tab برچسبپنجره
window-shopping نگاهکردناجناسبدونقصدخریدآنها
Could we have a table by the window? آیا ممکن است میز ما کنار پنجره باشد؟
The window is jammed. پنجره باز نمیشود.
The window is jammed. پنجره گیر کرده است.
a seat by the window یک صندلی کنار پنجره
to stand at [by] the window کنار پنجره ایستادن
eyebrow window [پنجره جلو آمده زیر سقف ساختمان]
window seats صندلی یا نشیمنگاه لب پنجره
window pane جام پنجره
window-pane جام پنجره
window-panes جام پنجره
active window پنجره فعال
balance window پنجره چرخان
blind window پنجره نما
cant bay window کج پنجره
case window پنجره لولادار
child window پنجرهای در پنجره اصلی
child window پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
compass window شاه نشین نیم گرد
continuous window پنجره سراسری
lattice window پنجره مشبک
dormer window پنجره شیروانی
oval window روزنه بیضی
window seat صندلی یا نشیمنگاه لب پنجره
window-frames قاب پنجره
lattice window شباک
window dressing فن نمایش کالا در پشت پنجره دکان
window-dressing فن نمایش کالا در پشت پنجره دکان
bay window پنجره جلو امده شاه نشین ساختمان
bay window پنجره پیش امده
bay window پیش امدگی ساختمان
bay window شاه نشین
French window اقشقشه
French window درپنجرهای
bow window پنجره قوسی
bow window پنجره پیش امده کمانی
window box قاب پنجره
window-box قاب پنجره
window-boxes قاب پنجره
window frame قاب پنجره
window-frame قاب پنجره
round window روزنه گرد
lancet window پنجره نوک تیز
pivoting window پنجره گردان
pivoting window پنجره محوری
pop up window پنجرهای که در هر لحظه قابل نمایش روی صفحه است در بالای تمام چیزهایی که روی صفحه هستند
rear window پنجره عقب
rose window پنجره گرد که ارایش هایی بشکل گل دارد
three panes window پنجره سه لنگه
window-sills لب پنجره
text window پنجره متن
stormproof window پنجره ضد طوفان
sight window بریدگی بالای کمان برای جاگرفتن تیر و دادن دید بهتر
skylight window کتیبه
skylight window خفنگ
storm window پنجره زمستانی کرکره چوبی بادشکن
window dress بنمایش گذاشتن
three panes window پنجره سه چشمه
inactive window پنجره غیرفعال
window panes باران با صدا به پنجره می خورد
split window پنجره تقسیم بندی شده
window leaf لنگه پنجره
camera window دریچه دیافراگم دوربین
window envelope پاکت طلق دار ادرس نما
window dress پشت ویترین گذاشتن
picture window پنجره دل باز وخوش منظره پنجره بزرگ
splitting a window تقسیم بندی پنجره
cross bar of window الت پنجره
window sill brick هره
service time window [زمان تعیین شده برای تعمیر و نگهداری]
window sill brick اجر کاردی
thin window display نمایشی یک خطی که روی صفحات کلید و کامپیوترهای دستی بکار می رود
internal window sill کف پنجره داخلی
window winder handle دستگیرهحرکتدهندهشیشه
sliding folding window پنجرهتاشویمتحرک
middle lintel in window وادار میانی پنجره
middle lintel in window الت وسطی پنجره
multi window editor برنامه ایجاد و ویرایش تعدادی برنامه کاربردی مستقل هر یک در یک پنجره مستقل در صفحه نمایش در یک زمان
Do you mind if I open the window? اشکالی دارد اگر پنجره را باز کنم؟
Do you mind if I close the window? اشکالی دارد اگر پنجره را ببندم؟
middle lintel in window کمرکش پنجره
rabbet [for window or door] اتصال کام و زبانه لبه [ پنجره یا در]
vertical pivoting window پنجرهگردانعمودی
horizontal pivoting window پنجرهکشویی
head access window شکاف مستطیل شکل درروکش دیسک لغزان
casement window opening inwards پنجرهدودر
Dont stick your head out of the car window. سرت را از پنجره اتوموبیل درنیار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com